کشیدگی ردیف و محتوا

همزمان با نزدیک شدن به پایان تفاهم‌نامه نظامی 10 ساله میان ایالات متحده و رژیم صهیونی، مقامات اسرائیلی و آمریکایی از طرحی حمایت می‌کنند که طبق آن کمک‌های بلاعوض نظامی آمریکا به رژیم صهیونی به تدریج حذف شده و جای خود را به الگوی جدیدی از همکاری دفاعی و صنعتی بین طرفین می‌دهد.

علاوه‌براین قرار است فرآیندهای اشتراک اطلاعات بین سازمان‌های جاسوسی دو طرف به سطحی جدید برسد.

این طرح که از سوی کنگره در قالب قانون بودجه دفاعی سال 2027 آمریکا (NDAA 2027) برای تصویب ارائه شده است، به جای پرداخت کمک‌های نقدی مستقیم به ارتش رژیم صهیونی، چارچوبی را تنظیم کرده که مشارکتی کامل را بین طرفین در حوزه‌های مختلف فناوری‌های نظامی ایجاد می‌کند.

منتقدان معتقدند که این طرح بیش از هر اقدام دیگری از زمان تأسیس رژیم صهیونی در سال ۱۹۴۸ دو ارتش آمریکا و اسرائیل را به یکدیگر پیوند می‌دهد. هرچند این طرح به دنبال یکی کردن نظام کنترل و فرماندهی دو ارتش نیست، اما در صورت تصویب عملاً صنایع نظامی طرفین را با یکدیگر ترکیب می‌کند.

طبق تحلیل پایگاه آمریکایی Responsible Statecraft مشارکت شرکت‌های نظامی و امنیتی آمریکا و اسرائیل، حوزه‌های گوناگون فناوری، از هوش مصنوعی و کوانتوم تا سایبر و بیوتکنولوژی را در بر می‌گیرد. با توجه به اینکه شرکت‌های نظامی-امنیتی سهم بزرگی در زیست‌بوم فناوری رژیم صهیونیستی دارند، با نهایی شدن این طرح باید انتظار تلفیق هرچه بیشتر فرآیندهای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری‌های دولتی، زنجیره‌های تأمین و زنجیره‌های ارزش را بین بخش فناوری رژیم و آمریکا داشته باشیم؛ روندی که می‌تواند ظرفیت‌های جدید و بی‌سابقه‌ای را در اختیار بخش فناوری به عنوان موتور محرک اقتصاد و ستون امنیت رژیم صهیونی قرار دهد.

کمک‌های نظامی آمریکا به عنوان رکن توسعه نظامی ارتش صهیونی

این کمک‌ها که طبق برآوردها در طول دوره حیات دولت صهیونی به بیش از 240 میلیارد دلار رسیده است، هم‌اکنون در دو قالب کلی ارائه می‌شود: کمک‌های منظم سالانه و کمک‌های موردی و اضطراری. کمک‌های موردی و اضطراری اغلب حجم بالاتری نسبت به کمک‌های منظم دارد، اما کمک‌های منظم به عنوان چارچوبی بلندمدت و مستمر نقش مهمی در برنامه‌ریزی‌های نظامی رژیم صهیونیستی ایفا می‌کند. حمایت نظامی خارجی رکن اصلی تقویت توان رزمی نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود.

کمک‌های نظامی منظم تاکنون در قالب سه تفاهم‌نامه‌ی ده‌ساله بین طرفین اجرایی شده است. نخستین تفاهم‌نامه در سال 1999 امضا شد و تفاهم‌نامه‌ی کنونی که از سال 2019 آغاز شده، تا 2028 ادامه خواهد داشت. طبق این سند، کمک‌های سالانه نظامی آمریکا با مبلغ مجموعاً 3.8 میلیارد دلار به دو شکل صورت می‌گیرد. در کنار برنامه تأمین مالی نظامی خارجی (FMF) به مبلغ 3.3 میلیارد دلار که صرف خرید و ساخت تجهیزات نظامی می‌شود، برای نخستین بار وزارت دفاع ایالات متحده سالانه 500 میلیون دلار را نیز صرف پروژه‌های مشترک توسعه سامانه‌های پدافند ضدموشکی می‌کند.

همزمان با نزدیک شدن به موعد پایان سومین تفاهم‌نامه، طرح اخیر کنگره اقدامی در جهت سازماندهی مجدد به این کمک‌هاست که می‌تواند به پایداری و اثربخشی آن‌ها بیفزاید.

کاهش کمک‌های نظامی یا تعمیق آن‌ها؟

برخلاف برداشت اولیه، حذف کمک‌های نقدی به معنای کاهش حمایت آمریکا از رژیم اسرائیل نیست، بلکه طبق این طرح کمک‌های نظامی آمریکا به رژیم در قالبی جدید بسته‌بندی می‌شود و زمینه را برای تحقیق و توسعه مشترک، تولید مشترک تسلیحات، سرمایه‌گذاری‌های مشترک، توافق‌های صدور مجوز فناوری و اشکال دیگر همکاری میان مجموعه صنایع نظامی آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند.

علاوه بر بهره‌هایی که بخش نظامی اسرائیل از توسعه مشترک فناوری با آمریکا می‌برد، وارد شدن شرکت‌های نظامی رژیم صهیونی در زنجیره تأمین صنایع نظامی آمریکا درآمدهایی را از محل خریدهای نظامی پنتاگون نصیب آن‌ها می‌کند. از آنجا که بخش مهمی از شرکت‌های نظامی رژیم صهیونیستی دولتی هستند، این خریدها به معنای سود رساندن مستقیم به دولت صهیونی است. افزون بر این شرکت‌های خصوصی اسرائیلی نیز ملزم به پرداخت مالیات به دولت متبوع خود هستند.

در کنار ابعاد مالی و اقتصادی، تحلیلگران معتقدند یکی از موانع جدید در مسیر کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل، افزایش چشمگیر حساسیت‌های عمومی نسبت به روابط نظامی با رژیم صهیونی در افکار عمومی جهان و به ویژه مردم آمریکا است. برای نمونه نظرسنجی «مؤسسه امور جهانی» (Institute for Global Affairs) که در ماه می منتشر شد نشان داد تنها ۱۶ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند آمریکا باید بدون محدودیت‌های جدید به ارسال تسلیحات برای اسرائیل ادامه دهد. در مقابل، ۳۸ درصد خواستار توقف کامل ارسال سلاح و ۲۴ درصد خواهان مشروط شدن ارسال تسلیحات به نحوه استفاده از آن‌ها شده‌اند. ازاین‌رو یکی از اهداف اصلی طرح جدید کنگره، پنهان‌سازی کمک‌ها و حذف موانع سیاسی احتمالی در مقابل آن است.

این کمک‌ها که تاکنون در فرآیندی آشکار تحت مدیریت وزارت خارجه آمریکا و با مجوز کنگره صورت می‌گرفت، قرار است جای خود را به کمک از طریق پرداخت‌های تدارکاتی پنتاگون، پروژه‌های صنعتی مشترک و زنجیره‌های پشتیبانی نظامی می‌دهد که با مبهم کردن حجم واقعی منافع مالی اسرائیل، شفافیت و امکان نظارت عمومی را از بین می‌برد و از طرف دیگر تا حد زیادی امکان استفاده از کمک‌های نظامی به عنوان اهرم فشار سیاسی علیه اسرائیل را از دولتمردان آمریکایی می‌گیرد.

یکی دیگر از پیامدهای احتمالی این طرح، تقویت نفوذ دولت صهیونی روی قوه مقننه آمریکا است. حامیان آمریکایی این طرح مدعی هستند که می‌توان به جای خارج کردن پول از اقتصاد این کشور، کمک‌های نظامی به اسرائیل را صرف سرمایه‌گذاری در بخش نظامی آمریکا، ارتقای ظرفیت‌های صنعتی و اشتغال این کشور کرد. بااین‌حال به باور تحلیلگران پایگاه Responsible Statecraft توسعه یا ایجاد تأسیسات تولیدی مشترک نظیر پروژه‌های مشترک رافائل با شرکت‌های آمریکایی در ایالت‌های می‌سی‌سی‌پی و آرکانزاس، در عمل باعث سهیم شدن اسرائیل در بازار اشتغال آمریکایی‌ها می‌شود که به عنوان عاملی برای افزایش نفوذ سیاسی دولت صهیونی روی نمایندگان کنگره در این مناطق عمل خواهد کرد.

کمک‌های نظامی خارجی به اسرائیل: مزیت نسبی یا تهدید ساختاری؟

این طراحی در شرایطی انجام شده است که حمایت‌های همه‌جانبه و بی‌دریغ ایالات متحده از اسرائیل و نفوذ بسیار بالای جریان‌های صهیونیستی در دولت آمریکا هرگز باعث نشده که صهیونیست‌ها وابستگی به دولت‌های خارجی حتی آمریکا را به عنوان یک تهدید ارزیابی نکنند.

از دیدگاه صهیونیست‌ها هرگونه وابستگی خارجی موجب محدودسازی سیاست‌های ضدامنیتی و تخریب‌گرانه آن‌ها در منطقه می‌شود، زیرا ممکن است ملاحظات سیاسی دولت‌های خارجی باعث شود آن‌ها کمک‌های خود را مشروط به رعایت برخی حدود رفتاری از سوی صهیونیست‌ها بکنند.

بااین‌حال به دلیل ضعف‌های بنیادی رژیم همچون جمعیت محدود، منابع کم و فقدان عمق جغرافیایی، وابستگی این رژیم به خارج امری گریزناپذیر است. به همین دلیل طرح اخیر کنگره که نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونی نیز از آن حمایت کرده، علاوه بر حفظ و تعمیق کمک‌های نظامی خارجی آمریکا، به دنبال از بین بردن گلوگاه‌هایی است که می‌تواند محلی برای وارد آوردن فشارهای سیاسی به رژیم باشد.

بخش 224: ادغام پایه‌ی نظامی-صنعتی آمریکا و اسرائیل

بخش 224 (Section 224) طرح بودجه دفاعی 2027 آمریکا که با عنوان «ابتکار همکاری آمریکا و اسرائیل در فناوری‌های دفاعی» ارائه شده است، زمینه را برای تحقیق و توسعه دوجانبه، تولید مشترک سلاح، سرمایه‌گذاری‌های مشترک، توافق‌نامه‌های صدور مجوز و ظاهراً هر نوع همکاری بین مجموعه‌های نظامی-صنعتی آمریکا و رژیم صهیونی فراهم می‌کند.

با وجود اینکه دو طرف در حال حاضر همکاری نزدیکی در توسعه سامانه‌های دفاع موشکی دارند، اما این بند قانونی این هماهنگی را تقریباً در تمام زمینه‌های فناوری نظامی از جمله هوش مصنوعی، کوانتوم، سامانه‌های خودمختار، سامانه‌های انرژی هدایت‌شده (DEW)، سایبر، بیوتکنولوژی و بسیاری موارد دیگر تا حد زیادی گسترش می‌دهد. همچنین این بند با طرح عباراتی همچون «یکپارچه‌سازی شبکه‌ها» (Network Integration) و «ادغام داده‌ها» (Data Fusion) زمینه‌ی این را فراهم می‌کند که اطلاعات و داده‌های در اختیار ارتش آمریکا بتوانند به زودی در اختیار ارتش اسرائیل قرار بگیرند.

واشنگتن پیش‌تر نیز از طریق «طرح اقدام تولید دفاعی» (Defence Production Action Plan) با متحدان ناتو در زمینه تولید مشترک و زنجیره‌های تأمین همکاری کرده و همچنین از طریق برنامه‌هایی نظیر زنجیره تأمین جهانی جنگنده‌های F-35 همکاری‌هایی با شرکای خارجی داشته است، اما تحلیلگران معتقدند اجرای کامل بخش 224 این طرح سطحی از ادغام نظامی ـ صنعتی را ایجاد خواهد کرد که آمریکا تاکنون با هیچ شریک خارجی دیگری در جهان تجربه نکرده است.

تحلیلگران اندیشکده‌ی آمریکایی کوئینسی (Quincy Institute) معتقدند که سازوکار جدیدی که این بند ایجاد می‌کند، هرچند در ظاهر پراکنده‌تر از کمک‌های نقدی مستقیم است اما در عمل می‌تواند به مقیاس‌های بسیار بزرگتری گسترش یابد. طبق تحلیل اندیشکده کوئینسی مسیرهای جدید انتفاع نظامی اسرائیل عبارت‌اند از:

  • قراردادهای تدارکات و خریدهای چندساله: خرید سامانه‌های تسلیحاتی، مهمات، موشک‌ها یا قطعات توسط پنتاگون تأمین‌کنندگان اسرائیلی
  • تولید مشترک و صدور مجوز: انتفاع پایدار از طریق فروش حق امتیاز طرح‌های اسرائیلی برای تولید در آمریکا یا دریافت مجوز تولید مشترک
  • تحقیق، توسعه، آزمایش و ارزیابی (RDT&E): برنامه‌های توسعه مشترک که از طریق حساب‌های تحقیق و توسعه پنتاگون تأمین مالی می‌شوند
  • سرمایه‌گذاری‌های پایگاه صنعتی: وقتی پنتاگون گلوگاهی را شناسایی می‌کند که ظرفیت تولید یک مهمات، قطعه یا پلتفرم خاص را محدود می‌کند، بودجه توسعه ظرفیت را تأمین می‌کند. اگر مالکیت معنوی یا زیرسیستم‌های اسرائیلی در خط تولید توسعه‌یافته تعبیه شوند، شرکت‌های اسرائیلی از آنچه علناً به عنوان هزینه‌های آمادگی دفاعی ایالات متحده تعریف می‌شود، بهره‌مند می‌شوند
  • نگهداری، ارتقاء و تجدید: در طول عمر چند دهه‌ای یک سیستم تسلیحاتی، هزینه‌های تعمیر و نگهداری می‌تواند برابر یا بیشتر از هزینه اولیه تدارکات باشد. به‌روزرسانی‌های نرم‌افزار، قطعات یدکی، ارتقاء در اواسط عمر و تجدید پس از استفاده عملیاتی، جریان‌های درآمدی طولانی و پایداری ایجاد می‌کنند. این‌ها تعهدات ضمنی هستند که باعث می‌شوند رابطه مدت‌ها پس از انقضای توافق‌های اولیه دوام داشته باشد.

 

منابع:

[1]Council on Foreign Relations. “U.S. Aid to Israel in Four Charts.” October 7, 2025. https://www.cfr.org/articles/us-aid-israel-four-charts
[2]Simon, Steven. “The Disappearing Aid Check: The Future of US–Israel Defense Support.” Quincy Institute. June 5, 2026. https://quincyinst.org/research/the-disappearing-aid-check-the-future-of-us-israel-defense-support/
[3]Freeman, Ben. “Congress Quietly Moves to Integrate US and Israeli Militaries.” Responsible Statecraft. May 29, 2026. https://responsiblestatecraft.org/israel-us-military/
[4] D. Hartung, William. “U.S. Military Aid and Arms Transfers to Israel, October 2023 – September 2025.” Brown University. October 7, 2025. https://costsofwar.watson.brown.edu/paper/AidToIsrael
[5]Institute for Global Affairs. “Shifting Views of Israel.” May 19, 2026. https://instituteforglobalaffairs.org/2026/05/war-president-israel/
[6]اندیشکده قرار. «کمک‌های نظامی ایالات‌متحده به رژیم صهیونیستی؛ دارایی راهبردی، اهرم سیاسی و وابستگی ساختاری». 6 اسفند 1404