تحلیلی بر فرهنگ سازمانی زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی
آنها تهدیدها را به فرصت تبدیل میکنند و ما …
طی دو سالی که از طوفانالاقصی میگذرد، رژیم صهیونیستی پیدرپی با چالشهای جدیدی مواجه شده است؛ از درگیری با حماس در نوار غزه تا نبرد با حزبالله در مرزهای شمالی و از همه مهمتر حملات موشکی ایران در عملیاتهای وعده صادق. به جز این حوادث نظامی، درگیریهای مداوم امنیتی در داخل اراضی اشغالی، فشارهای شدید از سوی کشورهای مختلف دنیا و چالشهای دیپلماتیک، رژیم را از هر سو احاطه کرده است. با اینحال حوزه فناوری و استارتاپی رژیم تا اندازه زیادی از خود تابآوری نشان داده است. در این گزارش به دنبال تحلیل این تابآوری و تغییرات مهم این حوزه در طی جنگ اخیر هستیم.

تصویری از سامانه موشکی پیکان
با شروع جنگ تمام عوامل موثر در اقتصاد رژیم دچار اختلال شد؛ در نتیجه جنگ صنعت گردشگری بالکل تعطیل شد، بسیاری از مهندسان و متخصصان به میدان نبرد فراخوانده شدند، سرمایهگذاران احتیاط بیشتری از خود نشان دادند و شاهد کاهش تاسیس استارتاپهای جدید در اسرائیل بودیم. اما این تنها یک روی ماجراست. با وجود رکود در بخشی از اقتصاد، بخشی دیگر مجدداً احیا شده و اکوسیستم فناوری تابآوری بالایی نشان داده است.
در نیمه نخست سال 2025، شرکتهای اسرائیلی در مجموع 5/9 میلیارد دلار در 367 دوره سرمایه جذب کردهاند که این مقدار در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته 58% افزایش یافته است. از طرفی با وجود رشد 5/1 درصدی کل اقتصاد، بخش فناوری به تنهایی 12% رشد داشته است. خرید 32 میلیارد دلاری «ویز»(Wiz) توسط گوگل و خرید 25 میلیارد دلاری «سایبر آرک» (CyberArk) توسط «پالوآلتو نتورکز» (Palo Alto Networks) نیز فضای خوشبینی را تشدید کرده است. چرا که در سرزمین اشغالی چنین ارقامی را نه یک تصادف یا اقدام حمایتی خارجی، بلکه نشان اعتماد سرمایهگذاران به نبوغ شکست ناپذیر اسرائیلی برداشت میکنند!
خلاقیت و نوآوری متاثر از جنگ
جنگ تواناییهای رژیم را در معرض آزمون قرار داده و نقاط ضعف و قوت را نمایان کرد. یکی از نتابج جهتگیریهای جدید در اکوسیستم فناوری اسرائیل بود. به این معنا که تمرکز استارتاپهای جدید از حوزه امنیتی-سایبری و اقمار آن مانند فناوریهای مالی، به فناوریهای امنیتی-نظامی و به عبارتی به سامانههای بقا معطوف شده است. نیروهای ذخیره (بهخصوص متخصصان فناوری) در بازگشت از میدان جنگ در کنار اختلالات روحی، دفترچههایی پر از طرح و ایده نیز به سوغات میآورند که میتوان آنها را محصول ساعات بیخوابی در جنگ دانست. در نتیجهی این ایدهها و البته کمکهای بلاعوض و سرمایههای هنگفت آمریکایی، شرکتهایی جدید متولد میشوند. از جمله این شرکتها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
«SkyHoop»: این شرکت با استفاده از فناوری موبایل در یک گجت پوشیدنی سربازان را از نزدیک شدن پهپادها مطلع میکند. خالق شرکت یکی از نیروهای ذخیره به نام زک برگرسون (Zach Bergerson) است. حاصل دغدغه ذهنی برگرسون در عرض چند ماه از ایدهای میدانی به شرکتی واقعی تبدیل شده و محصول آن اکنون در اوکراین به طور آزمایشی استفاده میشود و وزارت جنگ ایالات متحده نیز به آن توجه نشان داده است.
«Commcrete»: یکی دیگر از ایدههای نوآورانه در حوزه دیپتک که تحولی در ارتباطات ماهوارهای به وجود آورده است. بنیانگذاران این استارتاپ از نیروهای سابق یگانهای نخبه ارتش اسرائیل هستند. سیستمهای این شرکت به نام «Flipper» و «Stardust» حتی در آسمانی مملو از اختلال، ارتباطات پایدار را حفظ میکند. این نوآوری میدانی اکنون در عملیاتهای امدادرسانی و صنایع دریایی در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد.
«Xtend»: استارتاپ سازنده پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی است که به ارتش اسرائیل در یافتن افراد مهم حماس در تونلهای زیرزمینی کمک کرده است. این پهپادها قابلیت کنترل از فاصله 9 کیلومتری را دارند.
استارتاپهای نام برده و مواردی از این دست را نمیتوان استثنا در نظر گرفت؛ بلکه قاعدهای برآمده از اضطرار، جسارت و خلاقیت است. در واقع از دیدگاه تحلیلگران اسرائیلی این نوآوری بیش از آنکه ناشی از فناوری باشد برآمده از یک فرهنگ است. فرهنگی که بازنگری مداوم در ساختار ارتش، عدم محوریت سلسله مراتب سازمانی و جسارت در به چالش کشیدن فرماندهان از مولفههای آن به شمار میرود. این مؤلفهها باعث ایجاد زیستبومی میشود که در آن نوآوری دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک واکنش طبیعی به رویدادهای جاری است.
تاثیر موفقیتهای میدانی بر بازار سرمایه
صادرات اسرائیل در بخش صنایع نظامی در سال 2024 به رقم بیسابقه 8/14 میلیارد دلار رسید. بیش از نیمی از این صادرات به اروپا انجام گرفت. قانون جدید ناتو که مورد حمایت آمریکا و مبنی بر اختصاص 5% از بودجه به هزینههای دفاعی است درهای بازار بزرگ و مشتاق اروپا را به محصولات اسرائیلی باز کرده است؛ از جمله سیستمهای دفاعی که در میدان کارآیی خود را اثبات کردهاند.
این مثالی از تبدیل تابآوری به ارزآوری است. علیرغم واکنشهای سیاسی به جنایتهای ارتش اسرائیل در جنگ و درخواست تحریم از سوی مردم اروپا و نهادهای حقوقبشری، تمایل به خرید محصولات اسرائیلی کماکان ادامه دارد؛ چرا که تصمیمگیرندگان در کنار «سایر ملاحظات» به دنبال محصول کارآمد هستند. البته هرچند شرکتها و مقامات رژیم تمایل دارند علت تداوم سرمایهگذاری و خرید را به کیفیت محصولات خود محدود کنند، اما نقش «سایر ملاحظات» را نیز نباید دست کم گرفت.
به نظر میرسد «طوفان الاقصی» درکنار درگیریهای روسیه و اوکراین، قوانین فعالیت در حوزه صنایع نظامی را برای ارتشهای بزرگ و مجهز مانند ارتش رژیم صهیونیستی تغییر داده و با نمایان کردن نقاط ضعف این ارتشها آنها را به سمت نوآوریهای استارتاپی، ارزان و بهینه سوق داده است. برای مثال نقش پررنگ پهپادهای ارزان قیمت در درگیریهای اخیر توجه صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر را به خود جلب کرده است. از نظر تاریخی، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر به دلایلی از جمله چرخههای طولانی توسعه، بازار محدود، فرآیندهای امنیتی و پیچیدگی مناقصهها، همواره برای سرمایهگذاری در حوزه نظامی مردد بودهاند؛ اما طی دو سال گذشته، تغییرات قابل توجهی در این حوزه رخ داده و به نظر میرسد انحصار قراردادهای بزرگ سنتی در حوزه نظامی شکسته شده است.
به عنوان نمونه میتوان از صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر «پروتگو ونچرز» (Protego Ventures) نام برد که صد میلیون دلار برای حمایت از استارتاپهای نظامی و چندکاربردی نوظهور جذب کرده است. رئیس این صندوق یکی از نیروهای ذخیره ارتش رژیم به نام لیتال لشام (Lital Leshem) است. آن دسته از شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر آمریکایی نیز که زمانی نسبت به سرمایهگذاری در صنعت نظامی مردد بودند، اکنون برای مشارکت در سرمایهگذاری مشتاق به نظر میرسند.
به نظر میرسد از این پس دیگر تنها غولهای فناوری نیستند که تاثیر تعین کنندهای در میدان نبرد دارند؛ اداره تحقیق و توسعه نظامی ارتش اسرائیل (مافات یا DDR&D) از آغاز جنگ تا کنون دست کم با 100 استارتاپ همکاری کرده و سهمی بیش از 780 میلیون شکل در قراردادها دارد. میتوان گفت بیش از نیمی از سامانههای ضدپهپاد مورد استفاده ارتش را شرکتهای کوچک تامین میکنند. این امر موجب چابکی بیشتر در صنعت فناوری شده و برای اسرائیلیها در زمینه فناوریهای «آزمودهشده در میدان نبرد» شهرتی به هم زده است. فناوریهایی که ناتو و دولتهای اروپایی در رقابت بر سر مدرنسازی سیستم دفاعی خود، به شدت خواهان آنها هستند.
این موج از بخش نظامی فراتر رفته و به تمام بخشهای اقتصادی رژیم نیز رسیده است. برای مثال شرکت «New Era Capital Partners» در بحبوحه جنگ سومین دور جذب سرمایه خود را با رقم 120 میلیون دلار و کاملا به وسیله سرمایهگذاران خارجی به پایان رساند. بنیانگذاران شرکت این مسئله را گواهی تابآوری، نوآوری و اراده کارآفرینان اسرائیلی میدانند. تحلیلی که به نظر در میان کارشناسان رژیم صهیونیستی نیز محبوب است؛ آن ها این نسل را که در دهه سوم و چهارم خود هستند نماد دفاع و بازسازی و تجسم پایداری و بازآفرینی رژیم صهیونیستی میدانند.
البته بخش فناوری رژیم در طی سالها با چالشهای متعددی نیز مواجه شده است، مانند انزوای ناشی از تحریمهای سازمان ملل و کشورهای خلیج فارس در دهه 70 میلادی، تورم شدید در دهه 80 و سقوط شرکتهای داتکام (dot-com) در اوایل قرن 21؛ اما تحول اخیر از نوع دیگری است. چرا که صرفا ماهیت اقتصادی ندارد و امری وجودی به نظر میرسد.
تابآوری و نوآوری در دل بحران
در دهه 90 میلادی اسرائیلیها بیشتر تلاش داشتند خود را به عنوان «ملت استارتاپی» معرفی کنند. اما تصویر جدیدی که در دهه حاضر تلاش دارند به آن جان ببخشند «ملت تابآور» است. ماهیت نوآوری اسرائیلی نیز در حال تکامل از بهینهسازیهای زمان صلح به سازگاری در زمان جنگ است. شرکتهای اسرائیلی دیگر میدانند چطور با تیمهای پراکنده، زنجیرههای تامین دچار اختلال و یا بنیانگذارانی که در پناهگاه قرار دارند، کار خود را پیش ببرند. همکاری از راه دور در این دوره به امری طبیعی تبدیل شده است و «چابکی» که در گذشته به یک کلیشه تقلیل یافته بود اکنون حکم مزیت رقابتی را دارد.
با این وجود در برخی زمینهها زنگ خطر به صدا درآمده است. گزارش سازمان نوآوری اسرائیل در سال 2025 گویای آمارهای نگران کنندهای است. کاهش در رشد کسبوکارها و تشکیل استارتاپهای جدید و تمرکز بیش از حد بر امنیت سایبری و نرمافزارهای سازمانی از جمله این موارد به شمار میروند. بخش فناوری اسرائیل حدود 17% از تولید ناخالص داخلی و بیش از نیمی از صادارت این رژیم را در برمیگیرد و سهم آن از لحاظ حجمی مانند سهم نفت در اقتصاد ایران است. به دلیل همین جایگاه تاثیرگذار، هر گونه رکود و کاهش در این صنعت امری هشداردهنده و بحرانی است. مدیر عامل سازمان نوآوری (IIA)، درور بین (Dror Bin) این مقطع زمانی را «لحظه حقیقت» مینامد؛ «نقطهای که دولت در تغییر آن نقش تعیین کنندهای دارد و بایستی با اقدامات جسورانه، آینده نوآوری، این مزیت حیاتی اسرائیل را تضمین کند.»
باید اشاره کرد که تابآوری با رکود و درجا زدن متفاوت است. برای تضمینِ تداوم ِنوآوری در آینده رژیم لازم است سرمایهگذاری بخش عمومی با خلاقیت بخش خصوصی همخوانی داشته باشد؛ به خصوص در زمینه فناوریهای پیشرانی چون هوش مصنوعی، مواد نیمه رسانا، رایانش کوانتومی و انرژی که در آنها رونق اقتصادی با امنیت ملی رژیم تلاقی مییابد. مسئلهای که امروز چندان مشاهده نمیشود و باعث شده اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به شرکای غربی خود وابسته باشد.
با اینحال با نظری به تاریخچه رژیم میتوان گفت صهیونیستها متاسفانه توانستهاند بحرانهای مختلف را به فرصتهایی جدید برای خود تبدیل کنند. بهطور مثال واحد 8200 از دل جنگ یوم کیپور در سال 1973 متولد شد و در نتیجه تحریم تسلیحاتی فرانسه، صنایع هوافضای رژیم به وجود آمد؛ رشد حوزه امنیت سایبری در دل چالشهای انتفاضه دوم رقم خورد و اکنون نیز پس از آغاز جنگ در هفتم اکتبر، نسلی از نوآوران در حوزه فناوری در حال شکلگیری است. نسلی که هوش مصنوعی، رباتیک و سیستمهای دفاعی را به شیوهای بدیع درهم میآمیزند و با کمک کمکهای بلاعوض و سرمایههای هنگفت آمریکایی تلاش میکنند تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند.
این ارتباط درهمتنیده، آسیبپذیری و تابآوری را نشان میدهد؛ آسیبپذیری ناشی از وابستگی به یک بخش خاص؛ و از طرفی دیگر تابآوری به دلیل حضور افرادی که با وجود شرایط جنگی به طراحی، کدنویسی و رویاپردازی ادامه میدهند.
میتوان گفت این وضعیت ماحصل تلاش آن دسته افرادی است که پس از بازگشت از جنگ به سرعت به استارتاپهای خود بازمیگردند و اختراعات و توسعه را ادامه میدهند؛ چرا که چنین میفهمند که در نبردی وجودی قرار دارند و چارهای جز ادامه دادن ندارند. این تلاش برای بقا خود منجر به ایجاد شکلی از خلاقیت میشود. به همین علت صنعت فناوری اسرائیل خود را با شرایط تطبیق میدهد و از دل این چالشها فناوریهای جدید و روشهای نوین ایجاد میکند. علاوه بر اینها در نتیجهی محکخوردن کارآیی محصولات در میدان، احساس تأثیرگذاری و هدفداشتن نیز در کسبوکارها تقویت میشود.
در واقع میتوان گفت در کنار تمام تاثیرات منفی جنگ بر صنعت فناوری رژیم، این شرایط میتواند زمینهساز انقلابی خاموش در بخش فناوری و بازسازی اعتماد به نفس رژیم شود که این خود زمینه تقویت نوآوری در آینده رژیم صهیونیستی را فراهم میکند. در این شرایط اگر ما به عنوان یک ملت همچنان دست روی دست بگذاریم و خطر وجودی روبروی خود را احساس نکنیم، با خطر دریافت ضرباتی سخت و غیرقابل پیشبینی مواجه خواهیم بود.

