حمل سلاح در بین اشغالگران و شهرکنشینان صهیونیست یک مسئله بسیار مهم است که میتواند به ما در شکلگیری فهمی واقعی از مناسبات داخلی اشغالگران کمک کند. در همین راستا مطالعه و ارزیابی تحقیقات داخلی اشغالگران بهترین منبع برای شناخت این حوزه است.
بر پایه دادههای پژوهش «فرهنگ حمل سلاح در رژیم صهیونیستی» که در ژانویه ۲۰۲۵ به سفارش وزارت امنیت داخلی رژیمصهیونیستی و با همکاری دانشگاه آریل میان جامعه یهودیان اسرائیلی انجام شده است، بخش عمدهای از شهروندان اراضی اشغالی براین باورند که گسترش حمل سلاح در میان مردم، احساس امنیت را افزایش میدهد. اما فراتر از نتایج آماری، اهمیت این پژوهش در چگونگی بهکارگیری زبان علوم اجتماعی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای امنیتی دولت نهفته است.
این پژوهش، در ظاهر تلاشی دانشگاهی برای سنجش نگرش عمومی نسبت به حمل سلاح است، اما در لایههای عمیقتر خود بازتابی از گفتمان امنیتمحور حاکمبر جامعه اسرائیل بهشمار میآید؛ گفتمانی که در آن احساس خطر دائمی، به ابزاری برای توجیه مسلحسازی عمومی و تقویت هویت نظامی در میان شهروندان بدل شده است. از منظر جامعهشناسی، این پژوهش را میتوان سندی از فرآیند درونیشدن منطق نظامی در زندگی مدنی دانست؛ جاییکه مرز میان شهروند و سرباز بهتدریج محو میشود.

یافتههای این پژوهش نشان میدهد، بیش از 65 درصد از پاسخدهندگان بر این باورند که حمل سلاح توسط شهروندان موجب افزایش امنیت میشود. جالب آن است که حتی در میان کسانی که خود سلاحی ندارند و تمایلی هم به داشتن آن نشان نمیدهند، اکثریت همین احساس را دارند. این الگو بیانگر شکلگیری نوعی فرهنگ ترس سازمانیافته در جامعه اسرائیلی است؛ فرهنگی که در آن منبع امنیت از دولت به فرد مسلح منتقل شده است. در این جامعه، امنیت دیگر فقط یک نیاز واقعی برای حفاظت نیست، بلکه به نوعی باوری است که هدف اصلی آن حفظ همبستگی میان یهودیان از راه القای ترس از «دیگرانِ خطرناک» است.
در ادامه و در پاسخ به پرسش درباره انگیزه خرید سلاح، حدود هشتاد درصد از شرکتکنندگان گفتهاند هدفشان «دفاع شخصی» است، در حالیکه نزدیک به یکچهارم، انگیزه را «احساس اهمیت و منزلت» عنوان کردهاند. این نتایج نشان میدهد که در فرهنگ اجتماعی رژیم صهیونیستی، سلاح صرفاً وسیلهای برای بقا نیست، بلکه نشانهای از تعلق و هویت ملی بهشمار میآید. در این جامعه الگوی مطلوب شهروند نه فردی مدنی و قانونمدار، بلکه شبهسربازی آماده واکنش است که ارزشش در آمادگی برای درگیری سنجیده میشود.

نتایج پژوهش نشان میدهد بیش از هفتاد درصد از دارندگان سلاح، حمل و استفاده روزمره از آن را بخشی از زندگی عادی خود میدانند و نزدیک به یکپنجم نیز اعلام کردهاند که به اعضای خانوادهشان آموزش استفاده از سلاح دادهاند. چنین الگوهایی از رفتار، نشاندهنده ارتباط عمیق بین نظامیگری، نمایش قدرت و هویت جمعی در یک جامعه اشغالگر است. در این چارچوب، سلاح عنصری فرهنگی و تربیتی در خانواده اسرائیلی است و بدینترتیب، خانواده در کنار ارتش، نقش تازهای در بازتولید فرهنگ امنیت و آمادگی نظامی ایفا میکند.
بخش دیگری از یافتهها وجه نگرانکنندهتری را نشان میدهد: حدود ۹ درصد از دارندگان مجوز اظهار داشتهاند که «امیدوارند در شرایط واقعی از سلاح خود استفاده کنند»، در حالیکه یکپنجم آنان از پیامدهای قانونی احتمالی چنین اقدامی بیم دارند. وجود این دو قطب، نظم امنیتی جامعه را در معرض تهدید جدی قرار میدهد.
مقایسهی دادههای این پژوهش با نتایج مشابه در سال ۲۰۱۷ نشان میدهد که نگرش عمومی جامعه رژیم نسبت به حمل سلاح تقریباً ثابتمانده و حتی اندکی گرایش مثبتتری یافته است. این ثبات، نشانهی رکود نیست؛ بلکه بیانگر موفقیت رژیم در عادیسازی ترس و خشونت در ذهن جامعه است. در چنین بستری، اضطراب نه یک وضعیت موقتی بلکه پیششرط احساس امنیت تلقی میشود.
از این منظر، پژوهش یادشده صرفاً یک نظرسنجی دربارهی سلاح نیست؛ بلکه نشانهای از تداوم یک رژیم سیاسی است که بقای خود را در «تولید مستمر بحران امنیتی» جستوجو میکند. دادهها نشان میدهد که در جامعه اسرائیل مرز میان حوزههای نظامی و مدنی بهطور فزآیندهای محو شده است. ترس به عنصر سازندهی هویت ملی بدل شده و سیاست رسمی رژیم، با اتکا به احساس ناامنی، پروژهی «مردمسربازسازی» را پیش میبرد. رژیم صهیونیستی با القای احساس ناامنی به درون جامعه، مسئولیت تأمین امنیت را از دوش دولت برداشته و به شهروندان محول میکند. این استراتژی، همزمان هم جامعه را برای پذیرش سیاستهای سرکوبگرانه در برابر فلسطینیان آماده میکند و هم هرگونه نقد داخلی به وضعیت امنیتی را خنثی میسازد.

