حسین فتحی
در یکسوی این جنگ، هوش مصنوعی است که هدف را تعیین میکند و در سوی دیگر خود این هوش مصنوعی هدف قرار گرفته است.
جنگ رمضان را باید نخستین نمونه جنگ منطقهای دانست که هوش مصنوعی و شرکتهای فناوری جایگاهی عمده در آن ایفا میکنند. در این جنگ حوزه فناوری نه صرفاً زیرساخت و تامینکننده بلکه بازیگری مهم و تاثیرگذار فهمیده میشود که تصمیماتش در فرایند جنگ اثر دارد و زیرساختهایش میتواند هدف حملات انتقامجویانه قرار بگیرد. این جنگ همچنین شکاف مهمی را درون زیستبوم فناوری آمریکا آشکار کرد؛ از یکسو شرکتهای نظامی – فناوری حامی جنگ هستند و از سوی دیگر شرکتهایی که با حوزه غیرنظامی ارتباط بیشتری دارند، نگران پیامدهای جنگ بر کسبوکارهایشاناند.
پالانتیر و جنگ رمضان
در رأس طیف حامیان جنگ، پالانتیر قرار دارد. سهام این شرکت فناوری نظامی در 13 مارس نسبت به قبل از جنگ 14% رشد داشت؛ زیرا که این شرکت از جمله کارفرماهای اصلی پنتاگون است و خبر استفاده از از سامانه Maven این شرکت که با توان پردازشی هوش مصنوعی Claude شرکت آنتروپیک ادغام شده است) در همان روزهای اول جنگ منعکس شد. مدیرعامل پالانتیر الکس کارپ بهطور علنی از جنگ با ایران حمایت کرد و شرکتش را بازوی استراتژیک آمریکا در نبردهای مدرن معرفی کرد. کارپ همچنین از مذاکره با کشورهای عربی جهت فروش محصولات نظارتی خود به آنها خبر داد (احتمالا برای آنکه این کشورها راحتتر بفهمند موشکهای ایرانی کجا را هدف قرار داده است).
چرا اوراکل از جنگ با ایران حمایت میکند؟
به جز پالانتیر، دیگر غول فناوری که آشکارا از جنگ با ایران حمایت کرده، شرکت اوراکل و مالک جنجالی آن لری الیسون است. اوراکل در سالهای اخیر استراتژی خود را بر فروش محصولات ویژه در حوزه دیتاسنتر و هوش مصنوعی به دولتها متمرکز کرده و الیسون با حمایتهای مالی و سیاسی بلندمدت از اسرائیل، همواره وفاداری خود به منافع استراتژیک واشنگتن و تلآویو را نشان داده است.
برخلاف گوگل و مایکروسافت که بهخاطر سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختهای ابری خاورمیانه، از بیثباتی منطقهای ضرر میکنند، اوراکل بهدلیل ماهیت متمرکزتر عملیات ابریاش و تمرکز بر قراردادهای دولتی نظامی، کمتر در معرض آسیب مستقیم حملات فیزیکی قرار دارد. در واقع، اوراکل نهتنها از جنگ ضرر نکرد، بلکه با امضای قرارداد ۸۸ میلیون دلاری با نیروی هوایی آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ برای ارائه خدمات ابری طبقهبندیشده، و با بهرهگیری از دیتاسنترهای منطقهایاش بهعنوان گرههای استراتژیک پردازش اطلاعات نظامی، از تشدید تنشها سود برد.
این شرکت زیرساخت پردازشی محدود برای تحلیل دادههای ماهوارهای، شناسایی اهداف و اجرای عملیات هوش مصنوعی را فراهم میکند و در نتیجه، تداوم درگیریها بهمعنای تداوم تقاضا برای خدمات آن است. لری الیسون حامی پروپاقرص اسرائیل است و به تازگی نیز کنترل تیکتاک را به دست گرفت و احتمالا به زودی مالک برادران وارنر نیز خواهد شد.
انگیزههای ایلان ماسک برای مداخله در امور ایران
ایلان ماسک را هم باید یکی از چهرههای مهم پشتپردههای جنگ رمضان دانست. شواهد نشان میدهد شبکه قدرت ایلان ماسک با برنامه نظامی آمریکا و اسرائیل هماهنگ بوده است. مسدود شدن گسترده طرفداران ایران در پلتفرم ایکس، فعال شدن استارلینک، توییت طعنهآمیز ماه گذشته او در پاسخ به رهبر شهید از جمله این شواهد است. ماسک برخلاف گوگل و مایکروسافت، آسیبپذیری کمی در خاورمیانه دارد. او هیچ دیتاسنتر فیزیکی بزرگی در منطقه ندارد که هدف حملات قرار گیرد؛ در عوض، استارلینک با درآمد تخمینی ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶، از طریق ماهوارهها فعالیت میکند که هدفگیری آنها دشوار است.
مهمترین انگیزه ماسک را باید گسترش پروژه استارلینک و اخذ قراردادهای دولتی هنگفت دانست. پیش از این در جنگ روسیه و اوکراین قراردادهای هنگفت زیادی از سوی دولت آمریکا دریافت شد (بهطور مثال قراردادی به ارزش 1.8 میلیارد در 2024[1]). از سوی دیگر ماسک احتمالا بدش نمیآید قدرت پلتفرم ایکس را در جنگ رسانهای نشان دهد. صنعت «رژیم چنج» یکی از پرسودترین صنایع آمریکایی است و ماسک پیش از این نیز در رابطه با کودتا در بولیوی گفته بود «ما هرجا که بخواهیم کودتا میکنیم[2]». نباید فراموش کنیم که ایلان ماسک و پیتر تیل (مالک پالانتیر) هر دو از بنیانگذاران پیپال بودهاند و ارتباط عمیقی دارند.
در سوی دیگر طیف، شرکتهای مسلط بر حوزه فناوری مانند گوگل، آمازون، مایکروسافت و انویدیا قرار دارند که صدها میلیارد دلار در زیرساختهای ابری خاورمیانه سرمایهگذاری کردهاند و علاوه بر داشتن زیرساختهای فیزیکی راهبردی در منطقه، شدیداً نسبت به تغییرات قیمت انرژی وابسته هستند. این شرکتهای آمریکایی در سالهای اخیر بهخصوص در گسترش پروژههای هوش مصنوعی در منطقه نقش مهمی داشتند و با شروع جنگ تمام این سرمایهگذاریها و مشارکتها در معرض خطر قرار دارد و فعالیتهای عادی این سه شرکت در منطقه متوقف شده است.
اختلال در زنجیره تأمین، احتمال این که دولتهای عربی پس از جنگ به دنبال لغو قراردادهای هنگفت خود با شرکتهای آمریکایی باشند و خطر هدف قرار گرفتن زیرساختهای فیزیکی آنها در حملات انتقامجویانه ایران، باعث شده که این شرکتها بسیار نگران تداوم ناامنی در منطقه باشند. در این میان حمله روزهای نخست جنگ به سرورهای آمازون وبسرویس اتفاقی بسیار مهم بود که باعث شد این شرکتها تهدید را حس کنند.
به تازگی نیز دیوید ساکس، مشاور ویژه کاخ سفید در حوزه هوش مصنوعی و ارز دیجیتال، بهطور علنی علیه ادامه جنگ موضعگیری کرد و از ترامپ خواست تا «پیروزی را اعلام کرده و از جنگ خارج شود[3]( 11e) ». او هشدار داد که تشدید بیشتر جنگ میتواند به «پیامدهای فاجعهبار» منجر شود، از جمله هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج فارس و حمله به تأسیسات آبشیرینکن که حیات ۱۰۰ میلیون نفر در شبهجزیره عربستان به آن وابسته است. موضع ساکس که با مسیر کاخ سفید در تضاد بود، نشان میدهد که حوزه فناوری آمریکا آماده تحمل هزینههای مالی جدی برای جاهطلبیهای جنگطلبانه نیست.
جنگ ایران شکافهای مهم زیستبوم فناوری آمریکا را نشان میدهد. بهطورکلی بازیگران اصلی این حوزه دو دسته هستند گروهی شرکتهای فناوری که مستقیما در حوزه امور نظامی و امنیتی حضور دارند (مانند پالانتیر و اوراکل) و گروهی دیگر شرکتهایی که ماهیت اصلی خود را غیرنظامی تعریف کردهاند اما پیوندهای عمیقی با حوزه نظامی امنیتی دارند (مانند گوگل، مایکروسافت، متا و آمازون). حال در این جنگ رمضان دسته اول کاملاً طرفدار ادامه جنگ هستند و از تداوم ناامنی در منطقه سود میبرند و دسته دوم نگران قراردادهای بلندمدت خود هستند و ناامنی در منطقه تهدیدی مهم برای آنها خواهد بود.
با توجه به نقش ویژه لابی شرکتهای فناوری در حلقه درونی قدرت ایالات متحده، لازم است مسئولین جنگ توجه ویژهتری به این حوزه داشته باشند. وقتی هوش مصنوعی به سلاحی تبدیل شده که اهداف عملیاتی را در اختیار دشمن قرار میدهد، از کار انداختن زیرساختهای فیزیکی آن در کوتاهمدت راه چاره است. ایران باید به دنیای فناوری آمریکا این پیام را مخابره کند که قربانی دستوپا بسته اقدامات جنگطلبانه آنها نمیماند.
اوراکل، اینتل، انویدیا، گوگل و مایکروسافت همگی در منطقه دارای زیرساختهایی مهم هستند که هدف قرار دادن میتواند علاوه بر ضربه وارد کردن به ساختار آفندی دشمن، ضربات دردآور اقتصادی به آنها وارد کند. مجموعهای از اقدامها در این زمینه میتواند منجر به تغییر سیاست آنها در حمایت از جنگطلبی آمریکا و اسرائیل علیه ایران باشد.

