کشیدگی ردیف و محتوا
آرمان شاه‌چراغی

پس از حملات 16 اسفند دشمن آمریکایی-صهیونی به چند انبار نفت در تهران، حمله روز 27 اسفند ائتلاف رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به بخشی از تأسیسات گازی پارس جنوبی را باید تشدیدی مهم در حمله به تأسیسات نفت و گاز ایران به شمار آورد. در چنین شرایطی علاوه بر نفس ضربات و فشار مستقیمی که از آنها حاصل می‌شود، به نظر می‌رسد دشمن سعی کرده میدان نبرد را در حوزه «زیرساخت‌های انرژی» تعیین کند.

حملات متقابل به تأسیسات نفت و گاز مرتبط با دشمن قطعا پاسخی لازم و اجتناب‌ناپذیر به کلیت جبهه دشمن است، اما به طور خاص در زمینه رژیم صهیونیستی هرچند آسیب‌پذیری بنیادی آن در این حوزه اظهر من الشمس است، اما نباید حیات انگل‌وار آن را در تحلیل‌ها فراموش کرد و گردوغبار جنگ نباید باعث شود ما صرفاً مجبور به واکنش‌های تدافعی در زمین تعیین‌شده توسط دشمن شویم.

با توجه به این نکته، دستکم بر اساس منطق «چشم در مقابل چشم» باید این سوال مطرح شود که چه حوزه‌ای برای رژیم معادل حوزه نفت و گاز برای ایران است؟

نفت و گاز حدود یک چهارم تولید ناخالص داخلی و نیمی از صادرات ایران را تشکیل می‌دهد و مهم‌ترین صنعت و ستون اقتصاد کشور است. خوشبختانه یافتن معادل این صنعت برای رژیم صهیونیستی کار پیچیده‌ای نیست: صنعت فناوری‌های پیشرفته حدود یک پنجم تولید ناخالص داخلی و بیش از نیمی از صادرات رژیم را تشکیل می‌دهد و تنها گزینه‌ای است که در معادله‌ای راهبردی می‌تواند در مقابل نفت و گاز ایران مطرح شود. البته ما از مدتها پیش از درگیری فعلی، از محصولات این صنعت ضربات متعددی دریافت کرده‌ایم و حتی با صرف نظر از معادله جاری، رژیم در این زمینه حساب سنگینی با ما دارد.

برای وارد آوردن ضربه مؤثر به صنعت فناوری‌های پیشرفته رژیم در فضای درگیری فعلی به نظر می‌رسد ضربه‌زدن در سه حوزه بسیار ضروری است:

1. زیرساخت‌های تبادل و پردازش داده

شامل دیتاسنترها، کابل‌های زیردریایی و ایستگاه‌های تقویت و اتصالات آنها. این تأسیسات که سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در آنها شده، در پشتیبانی از عملیات نظامی رژیم نیز نقش محوری دارد و تأثیرات اختلال جدی در آنها در کوتاه‌ترین زمان قابل مشاهده خواهد بود، هرچند ترمیم آن نیز شاید از دو مورد دیگر چالش کمتری داشته باشد.

2. صنعت نیمه‌رساناها

که یک حوزه راهبردی و متزلزل در جبهه آمریکایی-صهیونی است. شرکت‌هایی مانند Intel، Nvidia، Annapurna، Flex، Tower و Samsung خطوط تولید و تأسیسات مهمی در سرزمین‌های اشغالی دارند که ضربه به آنها در میان‌مدت آثار قابل توجهی خواهد داشت.

3. زیرساخت‌های مراکز رشد، شتابدهنده‌ها و مراکز تحقیق و توسعه

که بعضاً سرمایه‌گذاری‌های عظیمی روی تاسیسات آنها انجام شده است. ضربه به این مراکز علاوه بر خسارت‌های مادی، امنیت شرکت‌های چندملیتی و نخبگان فرّار صهیونیست را تحت تأثیر قرار داده و آثار بلندمدتی در زیست‌بوم فناوری رژیم خواهد داشت؛ ان شاء الله.