مکان یابی جغرافیایی یا ژئولوکیشن (GeoLocation) فرآیند فنی شناسایی موقعیت جغرافیایی یک شی در دنیای واقعی است که اغلب از طریق مرتبط کردن مجموعه ای از مختصات از طریق دادهها است. در دنیای کنونی این مکانیابی به شیوههای مختلف و با اهداف گوناگون انجام میشود.
یکی از قدرتمندترین اشکال موقعیت جغرافیایی امروزه، اطلاعات مبتنی بر تصویر (IMINT) (گونهای از اطلاعات آشکار یا OSINT) است. این روش شامل تعیین محل گرفتن عکس با تجزیه و تحلیل محتوای خود تصویر و مقایسه آن با پایگاههای داده نقشههایی مانند Google Maps، Bing Maps یا Yandex است.
روشهای معمول مکانیابی از طریق اطلاعات مبتنی بر تصویر
- استخراج متادیتا از فایل
- ترسیم افق (دامنه کوهستان، خطوط افق ساختمانهای خاص و …) و مطابقت آنها با نقشههای آنلاین
- توجه به جزئیات و علائم در عکس برای پیدا کردن سرنخ (زیرساختهای عمومی مثل تابلوهای راهنمایی رانندگی، زبان نگارشی، شکل پلاک، نوع پریز، تیر چراغ برق …)
- تحلیل نور/سایه و موقعیت خورشید (جهت شناسایی زمان و جهت احتمالی)
- سرچ معکوس یا سرچ مبتنی بر تصویر (reverse image) در ابزارهایی مانند گوگل و یاندکس و …
- پوشش گیاهی و خاک: شناسایی انواع خاصی از درختان، گیاهان یا رنگ خاک (مثلا درخت نخل و …)
- توپوگرافی: شکل تپهها، کوهها یا خطوط ساحلی در پسزمینه را میتوان با نقشههای توپوگرافی یا مدلهای سهبعدی مطابقت داد.
- معماری و شهرسازی: مصالح ساختمانی، سبکهای سقف و تراکم چیدمان شهری به طور قابل توجهی بین فرهنگها و مناطق جغرافیایی متفاوت است.
- انعکاس در شیشه: تصاویر گرفته شده در پنجره ها، عینک آفتابی یا آینه خودرو می توانند محیط اطراف را در پشت دوربین نشان دهند.
مکانیابی پیشرفته از طریق تصویر توسط ابزارهای هوش مصنوعی
در حالی که کاربران انسانی از روش های فوق به صورت دستی استفاده می کنند، شرکت هایی مانند Google، Palantir و دیگران از هوش مصنوعی برای خودکارسازی این فرآیند در مقیاس وسیع استفاده میکنند. رویکرد آنها ادغام بینش رایانهای(Computer Vision) با پایگاه دادههای وسیع و جستجوی مرحله به مرحله است.
براساس پژوهش انجام شده توسط Bellingcat، یکی از شرکتهای مهم پژوهش بر اوسینت در جهان، در بین سامانههای LLM هوش مصنوعی گوگل (Google AI mode) بهترین عملکرد را دارد[1]. دراین پژوهش، 25 تصویر از مناظر کشورهای مختلف در اختیار سامانههای اصلی هوش مصنوعی مبتنی بر مدلهای زبان بزرگ قرار گرفت و در بین آنها هوش مصنوعی گوگل بهترین عملکرد را داشته است؛ این هوش مصنوعی موفق شده است بیش از نیمی از تصاویر را کاملاً دقیق پیدا کند.

به جز این LLM ها پلتفرمهای دیگری نیز برای مطابقت الگو جهت مکانیابی تصاویر وجود دارد که مهمترین آنها سامانههای شرکت پالانتیر است. پالانتیر دارای ابزارها و پلتفرمهای گوناگونی است و متناسب با نیاز کاربرانی که اغلب از نهادهای نظامی امنیتی غربی هستند، امکان تجمیع دادههای مختلف را دارد. به عبارت دیگر با استفاده از سامانه Gotham پالانتیر، پروژه بر روی یک شهر یا کشور بهخصوص متمرکز شده و جستجوی تصاویر برای مکانیابی فقط در همان محدوده مدنظر انجام میشود. در واقع کارکرد اصلی پلتفرمهای پالانتیر، تجمیع دادههای گوناگون و ایجاد یک نمودار ادغامشده از اطلاعات است که به منابع دادههای مختلف متصل است.
سامانههای پالانتیر بهخصوص Maven و Gotham نه تنها بر تصاویر و نقشهها متمرکز میشود، بلکه با در اختیار داشتن ماهوارههای اختصاصی، تجمیع دادهها از هواپیما و پهپادهای تصویربرداری، مکانیابی از سیگنالهای مختلف، اتصالات و … یک نقشه ترکیبی (به اصطلاح Data Fusion) ایجاد میکند. اصلیترین ویژگی آن امکان ادغام دادههای مختلف با یکدیگر است و علاوه بر مکانیابی این ابزارها از امکان رصد و مراقبت افراد و مکانها نیز برخوردارند. پالانتیر همچنین یکی از پیشگامان استفاده از بینش رایانهای (Computer Vision) و آموزش سامانههای آن جهت شناسایی اهداف نظامی و عملیاتی از طریق تصاویر است.
هدف پالانتیر در این معنا نه فقط مکانیابی بلکه ثبت مکانی یا Georegistration است که منظور استفاده از الگوریتمها و منابع مختلف داده جهت ارائه تصویری زنده از موقعیت مکانی مدنظر است.
جنگ رمضان و چالش مکانیابی از طریق تصویر
با شروع جنگ شاهد فعالیت گسترده اکانتهای پژوهشگران مستقل و وابسته بر روی تصاویر منتشرشده از وقوع انفجار و خرابیها در همه طرفهای درگیری بودیم. بهخصوص از کشور ما تصاویر بسیاری در ارتباط با جنگ در فضای عمومی منتشر شده است.
در حوزه تصاویر منتشرشده از ایران مکانیابی با دو هدف صورت میگیرد:
- صحتسنجی و ارزیابی حادثه انجامشده
- کسب اطلاعات برای اقدام بیشتر
هدف اول توسط پژوهشگران و خبرنگاران مستقل یا وابسته و دستگاههای امنیتی آمریکا و اسرائیل صورت میگیرد اما هدف دوم تنها توسط نهادهای امنیتی اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل انجام میشود؛ هرچند که برای تحقق اهدافشان نیاز به افراد به اصطلاح غیرنظامی دارند.

در شبکههای اجتماعی خارجی حسابهای زیادی وجود دارند که به مکانیابی تصاویر منتشرشده از رویدادهای داخل ایران پرداختهاند. بسیاری از این حسابها به نوعی حامی مستقیم دشمنان کشور ما هستند و تنها به مکانیابی از حوادث داخل ایران میپردازند و توجهی به سایر رویدادهای در منطقه ندارند (بهطور مثال در این سایت مجموعهای از مکانیابیهای صورتگرفته از وقایع جنگی داخل ایران نقشهگذاری شده است[2]). بسیاری از این مکانیابیها براساس تصاویر منتشرشده توسط حسابهای براندازان (مانند وحید آنلاین، مملکته و …) صورت گرفته است.
از سوی دیگر در روزهای اخیر نیز گزارشی از سوی والاستریتژورنال منتشر شد که در آن ادعا شده بود، ارتش رژیم صهیونیستی با استناد به اطلاعاتی که افراد فریبخورده بهطور مستقیم در شبکههای اجتماعی برایش ارسال کردهاند، به یک ایست بازرسی و نیروهای بسیج حمله کرده است[3]. این رسانه به نوعی با استناد به منابع اسرائیلی به این مسئله اشاره میکند که اطلاعاتی که افراد در شبکههای اجتماعی ارسال کردهاند برای حملات پهپادی استفاده شده است. همچنین در روزهای جنگ، اخبار بسیاری پیرامون همدستی شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال با دشمنان ایران منتشر شده است و بهنظر میرسد وظیفه توجیه و آمادهسازی مقدمات حمله به مناطق ممنوعه (مساجد، دانشگاهها و مدارس) توسط این شبکه تروریستی انجام میشود. این گزارش توسط اکثر رسانههای اسرائیلی بازنشر شده است[4].

هرچند عامل اصلی عدم توازن اطلاعاتی امنیتی میان مقاومت و اشغالگران «شکاف فناورانه» است، با اینحال نباید از نقش «اطلاعات انسانی» در چرخه جمعآوری اطلاعات غافل شد. بهنظر میرسد جمعآوری اطلاعات از کاربران فضای مجازی و افراد فریبخورده نقش مهمی در تکمیل چرخه آفندی دشمن دارد. قابل توجه است که چند روز پیش از آغاز جنگ رمضان، سازمان سیا در پیامی تبلیغاتی اعلام کرد راهی ارتباطی برای مردم ایران گذاشته است و هر سه دختر رضا پهلوی تماس امن با سازمان سیا را تبلیغ کردند.

با شروع جنگ مسئولان کشور ما که خطر ارتباط افراد با دشمنان و ارتباط پایدار افراد نفوذی با آنها را میدانستند، اقدام به ایجاد اختلال در اینترنت بینالملل کردند. اما به دلایلی مانند «وجود اتصالهای ماهوارهای استارلینک»، «انتشار غیرعمدی مطالب توسط افراد عادی»، «حضور پنهان شبکه نفوذ در پلتفرمهای داخلی»، «دور زدن فیلترینگ با ابزارها و پروکسیهایی خاص» همچنان تصاویری از ایران به خارج منتشر میشود.
در این میان پلتفرم «تلگرام» بیشترین تاثیر را در این زمینه دارد؛ زیرا هم جامعه کاربری ایرانی آن قابل توجه است و هم راههایی درونی برای اتصال به پروکسی و دور زدن فیلترینگ در آن وجود دارد. حساب «موساد» در تلگرام بسیار فعال است و تلاش میکند افراد را به خود جذب کند.
راههای مقابله با انتشار ناخواسته اطلاعات
در روزهای جنگی بهتر است وظیفه انتشار اخبار به خبرگزاریهای حرفهای و رسمی واگذار شود و افرادی که در این حوزه تخصص ندارند، فعالیت زیادی انجام ندهند. اما با توجه به ماهیت نبرد و همچنین حضور گسترده آحاد مردم در شبکههای اجتماعی برای حمایت از جنگ بهتر است همه افراد نکاتی ابتدایی را در این حوزه رعایت کنند.
- حذف متادیتا بهشکل دستی یا با ابزار
- تار یا محو کردن افق ساختمانها و هرگونه اطلاعات تصویری غیرضروری بهشیوهای برگشتناپذیر
- عدم انتشار تصاویری که نکات منحصر به فرد دارد
اما دستگاههای حکمرانی و نهادهای امنیتی نیز باید توجه ویژهای به این مسئله داشته باشند که انتشار تصاویر و نشت اطلاعات در این شرایط جنگی میتواند به تهدید مهمی برای امنیت ملی تبدیل شود. در این راستا اهم اقداماتی که باید صورت بگیرد (یا صورت گرفته و باید تداوم داشته باشد) عبارت است از :
- اقدام عملی و علنی جهت شناسایی و برخورد با متخلفانی که برای شبکههای معاند تصاویر ارسال کردهاند؛ با مکانیابی از طریق تصویر بسیاری از این تصاویری که ارسال شده است قابل شناسایی خواهد بود. توصیه میشود در این راستا اولویت با کسانی باشد که تصاویری از ایستهای بازرسی منتشر کردهاند و با افراد معمولی که تصاویری از انفجار و آسیب منتشر کردهاند، برخوردی نشود.
- مقابله با اینترنت ماهوارهای استارلینک و شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال؛ به هر شیوه ممکن و با برخورد قاطع باید جلوی رواج استارلینک در کشور را گرفت. هرچند این مسئله طبیعتاً ظرایفی دارد و در بلندمدت نمیشود اینترنت بینالملل را محدود نگه داشت (در خصوص استفاده از جمرها جهت اختلال در اینترنت ماهوارهای باید از متخصصان نظر گرفت).
همچنین استفاده از اینترنت ماهوارهای توسط نیروهای داخلی باید قطع شود و باید راهی دیگر به جای آن پیدا شود. به تازگی استارلینک در یک اقدام غافلگیرانه دسترسی تعداد زیادی از کاربران روسی به اینترنت ماهوارهای را قطع کرد که در نتیجه آن آسیب مهمی به توان آفندی روسیه وارد شد[5]. به همین دلیل روسیه که برای بسیاری از سامانههای نظامی و پهپادی خود به مسیریابی از طریق اینترنت ماهوارهای وابسته بود، جهت ارائه اینترنت ماهوارهای اقدام به ارسال ماهواره کرد[6]. بهتر است از این تجربه درس بگیریم و اجازه ندهیم ابزاری که اختیار آن در دست دشمن است به جزئی حیاتی از ساختار ارتباطی ما تبدیل شود.
- بهتر است دستگاههای مربوطه بهخصوص وزارت امور خارجه رایزنیهایی انجام دهند که امکان استفاده آسان و بیدردسر کاربران ایرانی از شبکههای اجتماعی چینی فراهم شود؛ این پلتفرمها میتواند پاسخگوی نیاز بسیاری از کسبوکارهایی باشد که با خارج در ارتباط هستند و سایر آحاد جامعه نیز به مرور میتوانند بسیاری از نیازهای خود را از طریق این شبکهها برطرف کنند. در صورتی که این مسئله با رایزنی و هماهنگی صورت بگیرد، طرف چینی میتواند از طریق جذب کاربران میلیونی ایران کسب درآمد کند و برخی از نیازهای امنیتی فوری ایران نیز به این ترتیب حل خواهد شد.
- جهت مقابله با مکانیابیهای دشمن از طریق تصاویر یکی از بهترین کارها این است که راههای ارتباطی رسانههای بیگانه با حجم انبوهی از اطلاعات غیرواقعی (ساخته هوش مصنوعی، قدیمی و …) پر شود. چنین اقدامی اگر هدفمند صورت بگیرد باعث میشود دستگاههای نظامی توان صحتسنجی را از دست بدهند و نتوانند از اطلاعات تصاویر در فضای مجازی برای مقاصد نظامی استفاده کنند. (بهطور مثال میتوان ویدیوهایی قدیمی یا غیرواقعی یا نمایشی از ایستهای بازرسی ارسال کرد).
- استفاده هرچه بیشتر از ابزارها و روشهای خلاقانه مانند بهکارگیری ایستهای بازرسی طعمه (decoy)، جابجایی مکرر آنها، استفاده از المانهای تصویری کاملاً یکسان در اطراف این ایستها جهت سختتر شدن فرایند مکانیابی
هرچند امنیت مفهومی نسبی است و با انجام همه اقدامهای پیشنهادشده نیز باز با نشت اطلاعات از طریق تصاویر روبرو خواهیم بود؛ اما باید توجه داشت در این جنگ وجودی ضروری است نقاط آسیبپذیر را شناسایی کرده و به فکر راههایی برای اصلاح و تقویت آن باشیم.

