استارتاپهای اسرائیلی در سال 2025 توانستند مبلغ 15 میلیارد دلار جذب سرمایه داشته باشند و هزینه تجمیعی فروش استارتاپها نیز به 74 میلیارد دلار رسید. مهمترین معامله سال گذشته، فروش Wiz به گوگل به ارزش 32 میلیارد دلار بود. حوزه امنیت سایبری با جذب 4.4 میلیارد دلار در طی 130 دور سرمایهگذاری موتور محرک اقتصاد دانش بنیان رژیم است و در این میان در سال 2025 برای نخستین بار صندوقهای سرمایه گذاری خطرپذیر خارجی مبالغ بیشتری نسبت به صندوقهای سرمایه گذاری داخلی خرج زیست بوم فناوری کردند (صندوقهای داخلی نیز بسیاری از منابع مالی خود را از خارج تامین میکنند). رژیم صهیونیستی در کنار سان فرانسیسکو، نیویورک، لندن و بوستون جز پنج هاب مهم جذب سرمایه استارتاپی در دنیا قرار دارد.
به طور ساختاری زیست بوم فناوری رژیم صهیونیستی به سرمایه آمریکایی گره خورده است. مدل غالب استارتاپهای اسرائیلی جذب سرمایه توسط صندوقهای داخلی در اراضی اشغالی، تولید محصول در تل آویو و سپس جابجایی دفتر اصلی و مدیریت و انتقال به بازار آمریکا بوده است. این خروج به سوی آمریکا اغلب با سرمایه گذاری نهادهایی مانند Sequoia، Greylock یا Accel رخ میدهد. با گذشت زمان، این صندوقها شناخت عمیقی از ساختار زیست بوم فناوری اسرائیل پیدا کردند و ارتباط پویایی میان آمریکا و اسرائیل در این زمینه شکل گرفته است.وجود نهادهای میانجی متعدد باعث شده که شبکه روابط قدرتمندی در این زمینه شکل بگیرد.
اما این ارتباط میان زیست بوم فناوری اسرائیل و اروپا بسیار متفاوت است و به ندرت خالقان استارتاپهای اسرائیلی، شرکت خود را به بازار اروپا منتقل کردهاند.صندوقهای خطرپذیر اروپایی به ندرت در زیست بوم فناوری حضور دارند و برطبق بررسیها از بین 250 استارتاپ مهم 5 سال اخیر تنها 16 مورد یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر کاملاً اروپایی در تأمین مالی آنها مشارکت داشته است. گزارش کلکلیست نیز نشان میدهد 86% از دورهای سرمایه گذاری در زیست بوم رژیم بدون مشارکت هیچ نهاد اروپایی انجام شده است.
حتی بزرگترین صندوقهای سرمایه گذاری اروپایی هم در زیست بوم فناوری رژیم حضور مهمی ندارند. صندوقهایی چون Atomico، Balderton، Northzone، EQT Ventures، Creandum، Lakestar، Earlybird، HV Capital، Cherry Ventures، Breega، Elaia، Sofina، Verdane و Kinnevik که در مجموع بیش از ۲۵ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارند، در طول پنج سال مورد بررسی، حتی یک بار هم در جداول سرمایهگذاران این شرکتها ظاهر نشدند.
جریان معاملات اسرائیلی از طریق شبکههای روابط افراد نظامی و کهنه سربازان یگانهای فناوری ارتش صورت میگیرد. صندوقهای سرمایه گذاری اروپایی ارتباط چندانی با این شبکه ندارد و برخلاف صنعت فناوری در آمریکا که شدیداً به نهادهای نظامی وابسته است در این کشورها این وابستگی کمتر است. به طور کلی حجم و میزان معاملات در زیست بوم فناوری اسرائیل نیز بالاتر از استانداردهای اروپایی است؛ اروپاییها احتیاط بیشتری در سرمایهگذاری دارند و حجم معاملات اولیه آنها معمولا 3- 5 میلیون دلار است اما در رژیم صهیونیستی شاهد سرمایه گذاری دور اول با ارزش بالای 100 میلیون دلار نیز هستیم.
معدود صندوقهای اروپایی که در زیست بوم فناوری اسرائیل مشارکت دارند نیز اغلب به دنبال سرمایهگذاری بر روی زیرساخت محلی هستند. بهطور مثال صندوق اسپانیایی Cardumen Capital یک دفتر در تلآویو با شریک اسرائیلی دارد و ۳۲ سرمایهگذاری اسرائیلی انجام داده است. Angular Ventures توسط گیل دبینر (Gil Dibner) تأسیس شده که هم در لندن و هم در تل آویو زندگی میکند. Index Ventures تنها صندوق اروپایی است که بیش از یک بار در سرمایه گذاری اولیه مشارکت داشته و استارتاپهای Wonderful و PointFive را تأمین مالی کرده است؛ اما هنوز دفتری دائمی در اراضی اشغالی ندارد.
پس از توافق ابراهیم، امارات متحده عربی نیز یکی از حامیان مهم زیست بوم فناوری رژیم صهیونیستی بود و حداقل در 36 معامله به ارزش حدود 1 میلیارد دلار حضور داشته است. صندوقهای دولتی امارات مانند Tawazun Strategic Development Fund ، Ventura Capital Group ، TALC Investment ، Sanad Abu Dhabi و Natural Ventures از جمله صندوقهایی هستند که بر روی استارتاپهای اسرائیلی سرمایهگذاری کردهاند.
مهمترین دلایل حضور پررنگ آمریکاییها و غیبت قابل توجه اروپاییها در سرمایهگذاری زیست بوم فناوری رژیم صهیونیستی:
- دلایل استراتژیک سلطه سرمایه آمریکایی: گره خوردگی زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی به سرمایه آمریکا تنها یک اتفاق اقتصادی نیست، بلکه ریشه در همسویی منافع ژئوپلیتیک و امنیتی دارد. صندوقهای آمریکایی مانند Sequoia و Accel تنها به دنبال سود مالی نیستند؛ آنها اکوسیستم اسرائیل را بازوی فناوری امنیتی خود میدانند. بسیاری از استارتاپهای امنیتی اسرائیل مانند Wizمحصول مستقیم نیازهای امنیتی آمریکا هستند و اساساً برای ساختار نظامی – امنیتی آمریکا توسعه داده شده اند. بازار سهام آمریکا نیز نقدشوندگی بسیار بالاتری نسبت به بورسهای اروپایی دارد و خروج سرمایه را برای سرمایهگذاران آمریکایی تسهیل میکند. این در حالی است که اروپا فاقد یک بازار سرمایه یکپارچه و قدرتمند مشابه والاستریت است.
- موانع ساختاری برای سرمایهگذاران اروپایی: قوانین سختگیرانه اتحادیه اروپا در حوزههایی مانند حفاظت از دادهها (GDPR) و هوش مصنوعی، ریسک سرمایهگذاری در شرکتهای امنیتی-نظارتی اسرائیلی را برای اروپاییها بالا میبرد. همچنین، فرهنگ سرمایهگذاری در اروپا مبتنی بر سودآوری پایدار است، در حالی که مدل سیلیکونولی و رژیم صهیونیستی بر پایه رشد سریع به هر قیمت بنا شده است. این تفاوت دیدگاه باعث میشود ارزیابی اروپاییها از استارتاپهای اسرائیلی محافظهکارانه باشد و نتوانند با سرعت تزریق سرمایه آمریکاییها رقابت کنند.
- نقش یگانهای نظامی به عنوان انکوباتورهای پنهان: یگانهایی مانند واحد ۸۲۰۰ یا واحدهای سایبری ارتش رژیم، عملاً به عنوان دانشگاههای کارآفرینی عمل میکنند. سربازان در حین خدمت به تکنولوژیهای دوگانه (نظامی-غیرنظامی) دسترسی پیدا میکنند و پس از آزادی، همان کدها و الگوریتمها را در قالب استارتاپ تجاریسازی میکنند. سرمایهگذاران آمریکایی این زبان مشترک نظامی-فناوری را درک میکنند و ریسک آن را میپذیرند، اما برای سرمایهگذاران اروپایی که فاصله فرهنگی و ساختاری بیشتری با این شبکههای نظامی دارند، این حوزه ای خطرناک و تا اندازه ای غیرقانونی لحاظ میشود. اروپاییها نسبت به متهم شدن به نقض حقوق بشر و همکاری با مجرمان جنگی احتیاط بیشتری نسبت به آمریکاییها دارند.
- پیامدهای سیاسی برای سرمایهگذاران اروپایی: حساسیتهای سیاسی در اروپا نسبت به فعالیتهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی، عامل دیگری برای احتیاط صندوقهای اروپایی است. بسیاری از صندوقهای اروپایی تحت فشار افکار عمومی و نهادهای نظارتی اتحادیه اروپا هستند تا از سرمایهگذاری در پروژههایی که ممکن است نقض حقوق بشر یا قوانین بینالمللی تلقی شود، پرهیز کنند. این در حالی است که نهادهای آمریکایی حمایت سیاسی قویتری از این تعاملات دارند و کمتر با چنین موانع اخلاقی-سیاسی در داخل کشور خود روبرو هستند.
زیستبوم فناوری رژیم نمونهای کلاسیک از پیوند عمیق «سرمایه»، «فناوری» و «امنیت» تحت هژمونی آمریکاست. غیبت اروپا نشاندهنده شکاف استراتژیک میان دو سمت اقیانوس اطلس در نگاه به فناوریهای دوگانه است. تا زمانی که ساختار خروج و بازار هدف اصلی این استارتاپها آمریکا باشد، وابستگی به سرمایه آمریکایی تعمیق خواهد شد و اروپا نقش حاشیهای خود را در این معادله حفظ خواهد کرد.

