کشیدگی ردیف و محتوا

در مقاله نشریه فوربز به ادغام کامل حوزه فناوری و سایبری با حوزه نظامی در جنگ اخیر میان ایران با آمریکا و اسرائیل تاکید شده است. طبق این مقاله، از شروع جنگ رمضان، فعالیت‌های سایبری در هماهنگی کامل با اقدامات فیزیکی در تمام طرف‌ها پیش رفته است. شبکه‌ها، هویت‌های دیجیتال، زیرساخت‌های ابری و حتی دستگاه‌های مصرفی، به امتداد میدان نبرد تبدیل شده‌اند. نتیجه، شکل جدیدی از درگیری است که در آن اثرات فیزیکی و دیجیتال غیرقابل تفکیک هستند.

هر یک از طرفین با روش‌های متفاوتی از قابلیت‌های سایبری بهره می‌برند، اما اهداف مشابهی دارند: بهبود دقت هدف‌یابی، اختلال در سیستم‌های حریف، شکل‌دهی به روایت‌ها و اعمال فشار فراتر از میدان نبرد. زیرساخت‌های فناوری و تجاری به‌طور فزاینده‌ای بخشی از این معادله هستند، چه به‌عنوان اهداف عمدی و چه به‌عنوان نقاط اهرمی. این الگو در جنگ روسیه و اوکراین قابل مشاهده بود اما آنچه اکنون متفاوت است، سطح یکپارچگی، سرعت اجرا و نقش در حال گسترش سیستم‌های وابسته به فناوری در نحوه اعمال فشار است.

مهم‌ترین تغییر این است که قابلیت‌های سایبری اکنون مستقیماً بر نتایج میدان نبرد تأثیر می‌گذارند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی از زیرساخت دوربین‌های مداربسته ایران برای پشتیبانی از هدف‌یابی و ارزیابی پس از حمله بهره برداری کرده است. هر دستگاه متصل به اینترنت به یک منبع بالقوه اطلاعاتی تبدیل شده است. دوربین‌ها، دستگاه‌های موبایل و سیستم‌های اینترنت اشیاء (IoT) دیگر زیرساخت‌های منفعل نیستند؛ آن‌ها دارایی‌های عملیاتی هستند.

از طرفی، خودِ قابلیت سایبری نیز به یک هدف فیزیکی تبدیل شده است. طبق گزارش‌ها، حملات آمریکا منجر به شهادت برخی از مقامات ارشد سایبری ایران شده است. این موضوع بازتاب‌دهنده یک تغییر گسترده‌تر است که در آن سایبر نه‌تنها امکان‌دهنده نبرد است، بلکه خود بخشی از چیزی است که بر سر آن جنگیده می‌شود.

از طرفی فعالیت‌هایی شامل انتشار بدافزارهای مخرب، سرقت اطلاعات و کمپین‌های افشای اطلاعات شخصی است افزایش داشته است. بسیاری از این اقدامات با هدف ترساندن افراد و ایجاد اثرات ثانویه در سازمان‌ها و زنجیره‌های تأمین طراحی شده‌اند.

شاید قابل‌توجه‌ترین تشدید درگیری، هدف قرار دادن فیزیکی زیرساخت‌های دیجیتال باشد. هدف قرار دادن زیرساخت‌های فناوری توسط پهبادهای ایرانی که از ارائه‌دهندگان بزرگی مانند آمازون وب سرویسز پشتیبانی می‌کردند، نقطه عطفی را رقم زدند. مراکز داده که مدت‌ها به‌عنوان دارایی‌های انتزاعی یا دور دست تلقی می‌شدند، اکنون به‌عنوان گره‌های فیزیکی در محیط درگیری شناخته می‌شوند.

در مجموع می‌توان تغییرات گسترده در مورد نقش فناوری و سایبر را جنگ رمضان این گونه تعریف کرد:

۱. سایبر مستقیماً امکان هدف‌یابی و ارزیابی خسارت نبرد را فراهم می‌کند.
۲. سیستم‌های فناوری به‌عنوان اهرم فشار برای اجبار استفاده می‌شوند، نه صرفاً اختلال اتفاقی.
۳. زیرساخت‌های دیجیتال فیزیکی، از جمله محیط‌های ابری، اکنون بخشی از مجموعه اهداف فیزیکی هستند.