گزارش اخیر «سازمان نوآوری اسرائیل[1]» که در هفته چهارم جنگ منتشر شد، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی درباره تابآوری اقتصاد فناوری این رژیم ارائه میدهد. برخلاف تأکید رسانههای عبری بر تداوم فعالیتها، دادهها نشان میدهد که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل بهتدریج در حال ایجاد یک فرسایش چندلایه در اکوسیستم نوآوری است؛ فرسایشی که نه از مسیر تخریب مستقیم، بلکه از درون ساختار این زیستبوم عمل میکند.
نخستین نشانه این وضعیت، اختلال گسترده در نیروی انسانی است. حدود ۴۸ درصد شرکتها بیش از یکچهارم کارکنان خود را به دلایل مختلف مانند فراخوان نیروهای ذخیره تا محدودیتهای امنیتی و اختلالات اجتماعی از دست دادهاند و تنها ۱۱ درصد بدون غیبت بودهاند. این یعنی بحران، صرفاً در سطح میدان جنگ نیست، بلکه به عمق زندگی روزمره و ساختار تولید دانش نفوذ کرده است. در اقتصادی که سرمایه اصلی آن نیروی انسانی متخصص است، این سطح از غیبت بهمعنای اختلال مستقیم در تولید فناوری است.
اما اگر این را نخستین ضربه بدانیم، ضربه راهبردیتر در حوزه سرمایهگذاری وارد شده است. ۷۱ درصد شرکتها اعلام کردهاند که جنگ بر فرآیند جذب سرمایه اثر گذاشته و بخشی از آنها ناچار به لغو کامل این فرآیند شدهاند. این مسئله بهویژه برای استارتاپهای کوچک و مناطق نزدیک به کانونهای تنش شدیدتر است. در واقع، ریسک ژئوپلیتیکی اکنون بهطور مستقیم در تصمیمات سرمایهگذاران عمدتاً آمریکایی وارد شده است. نتیجه، نه فقط خروج سرمایه، بلکه شکلگیری وضعیتی از «تعلیق سرمایه» است؛ جایی که تصمیمها به تعویق میافتد و آینده شرکتها در ابهام باقی میماند.
پیامد مستقیم این وضعیت، کند شدن موتور نوآوری است. ۴۲ درصد شرکتها از تأخیر جدی در توسعه و ۲۲ درصد از تعویق قابلتوجه در عرضه محصولات خبر دادهاند؛ رقمی که در شرکتهای کوچک به بیش از ۵۰ درصد میرسد. این یعنی جنگ، بیش از آنکه شرکتهای بزرگ را هدف قرار دهد، در حال تضعیف لایههای اولیه و شکننده نوآوری است، جایی که فناوریهای آینده شکل میگیرند.
در سطح زیرساختی نیز آسیبپذیری لجستیکی بهوضوح آشکار شده است. محدودیت پروازهای بینالمللی بر ۳۵ درصد شرکتها اثر جدی گذاشته و ۲۰ درصد را با اختلال در واردات مواد اولیه مواجه کرده است؛ حتی بخشی از شرکتها از توقف زنجیره تأمین خبر دادهاند. این ارقام نشان میدهد که در صورت تشدید تنش در کریدورهای هوایی، اقتصاد دانشبنیان اسرائیل میتواند در مدت کوتاهی با اختلال جدی مواجه شود.
چشمانداز پیشرو نیز چندان امیدوارکننده نیست. ۱۸ درصد شرکتها احتمال کوچکسازی و ۱۲ درصد خطر تعطیلی را مطرح کردهاند. همزمان، ۳۱ درصد در حال بررسی انتقال فعالیت به خارج هستند نشانهای روشن از آغاز مهاجرت سرمایه و نخبگان در بستر نااطمینانی. این روند، اگر تداوم یابد، میتواند به تخلیه تدریجی ظرفیت راهبردی این اکوسیستم منجر شود.
در نهایت جنگ جاری، بیش از آنکه با تخریب فیزیکی عمل کند، از طریق اختلال در نیروی انسانی، تعلیق سرمایه، تضعیف زنجیره تأمین و افزایش ریسک ساختاری در حال فرسایش اکوسیستم نوآوری اسرائیل است. در چنین شرایطی، حتی اگر در میدان نظامی برتریهایی حاصل شود، در میدان فرسایشیِ اقتصاد فناوری، یکی از مهمترین پایههای قدرت ملی این رژیم در معرض آسیب جدی قرار گرفته است.

