مقدمه
چه کسانی ماشین جنگی رژیم صهیونیستی را سوخترسانی میکنند؟ پاسخ اولیه به این سوال را با اشاره غولهای بزرگ نفتی مانند بریتیش پترولیوم، شِورون و شِل میتوان داد؛ شرکتهایی که بارها به دلیل نقششان در تأمین نفت اسرائیل مورد انتقاد مجامع حقوق بشری و فعالان این حوزه قرار گرفتهاند. بخش اعظم نفت خام وارداتی اسرائیل از آذربایجان و قزاقستان تأمین میشود و شرکتهای بورسی بزرگی چون شِورون (Chevron)، بریتیش پترولیوم (BP)، اکسانموبیل (ExxonMobil)، شِل (Shell)، توتالانرژی (TotalEnergies) و اِنی (Eni) به دلیل نقششان در تأمین نفت خام اسرائیل، و در پرونده شرکت آمریکایی ولرو (Valero) به دلیل عرضه سوخت جت نظامی، با موجی از انتقادها روبهرو بودهاند.
اما گزارش تازه سازمان «اویل چنج اینترنشنال» (Oil Change International) و مرکز تحقیقات شرکتهای چندملیتی (SOMO) با عنوان «پشت پردۀ بشکهها: شرکتهای بازرگانی نفت که ساختار جنگی رژیم صهیونیستی را تغذیه میکنند» نشان میدهد که بخش تعیینکنندهای از این زنجیره در دست بازیگرانی کمتر شناختهشده است؛ شرکتهایی که در سایه عمل میکنند و نامشان برخلاف غولهای نفتی، کمتر در معرض افشاگری قرار میگیرد.[1]
۱. یکنهم نفت خام رژیم در دست دو شرکت بازرگانی
یافته اصلی گزارش این است که دو شرکت مبادله نفت که کمتر شناختهشدهاند، یعنی شرکت ویتول (Vitol) مستقر در سوئیس و شرکت هریتیج پترولیوم (Heritage Petroleum) مستقر در دبی، در بازه اکتبر ۲۰۲۳ تا ژوئن ۲۰۲۶ مجموعاً حدود ۲۲ میلیون بشکه نفت خام به رژیم صهیونیستی صادر کردهاند؛ رقمی معادل ۱۱ درصد کل واردات نفت خام این رژیم در دوران جنگ. از این رقم، سهم شرکت ویتول نزدیک به ۱۴ میلیون بشکه است و شرکت هریتیج نیز علاوه بر تحویل نفت به شرکت دولتی خط لوله اروپا-آسیا، یک محموله ۵۰۰ هزار بشکهای جداگانه به پالایشگاه حیفا تحویل داده است.
این یافتهها حاصل پژوهشی است که دو نهاد نویسنده گزارش به شرکت تحلیل داده «دیتا دسک» (Data Desk) سپردهاند. پژوهشگران بیش از ۲۵۰ محموله نفت خام از ۱۹ کشور با حجمی بیش از ۲۰۰ میلیون بشکه را که در بازه ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ از کشورهای مبدأ خارج و تحویل شدند، با استفاده از دادههای پلتفرم رهگیری دریایی «کپلر» (Kpler)، دادههای گروه بورس اوراق بهادار لندن (LSEG)، سوابق بازرسی بنادر و تصاویر ماهوارهای ردیابی کردهاند. تصاویر ماهوارهای، پهلوگیری و تخلیه محمولهها در بندر عسقلان را تأیید میکند. هر دو شرکت هم در نقش اجارهکننده کشتی و هم در نقش صاحب نفت ظاهر شدهاند؛ یعنی نفتی را که حمل میکردند، به خودشان تعلق داشته است. پیش از انتشار گزارش، یافتههای کلیدی در اختیار همه شرکتهای نامبردهشده قرار گرفت تا فرصت پاسخگویی داشته باشند و پاسخهای دریافتی از شرکتهای ویتول، شیپتک و تناماریس در متن گزارش منعکس شده است.
گزارش تأکید میکند که سهم واقعی این دو شرکت احتمالاً بیشتر از این ارقام است، چرا که بر اساس دادههای کپلر، در ۴۰ درصد از محمولههای نفتی ارسالی به اسرائیل در این بازه، نام اجارهکننده ثبت نشده است؛ خلأی که خود، نشانه عمق پنهانکاری در این بازار است. شرکتها هیچ الزامی به افشای نام اجارهکننده کشتی ندارند و همین خلأ قانونی، پوشش اصلی بازار خاکستری نفت رژیم است.
نمودار ۱: حجم سالانه نفت خام اجارهشده برای تحویل به اسرائیل توسط شرکت ویتول و شرکت هریتیج، 2020 تا 2026؛ بر اساس دادههای کپلر
۲. ویتول؛ بزرگترین شرکتی که نامش را نشنیدهاید
شرکت ویتول که در سال ۱۹۶۶ در روتردام هلند تأسیس شد، یکی از بزرگترین تجار خصوصی کالاهای انرژی در جهان است که در ادبیات رسانهای از آن با عنوان «بزرگترین شرکتی که هرگز نامش را نشنیدهاید» یاد میشود. این شرکت در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۸ میلیون بشکه نفت عرضه کرده و میانگین سود خالص سالانه آن در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ بیش از ۱۲ میلیارد دلار بوده است. دفاتر منطقهای ویتول در لندن، ژنو، هیوستون، سنگاپور، روتردام و بحرین قرار دارند و هلدینگ اصلی آن در لوکزامبورگ ثبت شده است.
برخلاف بسیاری از بازیگران این بازار خاکستری، مالکیت شرکت ویتول مشخص است؛ این شرکت در بورس حضور ندارد و متعلق به حدود ۴۵۰ شریک ارشد آن است که از میان مدیران و کارکنان فعلی و پیشین انتخاب میشوند. راسل هاردی (Russell Hardy) از سال ۲۰۱۸ مدیرعامل گروه ویتول و ایان تیلور (Ian Taylor) رئیس هیئتمدیره آن است.[2] یعنی تصمیم به تأمین نفت رژیم در دوران جنگ، تصمیمی است که عواید میلیارددلاری آن مستقیماً به جیب همین شبکه محدود از شرکای ارشد میرود.
شرکت ویتول سالهاست برای اسرائیل نفت میآورد، اما در سال ۲۰۲۵ صادراتش را به بیش از چهار برابر میانگین سالانه خود در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ رساند و از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ به بزرگترین اجارهکننده شناساییشده نفت خام اسرائیل بدل شد. تمامی ۱۶ محموله نفت خام این شرکت با کشتیهایی حمل شدهاند که مالکیت و مدیریتشان در دست شرکتهای یونانی است؛ ۹ محموله با کشتیهای تحت مدیریت کیکلادس ماریتیم (Kyklades) و متعلق به زیرمجموعههای اکئانیس اکو تانکرز (Okeanis Eco Tankers) و ۵ محموله با کشتیهای تحت مدیریت تناماریس (Thenamaris). تناماریس در پاسخ به پژوهشگران گفته است که به قوانین بینالمللی و تحریمها پایبند است و بهاصطلاح درباره مسائل تجاری اظهارنظر نمیکند.
تأمین نفت رژیم در دوران جنگ، نخستین پرونده جنجالی شرکت ویتول نیست. این شرکت در سال ۲۰۰۷ به پرداخت ۱۳ میلیون دلار رشوه به شرکت نفت دولتی عراق در دوران صدام حسین برای کسب قراردادهای نفتی اعتراف کرد و علاوه بر جریمه، ۱۳ میلیون دلار غرامت به عراق پرداخت. در سال ۲۰۱۲ نیز گزارش شد که شرکت ویتول از طریق شعبه خود در بحرین، دو میلیون بشکه نفت ایران را پس از اجرای تحریم نفتی اتحادیه اروپا و در آستانه تحریمهای آمریکا خریداری کرده است. در سال ۲۰۲۳، سازمان گلوبال ویتنس (Global Witness) شرکت ویتول را به تهیه ۹۰۰ هزار بشکه فرآورده نفتی از پالایشگاههای ترکیهای متهم کرد که نفت خام روسیه وارد میکردهاند؛ تنها در دو ماه نخست پس از تحریمهای اتحادیه اروپا. شرکت ویتول در پاسخ به پژوهشگران، سود بردن از جنگ و بحران در ونزوئلا، اوکراین، ایران و عراق را انکار کرده، اما درباره شناسایی شدن بهعنوان تأمینکننده نفت خام اسرائیل اظهارنظری نکرده است.
۳. شواهد زمانی؛ شرکت تجارت نفت یا بازوی لجستیکی جنگ؟
مهمترین بخش گزارش، اما نه ارقام کلی، که توالی زمانی محمولههاست؛ توالیی که نشان میدهد این شرکتها با تقویم نظامی رژیم حرکت میکنند.
شرکت ویتول در سال ۲۰۲۰ حدود ۵.۳۵ و در ۲۰۲۱ حدود ۴.۹۵ میلیون بشکه نفت برای اسرائیل اجاره کرد؛ در ۲۰۲۲ این رقم به صفر رسید و در ۲۰۲۳ به ۲.۶۳ میلیون بشکه محدود شد، اما در ۲۰۲۵ به نزدیک ۱۱ میلیون بشکه جهش کرد؛ بیش از چهار برابر میانگین سالانه این شرکت در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴. مهمتر از رقم سالانه، توزیع ماهانه آن است؛ محمولههای شرکت ویتول در این بازه از ۱.۷ میلیون بشکه در آوریل ۲۰۲۵ به ۲ میلیون بشکه در ماه مه و نزدیک به ۵ میلیون بشکه در ژوئن رسید و حجم صادرات این شرکت در فقط سه ماه تقریباً سه برابر شد. این جهش دقیقاً همزمان با آستانه جنگ دوازدهروزه و حمله رژیم به ایران در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ و همزمان با تمدید «دستور محرمانگی» دولتی بر معاملات شرکت خط لوله اروپا-آسیا (EAPC) ثبت شده است؛ توازی که نشان میدهد شارژ ذخایر نفتی، بخشی از آمادهسازی رژیم برای جنگ بوده است.
همین الگو در بحبوحه جنگ نیز تکرار شد. در شب ۱۴ تا ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵ حمله ایران به پالایشگاه حیفا، دستکم یک واحد تقطیر آن را تا اوت از مدار خارج کرد. تنها چهار روز بعد، در ۱۸ ژوئن، شرکت ویتول محموله سوخت جت Jet A-1 را از پالایشگاه دانگوته (Dangote) نیجریه به راه انداخت که در ژوئیه به سرزمینهای اشغالی رسید؛ نخستین محموله سوخت جت وارده به اسرائیل از ژوئیه ۲۰۲۲. این زمانبندی به تعبیر گزارش، این پرسش را مطرح میکند که ویتول برای پر کردن شکاف تأمین ناشی از حمله ایران، واکنشی فوری و هدفمند نشان داده است.
نمونه سوم به سال ۲۰۲۶ برمیگردد؛ شرکت ویتول در این سال نخستین فروش مجاز آمریکا از نفت ونزوئلا را پس از ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور، رقم زد و مقصد نخست این محموله سرزمینهای اشغالی بود؛ محمولهای که در روزهای آغازین حمله آمریکا و رژیم به ایران در اوایل مارس ۲۰۲۶ به اسرائیل رسید، هرچند بدون تخلیه بار، از بندر خارج شد. نکته قابل تأمل اینکه یکی از معاملهگران ارشد شرکت ویتول که در این قرارداد نقش داشته، از کمککنندگان مالی به کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ بوده و روزهایی پیش از نهایی شدن توافق با او دیدار کرده و به ترامپ گفته بود: «نفوذی که شما بر ونزوئلا دارید تضمین میکند که به هر چه میخواهید برسید». ویتول در پاسخ گفته است این معاملهگر «به ظرفیت شخصی» کمک مالی کرده و اکنون بازنشسته شده است.
۴. هریتیج؛ شرکتی که از هیچجا پدیدار شد
در نقطه مقابل ویتول، شرکت هریتیج پترولیوم قرار دارد که مالکیت آن کاملاً نامشخص است. این شرکت در دسامبر ۲۰۲۳، یعنی تنها دو ماه پس از آغاز طوفانالاقصی، در دبی تأسیس شد و در «مرکز چندکالایی دبی» (DMCC) ثبت شده است؛ منطقه آزادی متشکل از ۸۷ برج که حدود ۲۶ هزار شرکت در آن از سطح بالایی از پنهانکاری مالکیت، مالیات صفر درصدی بر درآمد شخصی و احتمال مالیات صفر درصدی شرکتی بهرهمند میشوند. این شرکت وبسایتی بسیار ساده و صفحه لینکدین غیرفعالی دارد و هنوز مشخص نیست اعضای هیئتمدیره یا مالکان واقعی آن چه کسانی هستند. اندی روول از سازمان اویل چنج اینترنشنال در این باره میگوید: «هریتیج از هیچجا پدیدار شده و به یکی از اجارهکنندگان اصلی سوخت اسرائیل تبدیل شده است.»
بر اساس دادههای کپلر، شرکت هریتیج از ژوئن ۲۰۲۴ اجاره محمولههای نفت خام به مقصدهای گوناگون را آغاز کرد و تمامی این محمولهها از ترکیه بارگیری میشدند؛ نفتی که به احتمال قوی آذربایجانی بود و از مسیر خط لوله باکو-تفلیس-جیحان (BTC) به بندر جیحان میرسید. نخستین محموله این شرکت به مقصد اسرائیل در نوامبر ۲۰۲۴ ارسال شد و از آن زمان، این شرکت با ۱۰ محموله مجموعاً ۸.۳ میلیون بشکه نفت خام به رژیم رسانده است. نه محموله از ده محموله به شرکت دولتی خط لوله اروپا-آسیا در بندر عسقلان تحویل شده و یک محموله ۵۰۰ هزار بشکهای نیز مستقیماً به پالایشگاه حیفا رفته است. رشد این شرکت تازهتأسیس چشمگیر است و در نیمه نخست ۲۰۲۶، شرکت هریتیج با ۴.۲۲ میلیون بشکه از شرکت ویتول که در همین بازه ۱.۰۶ میلیون بشکه صادر کرده بود، پیشی گرفت و در بازه ژوئیه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ به دومین شرکت بزرگ شناساییشده در تأمین نفت خام اسرائیل تبدیل شد. اوج فعالیت شرکت هریتیج در فوریه ۲۰۲۶ با چهار محموله در یک ماه ثبت شده و تمامی ده محموله آن با کشتیهای تحت مدیریت شرکت یونانی کیکلادس حمل شدهاند که شش فروند آنها متعلق به زیرمجموعههای اکئانیس اکو تانکرز است.
۵. از جیحان تا عسقلان؛ گلوگاههای زنجیره تأمین
با وجود اینکه وزارت بازرگانی ترکیه در ۲ مه ۲۰۲۴ بهطور رسمی تعلیق کامل روابط تجاری با رژیم صهیونیستی را اعلام کرد، دادهها نشان میدهد تنها شش ماه بعد، شرکت هریتیج ارسال نفت خام به سرزمینهای اشغالی را آغاز کرده و تمامی محمولههای این شرکت از بنادر ترکیه بارگیری شدهاند. ترکیه در نوامبر ۲۰۲۴ به رویترز گفته بود که صادرکنندگان فعال در بندر جیحان «به تصمیم آنکارا برای پایان تجارت با اسرائیل احترام گذاشتهاند» و نفتی با مقصد اسرائیل بارگیری نمیشود؛ اما به گزارش رویترز، واردات نفت آذربایجانی اسرائیل از مسیر جیحان در سال ۲۰۲۵ با ۳۱ درصد رشد به ۹۴ هزار بشکه در روز رسید و نفت آذربایجان ۴۶.۴ درصد و نفت روسیه حدود ۲۸ درصد واردات نفت اسرائیل را تشکیل داد. تحلیلگران کشتیرانی میگویند کشتیهایی که از جیحان به اسرائیل نفت میبرند، معمولاً سامانه رهگیری خود را خاموش میکنند یا مقاصد دیگری مانند مصر و قبرس اعلام میکنند؛ برای نمونه نفتکش «والفولیا» ۶۸۰ هزار بشکه نفت آذربایجان را در ژانویه ۲۰۲۶ در اسرائیل تخلیه کرد و نفتکش «کیمولوس» پس از خاموش کردن ردیاب، بار خود را در بندر عسقلان پیاده کرد.[3]
پژوهشگران همچنین دو شرکت خدمات کشتیرانی زیرمجموعه شرکت هریتیج را در ثبت تجاری ترکیه شناسایی کردهاند: «شیپتک ماریتیم» (Shiptech Maritime) که در مارس ۲۰۲۲ تأسیس شد و شرکت هریتیج در ژوئن ۲۰۲۴ سهامدار انحصاری آن شد، و «لیموسا تریدینگ لجستیک» (Limosa Trading Logistics) که در ماه مه ۲۰۲۳ تأسیس شد و شرکت هریتیج در سپتامبر ۲۰۲۴ مالک انحصاری آن شد. شیپتک خود را ارائهدهنده خدمات کشتیرانی در بنادر ترکیه از جمله جیحان معرفی میکند و لیموسا خود را «شریک راهبردی تجارت و لجستیک نفت و پتروشیمی» مینامد. شیپتک در پاسخ کتبی به پژوهشگران ادعا کرده که هیچیک از دو شرکت «در فروش، خرید، حمل یا تجارت نفت خام با اسرائیل» دخیل نبودهاند، اما در برابر مستندات کپلر، LSEG، سوابق بازرسی بنادر و تصاویر ماهوارهای که پهلوگیری و تخلیه محمولهها در بنادر اسرائیل را تأیید میکند، از پاسخگویی بیشتر خودداری کرد.
نفت خام وارداتی عمدتاً از طریق شرکت دولتی خط لوله اروپا-آسیا (EAPC) در بندر عسقلان وارد میشود؛ شرکتی که بر اساس یک «دستور محرمانگی» دولتی، فعالیتهایش محرمانه است و حتی هویت سهامداران و جزئیات معاملات نفتیاش افشا نمیشود. حدود ۷۵ درصد نفت خام وارداتی اسرائیل که در پالایشگاههای حیفا و اشدود پالایش میشود، از بندر عسقلان یا بندر ایلات این شرکت وارد میشود و سه خط لوله آن، بندر عسقلان را به پالایشگاههای حیفا و اشدود متصل میکند. اسرائیل در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۷ درصد نفت خام مورد نیاز خود را وارد کرده بود. گروه بازان (Bazan)، مالک پالایشگاه حیفا، در دسامبر ۲۰۲۳ ویدئویی با شعار «با هم پیروز خواهیم شد» منتشر کرد که در آن تأکید میشد دروازه این شرکت حتی در دوران اضطراری به روی بخش انرژی و ارتش باز است و این گروه در گزارشهای سالانه خود صریحاً اعلام کرده است که «سوخت دیزل به ارتش اسرائیل، چه مستقیم و چه از طریق واسطهها» عرضه میکند. پالایشگاه اشدود نیز تولیدکننده سوخت جت است که بزرگترین مشتری آن، گروه پاز (Paz)، قرارداد سوخترسانی به هواپیماهای نظامی رژیم در هفت پایگاه نیروی هوایی را با وزارت جنگ دارد.
نقشه ۱: مسیر نفت خام وارداتی از مبدأهای آذربایجان، روسیه و نیجریه تا بنادر و پالایشگاههای اسرائیل؛ منبع: گزارش اویل چنج اینترنشنال و سومو
حلقه دیگر این زنجیره، ناوگان حمل است. تمامی ۱۶ محموله نفت خام شرکت ویتول و هر ۱۰ محموله شرکت هریتیج با کشتیهایی حمل شدهاند که مالکیت یا مدیریت آنها در دست شرکتهای یونانی است. این یعنی مسئولیت تداوم این جریان نفتی فقط متوجه شرکتهای بازرگانی نیست و دولت یونان نیز بهعنوان کشوری که ناوگان حمل این تجارت تحت صلاحیت قضایی آن قرار دارد، در زنجیره مسئولیت قرار میگیرد.
نقشه ۲: محمولههای نفت خام اجارهشده توسط شرکت ویتول (قرمز) و شرکت هریتیج (سبز) به اسرائیل در دوران جنگ، به تفکیک تاریخ و مبدأ؛ منبع: گزارش اویل چنج اینترنشنال و سومو
۶. اهرمهای قانونی برای توقف جریان نفت
نویسندگان گزارش تأکید میکنند که ادامه این جریان نفتی، صرفاً یک رفتار تجاری نیست. بر اساس کنوانسیون نسلکشی، دولتها موظفاند «از همه ابزارهایی که بهصورت منطقی در اختیار دارند» برای جلوگیری از نسلکشی استفاده کنند و رأی مشورتی دادگاه بینالمللی دادگستری در ژوئیه ۲۰۲۴ نیز دولتها را مکلف کرده است از هرگونه روابط اقتصادی و تجاری با اسرائیل که «موجب تحکیم حضور غیرقانونی آن در سرزمینهای اشغالی» میشود، پرهیز کنند. بر این اساس، گزارش از دولتها میخواهد از صلاحیت قضایی و اهرمهای قانونی خود بر شرکتهای نفتی و شرکتهای تسهیلگر این تجارت استفاده کنند:
آذربایجان، قزاقستان، نیجریه و همه کشورهای صادرکننده نفت باید تحریم نفتی اسرائیل را اجرا کنند و از طریق ابزارهایی قراردادی مانند «اعلامیه کاربر نهایی» تضمین کنند که خریداران نفت آنها، تأمین نفت اسرائیل را انجام نمیدهند یا تسهیل نمیکنند. ترکیه باید ممنوعیت تجاری خود را با جدیت اجرا کند؛ از جمله با جلوگیری از ترانزیت نفت خام با مقصد پالایشگاههای اسرائیل از خاک خود و ممنوعیت ارائه خدمات بندری به کشتیهای حامل این نفت. کشورهایی که شرکتهای بازرگانی و تسهیلگران این تجارت در قلمرو آنها قرار دارند، یعنی امارات متحده عربی، یونان، روسیه، بریتانیا، سوئیس و لوکزامبورگ، باید تسهیل هرگونه تجارت یا حمل نفت به اسرائیل را ممنوع کنند. گزارش همچنین بر لزوم شفافیت درباره دهها شرکت دیگری تأکید میکند که در غیاب الزام به افشای نام اجارهکننده، در پشت پرده این تجارت باقی ماندهاند.
تحلیل و جمعبندی
گزارش «پشت پردۀ بشکهها» سه یافته راهبردی درباره ساختار تأمین انرژی رژیم صهیونیستی ارائه میدهد.
نخست، زنجیره تأمین نفت رژیم دو لایه دارد؛ لایه آشکار آن غولهای نفتی شناختهشدهاند و لایه پنهان آن را شرکتهایی مانند شرکت ویتول و شرکت هریتیج تشکیل میدهند که از خلأ قانونی عدم الزام به افشای نام اجارهکننده در اسناد حمل دریایی استفاده میکنند. وقتی نام شرکت اجارهکننده در ۴۰ درصد از محمولهها ثبت نمیشود، باید فرض کرد سهم واقعی این لایه پنهان از ۱۱ درصد اعلامشده بیشتر است.
دوم، تقابل مالکیت این دو شرکت، دو چهره این بازار را نشان میدهد؛ در یک سو شرکت ویتول با مالکیت مشخص قرار دارد که سود جنگ به جیب حدود ۴۵۰ شریک ارشد آن میرود و در سوی دیگر شرکت هریتیج قرار دارد که پژوهشگران حتی نتوانستهاند مالکان واقعیاش را شناسایی کنند. یعنی بخشی از تأمین انرژی رژیم صهیونیستی در دست شرکتی است که نمیتوان مسئولیت تصمیماتش را بر عهده هیچ شخص یا نهاد مشخصی دانست و همین نامشخصی، خود بخشی از طراحی آن است.
سوم و مهمتر از همه، توالی زمانی محمولهها نشان میدهد این شرکتها صرفاً واسطههای تجاری منفعتجو نیستند. سه برابر شدن محمولههای شرکت ویتول در سه ماه منتهی به جنگ دوازدهروزه، تمدید همزمان دستور محرمانگی EAPC، ارسال فوری سوخت جت تنها سه روز پس از اصابت موشکهای ایران به پالایشگاه حیفا و رسیدن محموله نفت ونزوئلا در روزهای آغازین حمله به ایران، الگویی را آشکار میکند که در آن شرکت تجارت نفت در نقش یک بازوی لجستیکی-ذخیرهای برای رژیم عمل میکند؛ هم پیش از جنگ انبارهای رژیم را پر میکند و هم در میانه جنگ، خلأهای تأمین را فوراً جبران میکند.
از منظر مقابله، اهمیت این گزارش در روشن کردن نقاط آسیبپذیر این زنجیره است؛ مبادی تأمین در آذربایجان، قزاقستان و نیجریه، گلوگاه ترانزیت در بندر جیحان ترکیه، ناوگان حمل تحت مدیریت شرکتهای یونانی و پایانههای ورود در عسقلان و ایلات. هر یک از این حلقهها، یک اهرم فشار مستقل است؛ از الزام کشورهای مبدأ به تحریم نفتی و اخذ «اعلامیه کاربر نهایی» گرفته تا الزام ترکیه به اجرای واقعی ممنوعیت تجاریاش و پیگرد حقوقی کشورهایی مانند یونان، سوئیس، لوکزامبورگ و امارات که شرکتهای بازرگانی و ناوگان این تجارت تحت صلاحیت قضایی آنهاست. شناخت همین شبکههای پنهان است که میدان مقابله با ماشین جنگی رژیم را از رویدادی دور از دسترس، به زنجیرهای از حلقههای قابل هدفگیری بدل میکند.

