کشیدگی ردیف و محتوا
نوشته «زیِو تدمر» (Zehev Tadmor)
رئیس سابق مؤسسه «تخنیون»
و رئیس مؤسسه «شموئل نعمان» (Samuel Neaman Institute for National Policy Research)
جولای 2020

دانلود فایل گزارش

  • «زیِو تدمر»(Zehev Tadmor) از دانشمندان و مدیران شاخص رژیم صهیونسیتی، رئیس سابق دانشگاه «تخنیون» در دهه ۹۰ میلادی و رئیس فعلی اندیشکده حکمرانی فناوری «ساموئل نیمن»(Samuel Neaman Institute for National Policy Research)  در یادداشتی نقش بازار آزاد و نظام اقتصادی مبتنی بر رقابت آزاد را در پیشرفت صنعت فناوری‌های پیشرفته در اسرائیل بررسی کرده است.
  • «تدمر» با مروری بر فرآیندهای واقعی مؤثر بر پیشرفت تکنولوژی در اسرائیل، تلاش می‌کند باطل بودن این باور رایج را نشان دهد که سازکار بازار آزاد و اقتصاد رقابتی باعث شکوفایی استعدادها و پیشرفت هایتک در اسرائیل شده است.
  • او در مقابل به پنج علت برای پیشرفت فناوری در اسرائیل اشاره کرده است:
  1. نیاز‌های امنیتی گسترده باعث شده فناوری یک ضرورت اصلی برای تضمین بقای اسرائیل شود.
  2. وجود دانشگاه‌های تحقیقاتی سطح بالا و آموزش نیروی انسانی لازم برای پیشبرد قابلیت‌های علمی و فناوری در همزیستی با سیستم امنیتی.
  3. گشوده شدن درهای جهان به صادرات اسرائیل پس از پیمان اسلو.
  4. مهاجرت متخصصان و نیروی کار ماهر روسیه به اسرائیل پس از فروپاشی شوروی.
  5. کمک‌های «سخاوتمندانه» خارجی.
  • با توجه به تجربه و جایگاه «زیِو تدمر» بسیار جالب است که او تأکید بر نقش بازار آزاد و اقتصاد رقابتی در تبدیل اسرائیل به “کشوری” پیشرو در زمینه فناوری‌های پیشرفته، یا به عبارتی «ملت استارتاپی»(Startup-Nation) را «یک پروپاگاندای سیاسی و ایدئولوژیک» می‌نامد.

یک عقیده تزلزل‌ناپذیر در اسرائیل رایج است که طبق آن اسرائیل به لطف گذار اقتصادش از یک اقتصاد سوسیالیستی متمرکز و ناکارآمد به یک اقتصاد بازار آزاد و رقابتی بوده که به کشوری پیشرو در زمینه فناوری‌های پیشرفته، یا به عبارتی به «ملت استارتاپی» (Startup-Nation) تبدیل شده است. طبق این عقیده، این اقتصاد بازار است که نیروی نوآوری و خلاقیت ذاتی اسرائیلی‌ها را شکوفا کرده است. سوال ما این است که آیا این ادعا درست است یا اینکه ثمره یک پروپاگاندای سیاسی و ایدئولوژیک ادامه‌دار با هدف تصاحب موفقیت‌ها است؟

نظری که می‌خواهم ارائه کنم این است که این ادعا در واقعیت درست نیست. رونق فناوری پیشرفته اسرائیل و فناوری پیشرفته به طور کلی، از دلایل کاملاً متفاوتی ناشی می‌شود: در درجه اول: بلوغ فرآیندهای ساختاری که ریشه در جوهره فناوری و علم دارند و قرن‌ها ادامه داشته‌اند. این فرآیندها در طول قرن بیستم و به ویژه در ربع آخر آن به بلوغ رسیدند و هیچ ارتباطی با اقتصاد بازار یا هیچ اقتصاد دیگری ندارند. اینها فرآیندهایی هستند که سیلیکون ولی در کالیفرنیا و تمام موارد مشابه آن در سراسر جهان، از جمله اسرائیل را رشد داده‌اند.

برای توضیح فرآیندهای عمیق توسعه علم و فناوری، لازم است ماهیت فناوری و علم را مورد تأمل قرار دهیم. فناوری به عنوان «کلیت دانش بشری برای انجام هر کاری که انسان انجام می‌دهد» تعریف می‌شود (و نه «کاربرد دانش علمی در صنعت و محصولات آن» آنطور که به اشتباه در فرهنگ لغت تعریف شده است)؛ از سوی دیگر، علم شاخه‌ای از دانش است «که با مجموعه‌ای از واقعیت‌ها یا حقایقی سروکار دارد که رفتار قوانین طبیعت را نشان می‌دهد.» فناوری اختراع انسان یا «هومو ساپینس» (Homo Sapiens) است که به او اجازه داده است تا جایگاه تکاملی منحصر به فردی برای خود ایجاد کند و بر زمین تسلط یابد. بنابراین، می‌توان گفت که فناوری بیش از هرچیز دیگر، ویژگی انسان است. در مقابل، علم یک اختراع متأخر انسانی است. علم نتیجه تحولات قرن‌های ۱۵ و ۱۶ در حاشیه رنسانس است که با تحقیقات کوپرنیک و گالیله آغاز می‌شود. ابداع «روش علمی» انقلاب علمی عظیمی را آغاز کرد که تا به امروز ادامه دارد و تاریخ بشر را به طور برگشت‌ناپذیری تغییر داده است. روش علمی تنها ابزاری است که انسان برای درک جهان، طبیعت و خودش دارد. علم مبتنی بر حقایق است، نه باورها.

در اواخر قرون وسطی، در پایان قرن هجدهم، اختراع موتور بخار که جایگزین حیوانات به عنوان منبع نیرو و انرژی شد و کارخانه‌هایی که تولید انبوه را با استفاده از ابزارهای غیرحیوانی امکان‌پذیر ساختند، انقلابی را در حوزه فناوری صنعتی رقم زد که تا به امروز نیز ادامه دارد. دو انقلاب، علمی و صنعتی، تا آغاز قرن بیستم، در کنار هم و بدون تماس با یکدیگر جریان داشتند. در این دوره، این دو انقلاب شروع به نزدیک شدن به یکدیگر کردند، تا اینکه در ربع آخر قرن بیستم، آنها کاملاً با هم ادغام شدند و انقلابی جدید و بزرگتر از این دو را شعله‌ور ساختند که انقلاب علمی-فناوری است که ما در بحبوحه آن هستیم؛ انقلابی که بشریت را به دنیای جدیدی می‌برد که هنوز ماهیت آن و خطرات ذاتی آن را درک نمی‌کنیم.

تمام فناوری‌های پیشرفته در جهان نتیجه این انقلاب علمی-فناورانه است، همانطور که جهانی‌شدن نیز همینطور است؛ بنابراین، ساختار اقتصادی علت و منشأ شکل‌گیری آن نیست.

فناوری‌های پیشرفته مانند فعالیت‌های خرابکارانه تعداد کمی از افراد است که ایده‌های نوآورانه و جسورانه دارند و آمادگی دارند که ریسک کنند. فناوری‌های پیشرفته در دامان شرکت‌های بزرگ، که ثمره اقتصاد بازار هستند، ایجاد نشده است؛ همچنین قطعاً در کشوری ایجاد نشده است که با فروش شرکت‌های دولتی به غول‌های اقتصادی، به قیمت ارزان و عمدتاً از منابع عمومی، خصوصی‌سازی کرده است. خصوصی‌سازی در واقع، تمرکزگرایی دولتی و «هیستادروت» (Histadrut)[1] را با تمرکزگرایی هرمی که توسط افراد اندکی کنترل می‌شود، جایگزین کرد؛ کسانی که برای آنها نزدیکی به دولت و نهادهای نظارتی مهم‌تر از نوآوری‌های پرخطر تکنولوژیک و علمی است.

شرکت‌ها و استارتاپ‌های فناوری‌های پیشرفته اسرائیلی نسبت به سیاست‌های اقتصادی داخلی اعم از اقتصاد متمرکز و اقتصاد بازار آزاد، بی‌تفاوت هستند. آنها به این دلیل موفق می‌شوند که رقابتی هستند، اما نه در بازار داخلی، بلکه در بازارهای جهانی فناوری‌های پیشرفته. صنعت فناوری پیشرفته ما به این دلیل موفق می‌شود که در دانش واقعی و پیشرفته علمی و فناوری ریشه دارد و به منابع انسانی عالی که عمدتاً در دانشگاه‌ها آموزش دیده‌اند و اغلب از تجربه خدمت در یگان‌های فناوری نخبه ارتش بهره می‌برند، متکی است.

البته در کنار فرآیندهای عمیق ساختاری و جهانی، دو عامل تاریخی جذاب دیگر در اسرائیل گرد هم آمدند که به اسرائیل اجازه داد در علم و فناوری سرآمد باشد و این‌دو نیز نتیجه سیاست اقتصادی نیستند:

عامل اول، ضرورت امنیتی تضمین بقای اسرائیل بود. بن‌گوریون، در اولین سخنرانی خود در کنست، گفت: «سومین چیزی که (علاوه بر روحیه پیشگامی و حمایت یهودیان جهان) معجزه را به ارمغان خواهد آورد، این است: قدرت علم و فناوری که ما در کار خود به کار خواهیم گرفت.» بن‌گوریون برای اجرای سیاست خود تلاش کرد و مبالغ هنگفتی (در مقیاس آن روزها) برای تحقیقات علمی اختصاص داد و مؤسسات تحقیقاتی نظامی را حتی قبل از تشکیل اسرائیل تأسیس کرد. بن‌گوریون همچنین برای تأسیس دانشکده هوانوردی در دانشگاه تخنیون تلاش کرد، زیرا آن را یک نیاز امنیتی می‌دانست. دولت اسرائیل سرمایه هنگفتی را در تحقیقات امنیتی سرمایه‌گذاری کرد که زیرساخت‌های علمی و فناورانه را برای تبدیل اسرائیل به رهبر فناوری‌های مدرن متکی بر علم، ایجاد کرد.

دومین عامل تعیین‌کننده، تأسیس دانشگاه‌های تحقیقاتی سطح بالا، حتی قبل از تأسیس اسرائیل است که منابع انسانی لازم برای پیشبرد قابلیت‌های فناوری و علمی را در همزیستی با سیستم امنیتی آموزش می‌دادند.

به طور خاص، ریشه‌های تاریخی آکادمیک فناوری‌های پیشرفته اسرائیل در سه دانشکده نهفته است: دانشکده مهندسی برق در دانشگاه تخنیون، که از پیشگامان جهانی در مهندسی الکترونیک و نظریه اطلاعات بود و هزاران فارغ‌التحصیل آن هسته اصلی نیروی کار فناوری‌های پیشرفته را تشکیل می‌دهند؛ دانشکده هوانوردی، که بدون فارغ‌التحصیلان آن اسرائیل نمی‌توانست موشک و راکت توسعه دهد؛ و دانشکده ریاضیات در دانشگاه عبری، از پیشگامان جهانی در علوم کامپیوتر که فارغ‌التحصیلان آن به دانشگاه‌های دیگر گسترش یافتند و اسرائیل را به یک قطب قدرتمند در علوم کامپیوتر تبدیل کردند.

به این عوامل، دو رویداد تاریخی دیگر نیز اضافه شد که آنها نیز نه به سیاست اقتصادی، بلکه به سیاست ملی وابسته بودند. این دو رویداد عبارتند از: پیمان اسلو که جهان را به روی صادرات اسرائیل گشود و مهاجرت روس‌ها که نیروی کار علمی و فناوری بزرگی را به اسرائیل آورد.

سوالات باقی مانده این است که اکنون چه باید کرد تا اسرائیل بتواند از نظر علمی و فناوری به شکوفایی خود ادامه دهد؟ و دوم، جهان فردا با توجه به انفجار دانش علمی و فناوری چگونه خواهد بود؟

در مورد سوال اول، شکی نیست که نظام آموزش متوسطه نقش محوری در آموزش جوانان مستعد دارد، نه فقط در ابزارهای ریاضی و علمی و زبان انگلیسی، بلکه همچنین در علوم انسانی و اجتماعی. این فارغ التحصیلان باید در فضای جهانی کار کنند و باید به دانش در مورد جهان و فرهنگ‌های متنوع آن و به تفکر انتقادی و توانایی خودآموزی مجهز شوند. علاوه بر این، با رشد بخش ارتدکس افراطی، ضروری است که آنها را از کودکی به جعبه ابزار ریاضی، علمی و تسلط بر زبان انگلیسی مجهز کنیم. سوم اینکه باید سطح تحقیقات را حفظ کنیم. این کار به دو دلیل دشوار است: هزینه تحقیقات علمی به طور فزاینده‌ای گران می‌شود و در همین حال کمک‌های مالی به دانشگاه‌ها به ویژه از یهودیان آمریکایی رو به کاهش است. باید به خاطر داشت که بیشتر زیرساخت‌های فیزیکی و تحقیقاتی در دانشگاه‌ها، نتیجه کمک‌های سخاوتمندانه از خارج از کشور است، نه کمک‌های دولتی.

در مورد آینده، واضح است که انقلاب علمی-فناوری، جامعه بشری را عمیقاً تغییر می‌دهد و این تغییر لزوماً به سمت بهتر شدن نیست. این تغییرات عظیم به همان اندازه برای سرنوشت بشریت تعیین‌کننده هستند که اختراع کشاورزی، اختراع خط و اختراع شعر. ما با چالش‌هایی روبرو هستیم که بشریت هنوز ندیده است، مانند تغییرات اقلیمی و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات که هر فرد روی زمین را به شبکه متصل می‌کند. این فناوری مستلزم از دست دادن حریم خصوصی، خطر گسترش دروغ، نژادپرستی، ملی‌گرایی افراطی، نابودی دموکراسی‌ها و زمینه مساعد برای تسلط فاشیسم بر جهان است.

همکاری‌های بین‌المللی چشمگیر در مقابله با خطر مشترک ویروس کرونا چه در جامعه علمی و چه بین دولت‌ها می‌تواند تا حدودی دلگرم‌کننده باشد.

[1] مترجم: «هیستادروت» (Histadrut) اتحادیه کارگران یهودی است که در سال 1920 تشکیل شد و تا دهه 1980 که اتخاذ سیاست‌های نئولیبرال توسط دولت رژیم صهیونیستی آغاز شد، مهمترین نهاد اقتصادی و بعد از دولت، بزرگترین مالک و بزرگترین کارفرمای اسرائیل بود.

منبع گزارش:

https://www.neaman.org.il/en/high-tech-nation-and-market-driven-economy/