کشیدگی ردیف و محتوا

دستگاه جنگی رژیم صهیونیستی به دو پالایشگاه و مجتمع پتروشیمی وابسته است: پالایشگاه بندر حیفا (بازان) و پالایشگاه اشدود. این دو مجموعه نه‌تنها ستون فقرات تأمین انرژی غیرنظامی هستند و بر معیشت ساکنان اراضی اشغالی تاثیر می‌گذارند، بلکه نقش مستقیم و حیاتی در تأمین سوخت مورد نیاز نیروی هوایی این رژیم نیز ایفا می‌کنند.

 اهمیت استراتژیک این حوزه در این واقعیت نهفته است که فلج شدن فرآیند پالایش و توزیع، نه‌تنها شبکه حمل‌ونقل و نیروگاه‌های برق را از کار می‌اندازد، بلکه ممکن است منجر به توقف فوری عملیات‌های هوایی و زمینی ارتش شود. با توجه به وابستگی خیره‌کننده رژیم به واردات نفت خام، کل این ساختار بر پایه یک زنجیره تأمین آسیب‌پذیر استوار شده که از بنادر اشدود و حیفا آغاز شده و از طریق شبکه‌ای از خطوط لوله به مراکز حساس فرآورش و ذخیره‌سازی ختم می‌شود؛ لذا هرگونه اختلال در این زیرساخت‌ها، پایداری انرژی را به یک بحران امنیتی ملی تبدیل می‌کند.

مجتمع پالایشی حیفا که تحت مدیریت «گروه بازان» (Bazan Group) قرار دارد، بزرگترین و حیاتی‌ترین مرکز صنعتی در اراضی اشغالی است که بار اصلی تأمین انرژی را بر دوش می‌کشد. این پالایشگاه با ظرفیت عظیم خود، نه‌تنها حدود دو-سوم نیاز فرآورده‌های نفتی را پوشش می‌دهد، بلکه به دلیل استقرار در خلیج حیفا، به یک قطب لجستیک تبدیل شده که محصولات استراتژیکی نظیر بنزین ترکیبی و سوخت‌های سنگین مورد نیاز صنایع سنگین را تولید می‌کند. ضرورت وجودی بازان در این است که هرگونه وقفه در فعالیت آن، رژیم را مجبور به واردات فرآورده‌های گران‌قیمت نهایی می‌کند که به دلیل محدودیت‌های بندری، عملاً جبران‌ناپذیر است. این مرکز به دلیل تمرکز بالای مخازن سوخت و واحدهای تقطیر، حساس‌ترین نقطه در نقشه انرژی رژیم محسوب می‌شود که هدف قرار گرفتن آن، کل زنجیره ارزش پتروشیمی را متوقف می‌سازد.

در جنوب، پالایشگاه اشدود به همراه شرکت نفت «پاز» (Paz Oil) نقش مکمل و حیاتی را در توازن انرژی ایفا می‌کنند. شرکت پاز که کنترل این پالایشگاه را در اختیار دارد، صرفاً یک بنگاه اقتصادی نیست، بلکه بازوی لجستیک مستقیم نیروی هوایی رژیم است؛ قراردادهای انحصاری این شرکت برای سوخت‌رسانی به پایگاه‌های هوایی نظامی، نشان‌دهنده اهمیت عملیاتی آن در زمان جنگ است. پالایشگاه اشدود همچنین تأمین‌کننده اصلی گاز مایع (LPG) برای مصارف خانگی و صنعتی است و به دلیل نزدیکی به بنادر جنوبی، به عنوان جایگزین راهبردی در صورت از کار افتادن تأسیسات شمالی عمل می‌کند. وابستگی ارتش به تداوم فعالیت پاز و اشدود به قدری است که هرگونه اختلال در این نقطه، به معنای زمین‌گیر شدن بخشی از توان تهاجمی و دفاعی رژیم خواهد بود.

اگرچه رژیم در بخش نفت خام وابسته است، اما در دهه اخیر با تکیه بر منابع عظیم گاز طبیعی در دریای مدیترانه، سعی در ایجاد یک حاشیه امنیت انرژی داشته است. میادین گازی بزرگی نظیر «لویاتان»، «تامار» و «کاریش» که توسط شرکت‌هایی مثل «دلک گروپ» (Delek Group) و «نیومد انرژی» (NewMed Energy) توسعه یافته‌اند، اکنون منبع اصلی تولید برق در اراضی اشغالی هستند. ضرورت این منابع گازی در این است که بخش عمده‌ای از صنایع پتروشیمی و پالایشگاه‌ها برای ادامه فعالیت خود به برق و حرارت ناشی از این گاز وابسته‌اند. علاوه بر این، رژیم از گاز به عنوان یک ابزار دیپلماسی در منطقه استفاده می‌کند، اما در عین حال، سکوهای گازی و خطوط لوله انتقال گاز به نیروگاه‌ها، به اهدافی فوق‌العاده آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند که در صورت اصابت، کل شبکه برق و صنایع تابعه را به خاموشی می‌برند.

بخش پتروشیمی رژیم نیز که در دل مجتمع‌های بزرگ پالایشی ریشه دارد، توسط شرکت‌های تخصصی مانند «گدیو» (Gadiv) و «کارمل اولفینز» (Carmel Olefins) مدیریت می‌شود. اهمیت این شرکت‌ها در تولید مواد پایه شیمیایی، پلیمرها و حلال‌هایی است که ماده اولیه هزاران محصول از تجهیزات پزشکی گرفته تا قطعات نظامی و صنایع پیشرفته (High-Tech) را تشکیل می‌دهند.

علاوه بر غول‌های اصلی، شرکت‌های دیگری همچون «انرژین» (Energean ) و شرکت دولتی خط لوله «اروپا-آسیا» (EAPC) در لایه‌های زیرین این صنعت فعالیت می‌کنند که نقش آن‌ها در تداوم جریان انرژی حیاتی است. شرکت EAPC با مدیریت خط لوله ایلات-اشکلون، نفت خام را از دریای سرخ به مدیترانه منتقل می‌کند و به رژیم این امکان را می‌دهد که بدون وابستگی به کانال سوئز، نفت مورد نیاز خود را دریافت یا جابه‌جا کند. همچنین شرکت‌هایی نظیر «شپیر مهندسی» در زیرساخت‌های انبارداری و توزیع فعالیت دارند که اطمینان حاصل می‌کنند سوخت فرآوری شده به تمام نقاط اراضی اشغالی برسد. وجود این شبکه مویرگی از شرکت‌ها برای توزیع موثر انرژی ضروری است، اما در عین حال، تعدد این نقاط حساس باعث شده تا کل ساختار انرژی رژیم به جای یک مرکز واحد، دارای دهها نقطه آسیب‌پذیر باشد که محافظت همزمان از همه آن‌ها عملاً غیرممکن است.