کشیدگی ردیف و محتوا

حکومت آل‌خلیفه در بحرین به دلیل انحصار قدرت در دست اقلیت سنی و اعمال تبعیض گسترده علیه اکثریت جمعیت شیعه، از ریشه‌های مشروعیت داخلی محروم و به شدت شکننده است. این کشور از نظر اقتصادی نیز کاملاً به کمک‌های عربستان و متحدانش وابسته است و بدون بسته‌های حمایتی آن‌ها، با سقوط فوری ارزش پول ملی روبرو می‌شود. در شرایط کنونی، پیامدهای جنگ منطقه‌ای بیش از هر جای دیگری گریبان‌گیر بحرین شده است؛ چرا که این کشور به دلیل میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی، به هدف اصلی حملات انتقام‌جویانه تبدیل شده و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای نیز موجی از بسیج توده‌ای و خشم ضدصهیونیستی را در میان مردم برانگیخته است.

بحرین برای یک جنگ طولانی‌مدت در منطقه بسیار آسیب‌پذیر است، زیرا برخلاف همسایگان ثروتمندش، فاقد توان اقتصادی برای تاب‌آوری در بحران‌های پایدار خواهد بود و با «تله بدهی» که به ۱۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی می‌رسد، دست و پنجه نرم می‌کند. وابستگی بحرین به «برنامه تعادل مالی» – یک بسته حمایتی 10 میلیارد دلاری از سوی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت – تنها عامل جلوگیری از سقوط کامل ارزش پول ملی است. اگر عربستان سعودی یا امارات متحده عربی تصمیم بگیرند هزینه‌های داخلی خود را بر حمایت اقتصادی از بحرین ترجیح دهند، بحرین با ورشکستگی فوری حاکمیت اقتصادی روبرو خواه شد. حفظ امنیت شهری نیز برای آل‌خلیفه چالش بسیار مهمی است؛ نیروهای نظامی و انتظامی عمدتاً از اتباع خارجی تشکیل شده و در صورت اختلال در فرماندهی یا زیرساخت‌های نظارتی، مراکز شهری با خلأ امنیتی و قیام گروه‌های چریکی آموزش‌دیده مانند گردان‌های الاشتر مواجه خواهند شد.

حامیان اصلی آل خلیفه، عربستان سعودی و ایالات متحده، خود با چالش‌های بزرگی روبرو هستند که ممکن است حمایت آن‌ها را از آل‌خلیفه مختل کند. عربستان که بحرین را حیاط خلوت خود می‌بیند، نگران است که قیام در این جزیره به استان‌های شرقی خودش سرایت کند و در صورت ورود به جنگ تمام‌عیار، ممکن است توان اعزام نیروی کافی برای حفظ رژیم منامه را نداشته باشد. از سوی دیگر، اولویت اصلی آمریکا تداوم فعالیت ناوگان پنجم است و اگر حملات موشکی ایران این پایگاه را به نقطه‌ای «غیرقابل دفاع» تبدیل کند، ممکن است واشنگتن از تعهدات حفاظتی خود عقب‌نشینی کرده و بحرین را به حال خود رها کند.

بسته ماندن تنگه هرمز نیز پیامدهای مهمی برای بحرین خواهد داشت؛ این کشور به شدت به واردات مواد اولیه برای صنعت آلومینیوم و صادرات فرآورده‌های نفتی پالایشگاه باپکو متکی است. با توقف این چرخه، درآمدهای دولت به شدت کاهش یافته و زنجیره تأمین مواد غذایی و دارویی مختل می‌شود که در کنار افزایش سنگین هزینه‌های بیمه ترابری، بخش خصوصی را ویران می‌کند و درآمدهای دولت را به شدت کاهش می‌دهد. این اختلالات می‌تواند کاتالیزوری برای فروپاشی کامل ساختار دولتی باشد.

برای آینده بحرین سه سناریوی اصلی می‌توان در نظر داشت: نخست، گذار نرم به سلطنت مشروطه و گفتگو با مخالفان که به دلیل رادیکال شدن فضا بسیار نامحتمل است. سناریوی دوم، فروپاشی کامل رژیم و تشکیل دولت توسط شیعیان است که در صورت قطع شدن مسیر پشتیبانی زمینی عربستان امکان‌پذیر می‌شود، اما خطر مداخله نظامی مجدد ریاض و جنگ داخلی را به همراه دارد. محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، حفظ حکومت از طریق نظامی‌سازی کامل کشور و سرکوب گسترده با حمایت مالی و امنیتی خارجی است که البته ریشه‌های شکنندگی را از بین نبرده و بحرین را به یک «جعبه باروت» آماده انفجار تبدیل می‌کند.

در نهایت، بحرین را باید «ضعیف‌ترین حلقه» در ساختار امنیتی مشترک آمریکا و عربستان در خلیج فارس دانست که بقای آن نه به اراده داخلی، بلکه به متغیرهای خارجی وابسته است. تداوم جنگ و بحران‌های اقتصادی، این پادشاهی را به پادگانی محاصره‌شده تبدیل کرده که کابوس اصلی‌اش از دست دادن همزمان کنترل خیابان‌ها و بازار بدهی‌هاست. در این میان، هرگونه رویارویی بزرگ منطقه‌ای می‌تواند این جزیره را به میدان جنگ داخلی تبدیل کند و سرنوشت نهایی کشور را به جای اتاق‌های فکر قدرت‌های بزرگ، در دستان مردم معترضی قرار دهد که منتظر فرصتی برای احقاق حقوق خود هستند.

 

نوسانات ژئوپلیتیکی و شکنندگی ساختاری سلطنت آل خلیفه:

تحلیل راهبردی ثبات رژیم در بحرین در بحبوحه جنگ منطقه‌ای ۲۰۲۶

منطقه خلیج فارس وارد دوره‌ای از تحولات اساسی شده  و به نوعی شاهد پایان دوران رقابت نیابتی هستیم. رویارویی امروز محور مقاومت با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تاثیری بنیادی بر تمام منطقه گذاشته و احتمالاً به‌شکل‌گیری مناسبات ژئوپلتیکی جدید منجر می‌شود. کشورهای عرب خلیج فارس به‌خاطر وابستگی امنیتی به آمریکا در حال دریافت بیشترین خسارت هستند و در میان آنها این پادشاهی بحرین است که در بدترین شرایط قرار دارد.

بحرین از حیث داخلی در وضعیتی بسیار شکننده است و پس از بهار عربی نتوانسته در داخل مرزهای خود ثبات برقرار کند. از جمله مهم‌ترین چالش‌های امروز بحرین شکاف مذهبی، ورشکستی مالی و وابستگی امنیتی به کشورهای دیگر است. وقایعی که در طی جنگ رمضان (شروع از 9 اسفند) اتفاق افتاد، به عنوان شتاب‌دهنده شکاف‌ها و چالش‌های داخلی بحرین عمل کرده و شکنندگی عمیق رژیم آل‌خلیفه را آشکار می‌کند.

با تشدید درگیری‌ها و افزایش حملات تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های آمریکایی مستقر در بحرین، شاهد افزایش روایت‌های همسو با محور مقاومت در داخل این کشور هستیم. از سوی دیگر تبعیض، ناکارآمدی و نداشتن چشم‌انداز اقتصادی باعث شده که سطح مقبولیت رژیم آل‌خلیفه به حداقل برسد. در این یادداشت تلاش می‌شود وضعیت بحرین ارزیابی شود و احتمال تغییر رژیم، امکان گذار سیاسی و واکنش‌های احتمالی قدرتهای منطقه و جهان بررسی شود.

 

چشم‌انداز:

نظم ژئوپلتیکی خاورمیانه در صبح 9 اسفند زمانی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی اقدام به تجاوز آشکار به خاک ایران و به شهادت رساندن رهبر بزرگ شیعیان کردند، دچار اختلال کامل شد. این عملیات اساساً با هدف صریح برچیدن ساختار جمهوری اسلامی ایران، از بین بردن قابلیت‌های دفاعی، نظامی و امنیتی آن و نابودی زیرساخت‌های ایران طراحی شده بود.

در ۴۸ ساعت اول، نیروهای ایالات متحده و شرکای آن با استفاده از طیف متنوعی از سلاح‌ها، از بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2 و موشک‌های کروز تاماهاک گرفته تا اولین استفاده کاملاً رزمی از سیستم‌های جنگنده مبتنی بر هوش مصنوعی یکپارچه با سامانه کلاد شرکت آنتروپیک به اهداف متعددی در ایران حمله کردند. در روز اول عملیات، حمله‌ای گسترده به بیت رهبر انقلاب در مرکز تهران صورت گرفت که به شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و جمعی از فرماندهان ارشد ایران منجر شد. آیت‌الله خامنه‌ای تنها رهبر سیاسی منطقه بود که سالها با استعمار آمریکا مخالفت کرده بود  و به نماد اصلی مقاومت در دنیای کنونی تبدیل شده بود؛ او همچنین رهبر مهم شیعیان جهان بود و محبوبیت بسیار زیادی در منطقه و علی‌الخصوص در میان شیعیان بحرین داشت. هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این اقدام، ایجاد شکاف در نخبگان، گیج کردن فرماندهی و زمینه‌سازی شورش در ایران بود، اما برای جامعه شیعه که شهادت مفهومی ویژه دارد، این اقدام رهبر انقلاب را به یک اسطوره مهم تبدیل کرد. شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در این معنا باعث تقویت روانی محور مقاومت شد و از نظر روانی قدرت محور مقاومت به اوج خود رسید.

از آنجا که ستاد فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در منامه قرار گرفته، بحرین در این جنگ نقش مهمی دارد و تاسیسات متعدد آمریکایی در این کشور به یکی از هدف اصلی حملات انتقام‌جویانه ایران تبدیل شد. حملاتی که با نام وعده صادق 4 موجی از موشک‌های بالستیک و پهپادها را روانه تاسیسات آمریکا در سراسر منطقه خلیج فارس کرد. به‌خصوص در بحرین تصاویر متعددی از برخورد و انفجار و همچنین شادی مردم بحرین از اتفاق منعکس شد و به‌طور کامل چشم‌انداز امنیت و ثبات را در این کشور در هم شکست.

 

شکنندگی حکومت کنونی بحرین:

آسیب‌‎پذیری سلطنت آل خلیفه حکومت بحرین علی‌الخصوص با با توجه به انحصارگرایی بیش‌از اندازه خاندان حاکم مشخص می‌شود. خانواده سنی‌مذهب آل خلیفه انحصار قدرت سیاسی و اقتصادی را بر جمعیتی حفظ کرده که عمدتاً شیعه هستند. این تبعیض گسترده و عدم مشارکت اکثریت جامعه در نظام سیاسی را باید عامل اصلی شکنندگی حکومت کنونی بحرین دانست. سرکوب خشونت‌آمیز قیام بهار عربی در سال ۲۰۱۱، که اعتراضاتی با هدف اصلاحات مردم‌سالارانه بود، تنها از طریق قتل‌عام و خشونت بسیار زیاد نیروهای ویژه عربستان و حمایت امنیتی آمریکا و اسرائیل موفق شد و به دنبال آن با بسته‌شدن بیشتر فضای سیاسی، مخالفان نیز رادیکال‌تر شدند.

اقدام برای دستگیری و سرکوب شیعیان در روزهای اخیر، این تنش‌های نهفته را به نقطه جوش رسانده است. پس از حملات موشکی ایران در روزهای اخیر، ویدیوهایی در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد که گروه‌هایی از شهروندان بحرینی را در حال جشن گرفتن این حملات نشان می‌داد و بمباران سایت‌های نظامی ایالات متحده را عین عدالت قلمداد می‌کردند. به دنبال انتشار ویدیوهای متعدد، وزارت کشور بحرین فوراً اقدام به دستگیری این افراد کرد و جرم آنها را «خیانت» خواند. به‌خصوص اداره جرایم سایبری بحرین حساب‌های شبکه‌های اجتماعی که علناً از ایران حمایت کرده‌ بودند را شناسایی و تهدید کرد و اقدام به دستگیری تعدادی از آنها کرد. دولت بحرین تلاش می‌کند همه شیعیان و مخالفان سیاسی خود را به عنوان نیروهای وابسته و جاسوس ایران معرفی کند؛ اقدامی که از سال 2011 به دنبال بستن جنبش الوفاق بارها تکرار شده است. با وجود این که بسیاری از شیعیان بحرین از نظر مذهبی و گرایش‌های ضداستعماری به رهبری ایران احساس نزدیکی دارند، اما خواسته اصلی آنها برابری مدنی، آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به تبعیض گسترده علیه اکثریت جامعه است. رژیم آل‌خلیفه اما اساساً مسیری برای میانجی‌گری و گفتگو با مخالفان خود باز نگذاشته و تمام مخالفان را از دریچه شکاف مذهبی و مسائل ژئوپلتیکی می‌نگرد.

 

تأثیر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای بر ثبات داخلی بحرین

 شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در بحرین مقایسه با سایر کشورهای خلیج فارس، تأثیر بسیار بیشتری گذاشته است که با توجه به ثبات نسبی وضعیت امنیتی بحرین در سالهای اخیر پس از پیمان آبراهام و سرکوب گسترده مخالفان با ابزارهای امنیتی دیجیتال بسیار قابل توجه است. شهادت آیت‌الله خامنه‌ای در ماه مبارک رمضان برای شیعیان بحرین به نوعی یادآور شهادت و مظلومیت امام علی بود که این مسئله به‌خصوص در مناطق مستضعف شیعه‌نشین بحرین منجر به خشم شدید علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی و متعاقب آن سرپیچی کامل از نظم کنونی رژیم خلیفه شد. علی‌رغم اعلام وضعیت ویژه و به‌کارگیری نیروهای ویژه‌، اعتراضاتی پراکنده اما گسترده در بحرین آغاز شد و متعاقب آن موج جدیدی از دستگیری‌ها شروع شد.  در شرایط کنونی تلاش حکومت بحرین برای حفظ نظم از طریق سرکوب شدید ممکن است منجر به ایجاد قیامی گسترده‌تر شود.

 

بی‌ثباتی اقتصادی:

بحران قریب‌الوقوع بدهی‌های دولتی شکنندگی دولت بحرین صرفاً سیاسی نیست، بلکه عمیقاً اقتصادی است. بحرین امروز از حیث اقتصادی یکی از ضعیف‌ترین کشورها در منطقه محسوب می‌شود و برخلاف  امارات و قطر بحرین توان رویارویی اقتصادی با یک جنگ طولانی در منطقه را ندارد. افزایش بدهی‌های دولت و میزان کسری بودجه دولت بحرین در سال ۲۰۲۴ به ۱۳۴ درصد از تولید ناخالص داخلی رسید و تا پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴۵ درصد افزایش یافت. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا مارس ۲۰۲۶، بدهی حدود ۱۵۰ درصد از تولید ناخالص داخلی تثبیت خواهد شد و پرداخت بدهی ۳۴ تا ۳۵ درصد از کل درآمد دولت را تشکیل می‌دهد[1]. این «تله بدهی» توانایی دولت را برای پاسخگویی به بحران‌های اجتماعی یا تأمین مالی اقدامات دفاعی مورد نیاز جنگ فعلی به شدت محدود می‌کند. با توجه به این فشارها، آژانس‌های رتبه‌بندی اعتباری بزرگ چشم‌انداز خود را نسبت به پادشاهی به طور قابل توجهی کاهش داده‌اند. در اواخر سال ۲۰۲۵، موسسه رتبه‌بندی جهانی S&P رتبه بحرین را به «B» کاهش داد و دلیل آن را «وضعیت مالی تحت فشار مداوم» و «بدهی بالای دولت» عنوان کرد. به دنبال آن، موسسه رتبه‌بندی Fitch در فوریه ۲۰۲۶ رتبه مشابهی را کاهش داد و خاطرنشان کرد که با وجود تلاش‌های تثبیت مالی، سرعت انباشت بدهی نسبت به تولید ناخالص داخلی همچنان ناپایدار است[2].

منبع: صندوق بین‌المللی پول[3]

وابستگی بحرین به «برنامه تعادل مالی» – یک بسته حمایتی 10 میلیارد دلاری از سوی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت – تنها عامل جلوگیری از سقوط کامل ارزش پول ملی است. با این حال، جنگ فعلی با بسته شدن تنگه هرمز، بازارهای نفت و گاز را مختل کرده و فشار زیادی بر بودجه کشورهای کمک‌کننده به بحرین وارد کرده است. اگر عربستان سعودی یا امارات متحده عربی تصمیم بگیرند هزینه‌های زمان جنگ خود را بر یارانه کسری بودجه منامه اولویت دهند، بحرین با ورشکستگی فوری حاکمیت اقتصادی و فروپاشی ارزش پول خود در برابر دلار آمریکا مواجه خواهد شد.

 

هزینه جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و کنترل شهری

حملات اخیر تأثیر دوگانه‌ای بر جامعه و اقتصاد بحرین دارند؛ این رویدادها نیاز فوری مالی برای بازسازی، تعمیر و تامین امنیت را افزایش می‌دهند و از سوی دیگر بخش‌های غیرنفتی اقتصاد مانند گردشگری، خدمات مالی را که بحرین دهه‌ها برای رونق آنها به عنوان بخشی از «چشم‌انداز اقتصادی ۲۰۳۰» تلاش کرده، ویران می‌کنند. انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶، که دولت امیدوار بود نشانه‌ای از بازگشت به حالت عادی باشد، اکنون در شرایطی برگزار می‌شود که بحرین با اختلالات گسترده در پروازها روبروست و «شاخص آسیب‌پذیری» (Vulnerability Index) آن رقم ۲۲ از ۲۵، قرار گرفته که بالاترین امتیاز در بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است[4].

ناتوانی در کنترل افکار عمومی و برقراری امنیت شهری مهم‌ترین چالش امروز بحرین در طی جنگ رمضان است. آسیب‌پذیری اصلی بحرین این است که فرایند جنگ به‌گونه‌ای برود که مسیر لجستیک حامیان بحرین با اختلال روبرو شود و فرماندهی نیروهای حافظ امنیت آن با مشکل روبرو شود. در روزهای اخیر رژیم اشغالگر و ایالات متحده با حمله گسترده به زیرساخت‌های انتظامی جمهوری اسلامی ایران تلاش کردند ایران را ناامن کنند. تلاشی که به دلیل آمادگی نهادها و مشارکت گسترده مردم در حفظ امنیت شهرها شکست خورد. آیا پادشاهی شکننده بحرین از آمادگی مشابهی برخوردار است؟ نیروی پلیس بحرین امروز اولین خط دفاعی حکومت در برابر قیام مردمی است. این نیرو عمدتاً از اتباع خارجی دارای تابعیت (اغلب از پاکستان، اردن و یمن) تشکیل شده است، واقعیتی که جمعیت شیعه محلی را به شدت ناراحت کرده است. در صورتی که اتفاقات به‌گونه‌ای رقم بخورد که عملاً فرماندهی پلیس با اختلال روبرو شود یا زیرساخت‌های نظارتی آنها آسیب ببیند، بلافاصله شاهد یک خلاء امنیتی در مراکز شهری خواهیم بود.

 از نظر تاریخی، همانطور که در قیام ۲۰۱۱ مشاهده شد، کنترل رژیم بر خیابان‌ها شکننده است؛ بدون حضور کارآمد پلیس، دولت مجبور می‌شود ارتش بحرین یا نیروی ویژه عربستان را در محله‌های مسکونی مستقر کند. از سوی دیگر وجود نیروهایی مانند «گردان‌های الاشتر» خطر مهمی برای خاندان آل‌خلیفه محسوب می‌شود. گردان‌های الاشتر پیشگام قیام مسلحانه در بحرین هستند. برخلاف معترضان مسالمت‌آمیز در طی بهار ۲۰۱۱، گردانهای الاشتر یک سازمان چریکی است که دارای نیروهای آموزش‌دیده در حوزه‌های نظامی است. اهداف اصلی آنها از نظر تاریخی پلیس و نیروهای امنیتی بوده‌اند. گردان‌های الاشتر در سالهای اخیر از خود توانایی برای «جنگ ترکیبی» نشان داده‌اند و حملاتی پهپادی علیه اهداف اسرائیلی انجام داده‌اند و کنون به یکی از اصلی‌ترین تهدیدهای برای خاندان آل‌خلیفه و منافع انگلیس و آمریکا در بحرین تبدیل شدند.

 

نقش قدرت‌های خارجی:

 سلطنت آل خلیفه در ذیل چتر امنیتی دوگانه‌ای قرار دارد‌ که توسط ریاض و واشنگتن فراهم شده است. درگیر شدن هر دوی این قدرتها ممکن است بر نوع حمایت آنها از بحرین تاثیر بگذارد.

اصلی‌ترین حامی وضع موجود عربستان سعودی است. برای عربستان سعودی، حفظ ثبات کنونی بحرین یک مسئله غیرقابل مذاکره است. مداخله نیروهای عربستان در سال ۲۰۱۱ این را به خوبی نشان می‌دهد که ریاض بحرین را حیاط خلوت امنیتی خود می‌داند. در ۳ مارس ۲۰۲۶، همزمان با ادامه حملات موشکی ایران به منامه، نیروهای ویژه عربستان سعودی بار دیگر از طریق گذرگاه ملک فهد وارد بحرین شد. متعاقبا اخباری درباره هدف قرارگرفتن این گذرگاه خاکی میان این دوکشور منتشر شد و اکنون دولت بحرین به دنبال این است که گذرگاه را به شکل کامل دوباره عملیاتی سازد.

عربستان اهداف دوگانه‌ای دارد و از یکسو به دنبال ایجاد بازدارندگی برای ایران است و نمی‌خواهد تهران از بحرین به عنوان یک پایگاه شیعه در شبه‌جزیره عربستان استفاده کند. از سوی دیگر عربستان نگران است که قیام شیعیان بحرین منجر به قیام شیعیان عربستان نشود. شیعیان عربستان اقلیتی هستند که عمدتاً در استانهای شرقی (مانند قطیف) قرار گرفته‌اند که پیش از این همبستگی خود را با اعتراضات بحرین نشان دادند.

در صورتی که عربستان سعودی وارد یک جنگ تمام عیار با ایران شود، عربستان با چالشهای بیشتری در داخل کشور خود روبرو خواهد شد و ممکن است از حجم نیروهایی که برای حمایت از آل‌خلیفه می‌فرستد کاسته شود و در نتیجه حکومت بحرین آسیب‌پذیر‌تر شود.

ایالات متحده هرچند همچنان اعلام می‌کند که به دفاع از بحرین به عنوان یک «متحد اصلی غیر ناتو» متعهد است، اما نگرانی اصلی آن تداوم عملیاتی فعالیت‌های ناوگان پنجم است. تصمیم برای پراکنده کردن کشتی های نیروی دریایی ایالات متحده از بحرین در 26 فوریه 2026، ضرورتی تاکتیکی برای محافظت از ناوگان در برابر حملات احتمالی ایران بود. با این حال، این اقدام همچنین نشان دهنده این است که ایالات متحده خود را موظف به حفاظت کامل از بحرین نمی‌بیند. در طی حملات موشکی ایران به ستاد ناوگان پنجم و سفارت آمریکا در ریاض، ایالات متحده را مجبور  به جابجایی نیروها و ساختارهای فرماندهی کلیدی خود شده است. تداوم عملیات علیه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین ممکن است اساساً جایگاه بحرین برای آمریکا را دگرگون سازد و بحرین برای آمریکا به نقطه «غیرقابل دفاع» برسد.

 

سناریوهای تغییر رژیم در بحرین

 با توجه به افزایش شکاف‌های اقتصادی و مذهبی و همراه شدن آن با تغییرات ژئوپلتیک می‌توان سه سناریو برای آینده بحرین متصور شد:

 گذار «نرم» به سلطنت مشروطه (نامحتمل)

 در این سناریو، رژیم آل خلیفه که با احتمال فروپاشی اقتصادی قریب‌الوقوع روبرو است و متوجه می‌شود که عربستان سعودی و کویت نمی‌تواند کسری بودجه این کشور را تأمین کند، وارد یک «گفتگوی ملی» با مخالفان تبعیدی می‌شود. تحت فشار جامعه بین‌المللی (یا حتی دولت ایالات متحده که به دنبال ایجاد ثبات در کشور میزبان خود است)، آزادی زندانیان سیاسی و اجازه قانونی شدن مجدد جنبش الوفاق مهم‌ترین مسائلی است که از این حیث می‌تواند رخ دهد.

این امر منجر به یک دولت انتقالی می‌شود که در آن اکثریت شیعه صدای معناداری در پارلمان دارند و عملاً بحرین را به یک سلطنت مشروطه تبدیل می‌کنند. این سناریو در حال حاضر به دلیل طرز فکر «حاصل جمع صفر» نخبگان حاکم و این که به دنبال شهادت آیت‌الله خامنه‌ای  همه نیروهای منطقه شدیداً رادیکال شده‌اند، با مانعی حیاتی روبرو است و چندان محتمل نیست.

 فروپاشی رژیم و تشکیل دولت تحت رهبری شیعیان (احتمال کم):

در صورتی که وقایع ژئوپلتیک منجر به فروپاشی کنترل شهری آل خلیفه شود و عربستان و آمریکا نتوانند نیروهایی انتظامی به بحرین ارسال کنند، امکان‌پذیر خواهد بود. با افزایش تنش‌ها، بحران اقتصادی نیز منجر به عدم پرداخت حقوق کارمندان دولت می‌شود و حامیان آل‌خلیفه با چالشهای بسیاری روبرو خواهند شد. وقوع جنگ منطقه‌ای طولانی منجر به خروج بسیاری از اتباع پاکستانی و هندی از بحرین خواهد شد و این عوامل منجر به شکل‌گیری اعتراضاتی گسترده‌تر از سال 2011 در بحرین خواهد شد.

اگر گذرگاه ملک فهد و مسیر پشتیبانی زمینی عربستان از بحرین به هردلیل قطع شود، برای مخالفان امکان‌پذیر خواهد بود که کنترل پایتخت را به دست بگیرند. آیا شیعیان می‌توانند دولت تشکیل دهند؟ اجمالا می‌توان جواب این سوال را مثبت دانست. شیعیان بحرین دارای یک ساختار اجتماعی و مذهبی بسیار سازمان‌یافته هستند. یک شورای انتقالی متشکل از تکنوکرات‌ها، روحانیون میانه‌رو و رهبران جنبش الوفاق در تبعید می‌تواند یک دولت کارآمد ایجاد کند. با این حال، چنین دولتی با تهدیدات وجودی فوری روبرو خواهد شد که اصلی‌ترین آن حمله متقابل عربستان سعودی خواهد بود. ریاض قطعاً اگر بتواند عملیات نظامی گسترده‌ای برای بازپس‌گیری منامه انجام خواهد و اقلیت سنی نیز با حمایت عربستان علیه شیعیان شورش خواهند کرد. سرکار آمدن دولت شیعه که رابطه خوبی با ایران داشته باشد، منجر به دخالت آمریکا نیز خواهد شد و طبیعتاً قبل از آن باید نحوه و میزان حضور آمریکا در بحرین تعیین شده باشد. این سناریو بر روی کاغذ امکان‌پذیر است اما برای تحقق آن باید تنش در منطقه میان ایران و آمریکا به مراحل دیگری رسیده باشد.

حفظ حکومت کنونی و سرکوب معترضین (احتمال بالا)

 در محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، رژیم آل خلیفه از طریق فرآیند نظامی‌سازی کامل کشور باقی خواهد‌ ماند. پادشاهی بحرین عملاً به یک منطقه امنیتی مشترک آمریکا و عربستان سعودی تبدیل می‌شود. پارلمان به حالت تعلیق در می‌آید، وضعیت اضطراری دائمی اعلام می‌شود و مخالفان داخلی از طریق دستگیری‌ها و تبعیدهای گسترده کاملاً ساکت می‌شوند. اقتصاد این کشور نیز با «کمک‌های مالی جنگی» مستقیم از شورای همکاری خلیج فارس حفظ می‌شود و ناوگان پنجم ایالات متحده همچنان از یک مرکز مستحکم به فعالیت خود ادامه می‌دهد. اگرچه این امر سلطنت آل‌خلیفه را حفظ می‌کند، اما علل اساسی شکنندگی آن را بدون رسیدگی باقی می‌گذارد و تضمین می‌کند که بحرین همچنان یک «جعبه باروت» باقی بماند که می‌تواند با هرگونه لرزش منطقه‌ای در آینده مشتعل شود.

 

تأثیر بسته شدن تنگه هرمز بر تاب‌آوری بحرین

در طی جنگ اخیر نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنگه هرمز را به روی تمام کشتی‌های تجاری بست. بحرین که به واردات مواد اولیه برای صنعت آلومینیوم خود (آلبا) و صادرات فرآورده‌های نفتی تصفیه شده از پالایشگاه باپکو متکی است، این ممکن است آغاز یک فاجعه‌ گسترده اقتصادی باشد. بسته بودن تنگه هرمز از سه طریق بر تاب‌آوری بحرین تأثیر می‌گذارد:

  • کاهش درآمد دولت: قرار بود با ارتقای ظرفیت تولید پالایشگاه باپکو به ۳۸۰ هزار بشکه در روز برسد؛ بدون دسترسی به بازارهای جهانی، این درآمد از بین می‌رود.
  • اختلال در زنجیره تأمین: مواد غذایی و دارویی بحرین که عمدتاً از طریق دریا وارد می‌شوند، اکنون با چالش جدی روبرو هستند.
  • بیمه و ترابری: حق بیمه حمل و نقل به سطوح «سنگین» رسیده است که عملاً بخش خصوصی بحرین را غیررقابتی می‌کند. با طولانی شدن مدت زمان تعطیلی، «شاخص آسیب‌پذیری» همچنان افزایش خواهد یافت و احتمالاً باعث فروپاشی اقتصادی شرح داده شده در سناریوی ۲ خواهد شد.

نتیجه‌گیری:

 سلطنت آل خلیفه ذاتاً «شکننده» است زیرا عوامل بقای آن امروزه تابعی از حکومت و مردم آن نیست، بلکه بقای آن به حمایت نظامی و مالی خارجی وابسته است که از متحدانش دریافت می‌کند. زنجیره وقایع – جنگ، افول اقتصادی، بسته ماندن تنگه هرمز- ممکن است کارآمدی رژیم آل خلیفه را با چالشهای بیشتر روبرو کند و به تبعیض‌های بیشتر منجر شود. بحرین را باید «ضعیف‌ترین حلقه» در ساختار امنیتی محور غربی-عربی خلیج فارس دانست. تغییر رژیم در بحرین امکان‌پذیر است، اما احتمالاً باعث رویارویی مستقیم عربستان و ایران در جزیره می‌شود که به طور بالقوه منجر به یک جنگ داخلی طولانی مدت به جای یک دولت شیعه پایدار خواهد شد. بهتر است این تهدید به دولت عربستان و کشورهای منطقه به خوبی منعکس شود که هرگونه رویارویی با ایران باعث خواهد شد بحرین وارد یک جنگ داخلی تمام‌عیار شود. از سوی دیگر ایالات متحده احتمالاً تا زمانی که ناوگان پنجم عملیاتی باشد، حضور خود را در بحرین حفظ خواهد کرد؛ از کارافتادن کامل این ناوگان احتمالاً جایگاه بحرین را برای واشنگتن دگرگون خواهد کرد. همچنین در صورتی که تنشهای داخلی بحرین بیشتر شود، آمریکا این کشور را نه به عنوان «شریک راهبردی» بلکه به عنوان پادگانی محاصره‌شده در منطقه‌ای ناامن درنظر خواهد گرفت. کابوس آل خلیفه امروز حمله موشکی ایران به تاسیسات آمریکایی نیست، بلکه نگران این است که همزمان کنترل شهرها را از دست بدهد و نتواند بدهی اقتصادی خود را مدیریت کند. در این وضعیت، سرنوشت کشور بحرین در واقع در دستان مردم بحرین قرار گرفته است؛ مردمی که منتظر فرصت تاریخی خود برای احقاق حقوق از دست‌رفته خود هستند.

 

منابع:

[1]https://www.investing.com/news/world-news/bahrain-credit-rating-cut-by-fitch-on-rising-debt-concerns-93CH-4519247
[2]https://www.spglobal.com/ratings/en/regulatory/article/-/view/sourceId/101654471
[3]https://www.imf.org/en/news/articles/2026/01/27/pr-26023-the-kingdom-of-bahrain-imf-executive-board-concludes-2025-article-iv-consultation
[4]https://www.allianz.com/en/economic_research/country-and-sector-risk/country-risk/bahrain.html