پاسخی به پرسش «از کجا ضربه میخوریم؟»
مقدمه:
اشراف اطلاعاتی و سرعت عمل دشمن در برخی از حملات، مخصوصا در زمینه ترورها، چنان غیرمنطقی مینماید که گاهی شخصیتهایی کاملا منطقی و باتجربه در پاسخ به پرسش «از کجا ضربه میخوریم؟» تئوریهایی مانند «چیپستهای درون واکسن» را به جد مطرح میکنند؛ اما شواهد نشان میدهد که ماجرا هرچند پیچیده است، اما به این پیچیدگی نیست.
«تحلیل حجم عظیمی از اطلاعات» و «سرعت عمل» دقیقا دو عنصر مرکزی عملکرد هوش مصنوعی است. این دو عنصر همانگونه که در «چتبات»ها، افراد تازهوارد را غافلگیر میکند، در میدان جنگ نیز نتایج غافلگیرکننده دارد: از ترورهای حیرتانگیز افراد در زمانها و مکانهای محرمانه تا بمباران خندهآور نقاشیها و بادکنکهای شبیه ادوات نظامی، و نهایتاً فجایعی مانند مدرسه میناب که ادعا میشود هوش مصنوعی حمله به آن را پیشنهاد داده بود.
در بامداد ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ارتش تروریستی آمریکا با تکیه بر سامانههای پیشرفته هدفگیری، به دبستان «شجره طیبه» در میناب حملهای دو مرحلهای ترتیب داد که منجر به شهادت حدود ۱۸۰ نفر از غیرنظامیان بیدفاع، ازجمله 120 دانشآموز خردسال هفت تا دوازده ساله گردید. در روزهای پس از این حادثه، بحثهای داغی پیرامون نقش هوش مصنوعی در انتخاب هدف مطرح شد. اگر ناخواسته بودن این جنایت را بپذیریم، ادعا میشود سامانه هدفگیری «مِیوِن» (Maven) متعلق به شرکت پالانتیر (Palantir)، با تکیه بر پایگاه داده بهروز نشده «آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا» حمله به این ساختمان را پیشنهاد داده است؛ ساختمانی که حداقل از سال ۲۰۱۶ به یک مدرسه تبدیل شده بود و با یک جستجوی ساده در «نقشه گوگل» میشد این حقیقت را فهمید.[1]
کمتر از دو هفته پس از این فاجعه، «استیو فاینبرگ» معاون وزیر جنگ آمریکا در نامهای به تاریخ ۹ مارس به رهبران ارشد پنتاگون و فرماندهان ارتش ایالات متحده اعلام کرد که سامانه هوش مصنوعی «میون» (Maven Smart System (MSS)) متعلق به شرکت «پالانتیر»، نرمافزار رسمی ارتش ایالات متحده خواهد بود. وی افزود که این سامانه به جنگجویان «آخرین ابزارهای لازم برای شناسایی، بازدارندگی و تسلط بر دشمنان ما در همه حوزهها» را ارائه میدهد.[2]
به نظر میرسد مِیون نسخه یکپارچهای از تمام سامانههای پالانتیر است، از جمله «Gotham»، «Foundry»، «GAIA» و «AIP». همچنین حضور گسترده شرکت پالانتیر در اراضی اشغالی و سفرهای متعدد الکس کارپ مدیرعامل پالانتیر[3]، برگزاری جلسه هیئت مدیره در تلآویو برای ابراز حمایت از نسلکشی در غزه[4] و دفاع علنی پیتر تیل و الکس کارپ از اسرائیل باعث شده است که بسیاری از کارشناسان معتقد باشند علیرغم تکذیب رسانههای اسرائیلی[5]، سامانههای هوش مصنوعی ارتش اسرائیل از جمله لاوندر (شناسایی و رصد اهداف انسانی)، هاسبورا (شناسایی اماکن) و «پدر کجاست؟» (تعقیب و مراقبت لحظهای افراد) در واقع نسخه بومیسازیشده سامانههای شرکت پالانتیر است. فناوری به کار رفته در این سامانههای اسرائیلی همان فناوری توسعهیافته توسط شرکت پالانتیر است و رژیم صهیونیستی صرفاً میدانی برای آزمایش این ابزارهای هوش مصنوعی نظامی بوده است.
پالانتیر در جنگ 12 روزه و جنگ اخیر علیه ایران به عنوان «مغز متفکر دشمن در میدان» نقشی محوری ایفا کرده است. فناوری این شرکت از طریق ترکیب خودکار دادهها و پیشنهاد اهداف، «زنجیره کشتار» یا فرآیند شناسایی تا حمله به اهداف را از چند روز به چند ثانیه کاهش داده و به ایالات متحده و اسرائیل این امکان را داد تا در 12 ساعت اول جنگ به حدود 900 هدف حمله کنند.[6]
جالب و تأسفبار است که همین شرکت پالانتیر در سال ۲۰۱۵ با عقد قراردادی ۵۰ میلیون دلاری با «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» سامانه «موزاییک» (MOSAIC) را برای نظارت بر برنامه هستهای ایران راهاندازی کرد. این سیستم با تحلیل بیش از ۴۰۰ میلیون داده، از جمله «گزارشهای بازرسی»، «فعالیتهای علمی» و «فعالیتهای کارکنان در شبکههای اجتماعی»، با آژانس همکاری آشکاری داشت، تا جایی که بلومبرگ در سال 2018 نوشت: «پالانتیر قلب تپنده توافق هستهای ایران است.»[7] در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، قطعنامه آزانس مبنیبر عدم پایبندی ایران به تعهدات هستهای، براساس توصیههای پالانتیر صادر گردید که مبنای حقوقی حمله به تأسیسات هستهای ایران قرار گرفت.
معرفی شرکت «پالانتیر»:
شرکت «Palantir Technologies» مالک سامانه «مِیون» (Maven)، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین شرکتهای فناوری قرن بیست و یکم است. این شرکت آمریکایی در سال 2003 با بودجه سازمان سیا تأسیس شد و روابط عمیقی با جامعه اطلاعاتی ایالات متحده دارد. پالانتیر از «In-Q-Tel»، بازوی سرمایه گذاری سازمان سیا، حمایت اولیه دریافت کرده و به انجام کار قراردادی برای سازمانهای دولتی آمریکا از «جمله وزارت دفاع» و «FBI» مشغول است.
پالانتیر همچنین روابط عمیقی با رژیم صهیونیستی دارد. علاوه بر همکاریهای گسترده، بنیانگذاران این شرکت، «الکس کارپ» (Alex Karp) یهودی آمریکایی[8] و «پیتر تیل» (Peter Thiel) مواضع بینظیری در دفاع از جنایات این رژیم دارند، تا جایی که در ژانویه 2024 در میانه نسلکشی رژیم در غزه، شرکت پالانتیر به نشانه همبستگی با اسرائیل، اولین جلسه هیئت مدیره سال خود را در تلآویو برگزار کرد.[9]
ارزش پالانتیر در بازار سهام حدود 350 میلیارد دلار است و از این لحاظ در رتبه 29 جهان است و در زیرمجموعه پیمانکاران نظامی گوی سبقت را از پیمانکاران بزرگی مانند «RTX»، «بوئینگ»، «لاکهید مارتین» و «نورثروپ گرومن» ربوده است.[10] در سال مالی 2025، سود پالانتیر 56 درصد و درآمد آن 231 درصد افزایش یافت و حاشیه ناخالص آن 82 درصد بود. تا نوامبر 2025، سهام این شرکت گرانترین سهام در «S&P 500» بود. در بازه یک ماهه پس از شروع حملات در 26 فوریه علیه ایران قیمت سهام پالانتیر حدود 10 درصد افزایش یافته و برخی از تحلیلگران پیشبینی کردهاند که در صورت طولانی شدن جنگ، سهام آن ممکن است 40 درصد دیگر رشد کند.[11] پالانتیر یکی از بزرگترین شرکتهای آمریکایی است که خیال میکنند از جنگ با ایران سود خواهند برد و مواضع جنگطلبانه مدیران آن نیز با این تصورات کاملا سازگار است.
بررسی زیرساختهای پالانتیر در منطقه:
در تاریخ 10 مارس خبرگزاری تسنیم فهرستی از زیرساختهای فناوری دشمن به عنوان اهداف آتی حملات ایران منتشر کرد که رسانههای مختلف خارجی به آن پرداختند.[12] در این فهرست از سه دفتر پالانتیر در تلآویو، ابوظبی و دبی نام برده شده است. این سه دفتر هرچند اهداف مشروعی هستند و ضربه به آنها خساراتی به شرکت پالانتیر وارد خواهد کرد، اما پالانتیر در منطقه زیرساختهای مهمتری دارد:
-
مراکز داده:
پلتفرمهای پالانتیر بر روی زیرساختهای ابری شخص ثالث از جمله شرکتهای آمریکایی «Amazon (AWS)»، «Microsoft Azure»، «Google Cloud» و «Oracle Cloud» اجرا میشوند. این امر وابستگی قابل توجهی به شبکه مراکز داده، به ویژه در مناطقی که پالانتیر قراردادهای فعال دولتی دارد، ایجاد میکند. باید توجه داشت که شرکتهای فوق الاشاره از هرگونه همکاری با پالانتیر و نیروهای متجاوز آمریکایی-صهیونی دریغ نکرده و در حملات آنها به ایران کاملا دخیل بوده و نقش محوری دارند.
در سالهای اخیر عواملی چون زمین ارزان، برق ارزان و مشوقهای دولتی باعث شده منطقه خاورمیانه به قطبی در توسعه مراکز داده محور آمریکایی-صهیونی تبدیل شود.[13] ضربه به این شبکه از چند جهت مشروع و هوشمندانه است: اولاً این شبکه در حملات و ترورهای دشمن نقش محوری داشته و فارغ از هر بحث دیگری بخشی از تجهیزات نظامی دشمن محسوب میشود؛ ثانیاً توسعه روزافزون این شبکه در خاورمیانه تهدیدی برای امنیت ایران است و طرفهای دخیل در این امر از جمله سرمایهگذاران بینالمللی نباید در این مورد احساس امنیت کنند؛ ثالثاً این حوزه یکی از حوزههای نوظهور ثروتساز در اقتصاد آمریکایی-صهیونی است و یکی از حوزههای مزیت نسبی دشمن -در مقابل حوزه انرژی که مزیت نسبی ایران است- محسوب میشود؛ در نتیجه ضربه به آن پاسخی مناسب به حملات این محور به زیرساختهای اقتصادی ایران بوده و برای دشمن دردآور خواهد بود. میزان آسیبپذیری دشمن در این حوزه را میتوان در واکنشها به حمله ایران به سه مرکز داده آمازون در امارات و بحرین مشاهده کرد.
-
صنعت تراشه و نیمهرساناها:
بر اساس گزارش مؤسسه آمریکایی «CSIS» تا فوریه 2026 دولت آمریکا -در چرخشی آشکار از سیاستهای اقتصادی مبتنی بر بازار و رقابتپذیری- 10 میلیارد دلار از بودجه فدرال را به خرید سهام شرکتهای خصوصی که برای «امنیت ملی» حیاتی تلقی میشوند، اختصاص داده است. بسیار جالب توجه است که 8.9 میلیارد دلار از این مبلغ مربوط به شرکت «اینتل» است.[14] همچنین ترامپ در 20 فوریه 2026 اظهار داشت: «اینتل را با اعمال تعرفه بر تولید تراشه در تایوان نجات دادم».[15] این امر از یک سو نشاندهندهی نقش کلیدی اینتل به عنوان تنها شرکت مستقر در ایالات متحده است که قادر به تولید تراشههای پیشرفته میباشد، و از سوی دیگر تزلزل و آسیبپذیری ایالات متحده در زمینه صنعت راهبردی نیمهرساناها را نمایان میکند.
صنعت نیمهرساناها، علاوه بر سایر کاربردهای نظامی-امنیتی، یکی از پایههای اصلی زنجیره تأمین پالانتیر است. محور آمریکایی-صهیونی در این زمینه نیز داراییهای آسیبپذیری در منطقه دارد. علی الخصوص رژیم صهیونیستی از سویی در زنجیره تأمین این صنعت در ایالات متحده جایگاهی کلیدی دارد و از سوی دیگر این صنعت برای خود رژیم از وجوه مختلف یکی از صنایع راهبردی است. رژیم در طراحی و تولید محصولات و فناوریهای حیاتی برای تولید تراشه جایگاه ویژهای دارد. همچنین تولید تراشه در اسرائیل برای زنجیره تأمین صنایع حساسی مانند صنایع نظامی، امنیتی، هوافضا و ارتباطات رژیم از اهمیت راهبردی برخوردار است. و نهایتاً شرکتهای بزرگ و چند ملیتی در این صنعت، نقش مهمی در اشتغال و درآمدزایی برای اقتصاد رژیم ایفا میکنند.
-
کابلهای زیردریایی و تجهیزات تبادل داده:
تجهیزات پردازش داده هرچقدر هم که کارآمد باشند، در صورت اختلال در اتصال به شبکه جهانی کارایی خود را به میزان قابل توجهی از دست میدهند. اتصالات حیاتی منطقه از دو تنگه هرمز و باب المندب عبور میکند و اتصالات رژیم صهیونیستی عمدتاً از مدیترانه.
در دو حوزه پردازش و تبادل داده، ضربه به زیرساختهای دشمن فی حد ذاته برای دشمن بسیار خسارتبار است و گشودن عرصهای است که حریف در آن آسیبپذیری بالایی دارد و احتمالا بیش از ما از ورود به آن بیمناک است، اما با توجه به ماهیت شبکهای و پیچیده زیرساختهای دو حوزه پردازش و تبادل داده و تنوع راهکارهای عملیاتی برای آسیبزدن به آنها، شایسته است برای ضربهزدن در این دو حوزه سناریویی جامع الاطراف تدوین شود.
-
زیرساختهای مراکز رشد، شتابدهندهها و مراکز تحقیق و توسعه:
مراکز رشد، شتابدهندهها و مراکز تحقیق و توسعه در رژیم صهیونیستی از سویی همکاریهای آشکار و گستردهای با نهادهای نظامی-امنیتی رژیم دارند و از سویی پایگاه شرکتهای چندملیتی و پل ارتباطی آنها با فضای آلوده فناوری در رژیم صهیونیستی هستند. ضربه به این مراکز که بعضاً سرمایهگذاریهای عظیمی روی تاسیسات آنها انجام شده است، علاوه بر خسارتهای مادی، امنیت شرکتهای چندملیتی و نخبگان فرّار صهیونیست را تحت تأثیر قرار داده و آثار بلندمدتی در زیستبوم فناوری رژیم خواهد داشت؛ ان شاء الله.

