در حملات مکرر دشمن صهیونی-آمریکایی به تأسیسات نفت و گاز ایران، علاوه بر نفس ضربات و فشار مستقیمی که از آنها حاصل میشود، به نظر میرسد دشمن سعی میکند میدان نبرد را به حوزه زیرساختهای نفت و گاز محدود کند و به نوعی اطمینان دارد که پاسخ ما نیز در همان حوزه خواهد بود. برای احیای بازدارندگی در این زمینه، این حملات باید از سه وجه پاسخ بگیرد:
- حملات متقابل به تأسیسات نفت و گاز مرتبط با دشمن که قطعا پاسخی لازم و اجتنابناپذیر به کلیت جبهه دشمن است.
اما ضربه به تأسیسات نفت و گاز منطقه هرچند قطعاً برای دشمن دردآور است، اما دو نکته را نباید فراموش کرد: نخست، آمریکا صادرکننده نفت است و آمریکا و اسرائیل حتی با دزدی دریایی هم که بشود، نهایتاً نفت و گاز ضروری خود را تأمین خواهند کرد. و دوم اینکه فشار بالا رفتن قیمت انرژی به هر میزان هم که باشد، به کلیت اقتصاد دشمن ضربه میزند، نه لزوماً به منافع الیگارشی تصمیمگیر و تصمیمساز. خبرها از رشد ثروت خانواده و مرتبطین ترامپ در بازه جنگ جاری، شاهدی برای این ماجراست.
البته قطعاً فشار به کلیت اقتصاد دشمن، به فشار سیاسی به دولتهای حاکم منجر خواهد شد، کما اینکه شده است؛ اما نباید فراموش کنیم که ما با «دولت ترامپ» و «دولت نتانیاهو» نمیجنگیم، ما با «رژیم ایالات متحده» و «رژیم صهیونیستی» و با الیگارشی حاکم بر این دو رژیم میجنگیم. مشخصاً تغییر دولت رژیم صهیونیستی تأثیر تعیینکنندهای در معادلات جنگ نخواهد داشت. در مورد آمریکا هم تحولات سیاسی در بازهای طولانیتر از معادلات جاری اثر عملیاتی خواهد داشت و حداقل عاقلانه نیست که بخواهیم در کوتاهمدت به آبروی شخصی ترامپ دخیل ببندیم.
در مورد فشار سیاسی بینالمللی حاصل از کمبود منابع انرژی هم خیلی کوتاه و مختصر عرض میکنیم که حتی اگر نیمی از مردم دنیا از گرسنگی بمیرند و نیم دیگر از سرما یخ بزنند، این فاجعه فینفسه برای رژیم ایالات متحده و رژیم صهیونیستی سر سوزنی اهمیت ندارد.
بنابراین پاسخ بازدارنده به حملات به تأسیسات نفت و گاز ایران، مستلزم دو تأمل دیگر است: نخست بر اساس منطق «چشم در مقابل چشم» باید این سوال مطرح شود که «چه حوزهای برای این دو رژیم معادل حوزه نفت و گاز برای ایران است؟» و دوم این سؤال که «چگونه میتوان به الیگارشی تصمیمگیر و تصمیمساز این دو رژیم ضربه وارد کرد؟»
نفت و گاز حدود یک چهارم تولید ناخالص داخلی و نیمی از صادرات ایران را تشکیل میدهد و مهمترین صنعت و ستون اقتصاد کشور است. خوشبختانه یافتن معادل این صنعت برای رژیم صهیونیستی کار پیچیدهای نیست: صنعت فناوریهای پیشرفته حدود یک پنجم تولید ناخالص داخلی و بیش از نیمی از صادرات رژیم را تشکیل میدهد و تنها گزینهای است که در معادلهای راهبردی میتواند در مقابل نفت و گاز ایران مطرح شود. البته ما از مدتها پیش از درگیری فعلی، از محصولات این صنعت ضربات متعددی دریافت کردهایم و حتی با صرف نظر از معادلات جاری، رژیم در این زمینه حساب سنگینی با ما دارد.
یک خوشبختانهی دیگر این است که الیگارشی حاکم بر رژیم صهیونیستی و ایضاً الیگارشی حاکم بر رژیم ایالات متحده به شدت در صنعت فناوریهای پیشرفتهی اسرائیل ذینفع هستند. شاید واضحترین نمود از نفوذ سرمایهداران صنعت فناوری آمریکا در حکومت این رژیم، حضور آنها در ردیف اول مراسم تحلیف ترامپ بود، یک ردیف جلوتر از کابینه دولت ترامپ! بسیاری از آن افراد در اراضی اشغالی و در منطقه داراییهای حساسی دارند. اما از این گذشته، حدود 80 درصد از کل سرمایهگذاریها در صنعت فناوری اسرائیل منشأ آمریکایی دارد و بخش اعظم این سرمایه متعلق به همین غولهاست. اساساً صنعت فناوری رژیم صهیونیستی به صورت انکارناپذیری بخشی از صنعت فناوری آمریکاست. بنابراین:
2 و 3. وارد آوردن ضربه مؤثر به صنعت فناوری رژیم و دیگر داراییهای صنعت فناوری آمریکا در منطقه. در فضای درگیری فعلی به نظر میرسد ضربهزدن در سه حوزه مؤثر خواهد بود:
- زیرساختهای تبادل و پردازش داده شامل دیتاسنترها، کابلهای زیردریایی و ایستگاههای تقویت و اتصالات آنها. این تأسیسات که در منطقهی ما به دلایل اقتصادی و غیراقتصادی، گسترش قابل توجهی داشته، در پشتیبانی از عملیات نظامی دشمن نیز نقش محوری دارد و تأثیرات اختلال جدی در آنها در کوتاهترین زمان قابل مشاهده خواهد بود، هرچند ترمیم آن نیز شاید از دو مورد دیگر چالش کمتری داشته باشد.
- زیرساختهای صنعت نیمهرساناها که یک حوزه راهبردی و متزلزل در جبهه آمریکایی-صهیونی است. شرکتهایی مانند «Intel»، «Nvidia»، «KLA»، «Flex» و «Tower» خطوط تولید و تأسیسات مهمی در سرزمینهای اشغالی دارند که ضربه به آنها در میانمدت آثار قابل توجهی خواهد داشت.
- زیرساختهای مراکز تحقیق و توسعه، شتابدهندهها و مراکز رشد که بعضاً سرمایهگذاریهای عظیمی روی تأسیسات آنها انجام شده است. ضربه به این مراکز علاوه بر خسارتهای مادی، امنیت شرکتهای چندملیتی و نخبگان فرّار صهیونیست را تحت تأثیر قرار داده و آثار بلندمدتی در زیستبوم فناوری رژیم خواهد داشت؛ إن شاء الله.

