کشیدگی ردیف و محتوا

در فاصله سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، الگوی سرمایه‌گذاری خارجی صنایع نظامی رژیم صهیونیستی دستخوش تغییراتی شده است. برخلاف دهه‌های گذشته که تمرکز اصلی بر صادرات مستقیم تجهیزات نظامی بود، اکنون شرکت‌هایی مانند رافائل (Rafael)، صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) و البیت سیستمز (Elbit Systems) به سمت ایجاد شبکه‌های تولید مشترک، انتقال فناوری و بومی‌سازی تولید در کشورهای شریک حرکت کرده‌اند. این تغییر صرفاً یک تصمیم تجاری نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیتی و ژئوپلیتیکی این رژیم برای افزایش ظرفیت تولید و کاهش آسیب‌پذیری زنجیره تأمین در شرایط جنگی است.

تجربه جنگ غزه و افزایش بی‌سابقه مصرف موشک‌های رهگیر و مهمات، نشان داد که اتکای صرف به خطوط تولید داخلی، توان پاسخگویی به تقاضای زمان جنگ را ندارد. ازاین‌رو، اسرائیل هم‌زمان با توسعۀ ظرفیت تولید در داخل، با ایجاد خطوط تولید در کشورهای هم‌پیمان و تمرکززدایی از ساختار صنایع نظامی خود، در پی کاهش ریسک‌های ناشی از متمرکز بودن تأسیسات حساس نظامی در خاک خود در شرایط جنگی برآمده است.

هدف اسرائیل از این نوع سرمایه‌گذاری‌های خارجی صرفاً افزایش صادرات نیست، بلکه به دنبال ایجاد شبکه‌ای از مراکز تولید و پشتیبانی منطقه‌ای است که در زمان بحران بتوانند هم نیاز نیروهای مسلح اسرائیل و هم سفارش‌های بین‌المللی را با سرعت بیشتری تأمین کنند و جایگاه صنایع نظامی اسرائیل را در بازار جهانی تثبیت نمایند.[1]

اسرائیل عمدتاً کارخانه‌های کاملاً تحت مالکیت خود ایجاد نمی‌کند، بلکه از سه الگوی سرمایه‌گذاری مشترک (Joint Venture)، تولید تحت لیسانس (Licensed Production) و انتقال فناوری (Technology Transfer) استفاده می‌کنند. این الگوها ضمن کاهش هزینه‌های سرمایه‌گذاری و کاهش حساسیت کشورهای میزبان، امکان استفاده از ظرفیت صنعتی کشورهای مقصد را فراهم می‌کنند و درعین‌حال وابستگی بلندمدت مشتریان به قطعات، نرم‌افزارها، ارتقاها، تعمیرات اساسی و خدمات پشتیبانی شرکت‌های اسرائیلی را حفظ می‌کنند. به همین دلیل، انتقال فناوری رژیم صهیونیستی معمولاً کنترل‌شده و لایه‌بندی‌شده است؛ به این معنا که فناوری‌های حساس مانند موتورهای موشکی، جستجوگرها(Seekers) ، نرم‌افزارهای هدایت، الگوریتم‌های رهگیری و سامانه‌های رمزنگاری همچنان در اختیار شرکت‌های اسرائیلی باقی می‌ماند و تنها بخش‌هایی از فرایند تولید یا مونتاژ به شریک خارجی واگذار می‌شود.[2]

این راهبرد چند مزیت اساسی برای اسرائیل ایجاد می‌کند. نخست، بخشی از هزینه توسعه خطوط تولید و تحقیق‌وتوسعه توسط دولت یا صنایع کشور میزبان تأمین می‌شود و فشار مالی بر شرکت‌های اسرائیلی کاهش می‌یابد. دوم، استقرار کارخانه در کشورهای دارای نیروی کار ارزان‌تر یا ظرفیت صنعتی گسترده مانند هند، هزینه تمام‌شده تولید را کاهش داده و امکان افزایش حجم تولید را فراهم می‌کند. سوم، بسیاری از کشورها مانند هند، رومانی و مراکش خرید تجهیزات خارجی را به انتقال فناوری و تولید داخلی مشروط کرده‌اند؛ بنابراین ایجاد خطوط تولید محلی، شرط لازم برای حفظ یا گسترش بازار این کشورها است. افزون بر این، تولید در کشورهای ثالث امکان صادرات مجدد به بازارهای منطقه‌ای را نیز آسان‌تر می‌کند و در برخی موارد، حساسیت‌های سیاسی نسبت به خرید مستقیم از اسرائیل را کاهش می‌دهد.[3]

تل‌آویو تلاش کرده است با ایجاد خطوط تولید در هند و برخی کشورهای اروپایی، شبکه‌ای از ظرفیت‌های تولیدی ایجاد کند که در شرایط بحران بتوانند بخشی از نیاز نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی یا سفارش‌های صادراتی را تأمین کنند. این شبکه همچنین احتمال اختلال در تولید ناشی از حملات موشکی، کمبود نیروی انسانی یا مشکلات زنجیره تأمین داخلی را کاهش و انعطاف‌پذیری صنایع نظامی اسرائیل را افزایش می‌دهد.[4]

دریافت فایل کامل

«دیپلماسی صنعتی-نظامی اسرائیل؛ از صادرات تسلیحات تا تولید مشترک»

 

[1]https://www.calcalistech.com/ctechnews/article/skwz8q2lzx
[2]https://www.mod.gov.il/en/press-releases/press-room/all-time-defense-export-record-israel-crosses-the-19-billion-threshold
[3]https://www.jpost.com/defense-and-tech/article-901960
[4]https://www.businessinsider.com/europe-air-defense-worries-new-interest-israel-davids-sling-2026-7