کشیدگی ردیف و محتوا

دریافت فایل کامل نقدوبررسی مقاله

«نقش ارتش و صنایع نظامی اسرائیل در پیشرفت فناوری و اقتصاد»

 

یهودیان اسرائیلی بر این باورند که در هر نسلی افرادی وجود دارند که در تلاش هستند تا این قوم را نابود کنند. آن‌ها به جمله‌ای مشابه در کتاب مقدس استناد کرده و تجربیات تاریخی را با تصورات خود درهم می‌آمیزند. وقایع 7 اکتبر سال 2023 نیز منجر به تقویت این پیش‌زمینه تاریخی شده است. با توجه به اعتقاد روزافزون اسرائیلی‌ها به تهدید مستمر وجودی، نقش حیاتی نیروهای نظامی اسرائیل یا به اختصار IDF[1] در تضمین بقای اسرائیل در نظر آنان بسیار برجسته است. از سال 1948 و تشکیل IOF[2]، این نهاد علاوه بر حضور در میادین نبرد در تلاش بود تا خود را به‌عنوان یکی از نیروهای تاثیرگذار حوزه فناوری و همچنین محیطی برای پرورش فناوری‌های پیشرفته و نوآورانه معرفی کند.

مقاله‌ حاضر نیز که در نشریه «مقالات پژوهشی در حوزه دانش، نوآوری و کسب‌وکار» (Research Papers on Knowledge, Innovation and Enterprise)، جلد ۱۳، شماره ۱، به تاریخ ژوئیه ۲۰۲۵ منتشر شده، به بررسی نقش IOF در شکل‌گیری اقتصاد فناوری‌محور اسرائیل می‌پردازد. نویسنده مقاله، پروفسور گاوین ساس (Gavin Suss) استاد و پژوهشگر حوزه‌های نوآوری و تفکر خلاق و رئیس «مدرسه طراحی و نوآوری» در کالج «مطالعات آکادمیک مدیریت اسرائیل» است. او همچنین در زمینه اجرای نوآوری در سازمان‌ها و آموزش‌وپرورش نیروهای فعال در حوزه نوآوری تخصص دارد و بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای‌اش معطوف به سخنرانی، مشاوره و آموزش در این حوزه است.

مقاله به مسئله‌ای مهم و قابل مطالعه اشاره می‌کند: این‌که «چگونه یک نهاد نظامی می‌تواند از طریق تربیت نیروی انسانی، تولید دانش فنی، شبکه‌سازی، تحقیق و توسعه و انتقال فناوری بر اقتصاد اثر بگذارد؟» از نگاه نویسنده مقاله، عملکرد IOF موجب شده امنیت ملی و پیشرفت اقتصادی در کنار یکدیگر قرار بگیرند و ضرورت‌های نظامی به طور مستمر در پیشرفت‌های فناورانه اثرگذار باشد. بر اساس دیدگاه ساس، ترکیبی از آموزش‌های سخت‌گیرانه، مواجهه با مسائل پیچیده و نیازمندی به حل مسئله آن هم در شرایط پرفشار و همچنین فرهنگ نهادینه شده نوآوری، همگی به اسرائیل امکان داده‌اند تا چالش‌های امنیتی خود را به فرصت‌های فناورانه تبدیل کند. با این وجود به نظر می‌رسد مقاله پیش از آن‌که این پرسش را از روش‌های تحلیلی و پژوهشی بررسی کند، یک پاسخ را از ابتدا پذیرفته است: « IOFموتور استثنایی نوآوری و توسعه اقتصادی اسرائیل است.» در نتیجه در بخش عمده متن در پی گردآوری شواهدی است که این فرض را تایید می‌کند. می‌توان گفت نخستین ضعف جدی مقاله، عدم تفکیک میان همبستگی، اثر گزینش و رابطه علّی است. در ادامه ذیل هر بخش به مصادیق این ابهام پرداخته می‌شود.

عامل محرک نوآوری در حوزه فناوری

ارتش اسرائیل براساس ضرورت‌های امنیتی و آینده‌نگری راهبردی سال‌هاست از استعداد و توانمندی‌های نیروهای تحت خدمت خود استفاده می‌کند و این امر زمینه‌ساز پیشرفت‌های قابل‌توجهی شده است. اما باید این نکته را نیز در نظر گرفت که برتری فناورانه برای اسرائیل تنها یک نیاز نظامی نیست، بلکه یکی از عوامل کلیدی در دکترین امنیت ملی رژیم صهیونی و عامل پیشرفت گسترده اقتصادی آن به شمار می‌رود. واحدهای نخبه IOF از جمله تالپیوت، یگان 8200، مامرام و شاخه اطلاعات نظامی (Intelligence Branch) آن در پرورش نیروی انسانی ماهر به گونه‌ای عمل کرده‌اند که توانمندی‌های آنان از کاربردهای نظامی صرف فراتر رفته است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان و نیروهای سابق این واحدها بعدها هدایت نوآوری‌های مهم در بخش هایتک را برعهده گرفته‌اند.

واحدهای فناورانه نخبه ارتش به‌نوعی مراکز پرورش استعدادهای برتر کشور هستند و افراد را از همان ابتدای مسیر با حل مسائل پیچیده، عملیات‌های مربوط به امنیت سایبری و تحلیل اطلاعات پیشرفته آشنا می‌سازند. موارد ذکر شده همگی می‌توانند به طور مستقیم به موفقیت در کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار در حوزه فناوری منجر شوند. در واقع خروجیِ استخدام فعال افراد توانمند و مستعد، در کنار تاکید بر حل مسئله در شرایط پرفشار در ارتش، تربیت نیروهای نظامی ماهر و توانمندی است که پایه و ضرورت راه‌اندازی، مدیریت و گسترش شرکت‌های فناوری هستند.

تامل: بااین‌حال این بخش یکی از نقاط ضعف استدلال مقاله را نیز روشن می‌سازد. حضور پررنگ فارغ‌التحصیلان واحدهای نخبه IOF در میان کارآفرینان موفق، لزوماً به این معنا نیست که نفس خدمت در این واحدها علت اصلی موفقیت آنان بوده است؛ زیرا این واحدها پیش از هر چیز، افراد دارای استعداد و ویژگی‌های خاص را گزینش می‌کنند. بنابراین، بخشی از رابطه مشاهده‌شده ممکن است به ویژگی‌های افراد پیش از ورود به این واحدها مرتبط باشد. در نتیجه بدون مقایسه با گروه‌های کنترل مناسب نمی‌توان تعیین کرد که بخش مهمی از موفقیت محصول «اثر ارتش» بوده است.

البته در این میان باید به نقاط قوت نیز اشاره کرد. براساس دیدگاه ساس، همکاری میان IOF و صنایع نظامی نیز در پیشبرد حوزه‌هایی مانند هوافضا، الکترونیک، امنیت سایبری و سامانه‌های تسلیحاتی خودمختار نقشی اساسی داشته و همزمان موجب تقویت توامان قابلیت‌های نظامی و دفاعی و توسعه اقتصادی شده است. به عبارتی مسیر تبدیل خدمت نظامی به رهبری فناورانه در بخش غیرنظامی را نمی‌توان یک رویداد تصادفی دانست.؛ این مسیر محصول یک نظام طراحی شده است که نوآوری را از درون ساختار نیروهای مسلح پرورش می‌دهد و تقویت می‌کند.

تجاری‌سازی فناوری‌های نظامی

ساس یکی از عوامل پیشرفت صنعت هایتک اسرائیل را، استفاده موفق فناوری‌های نظامی در کاربردهای غیرنظامی می‌داند. می‌توان گفن تسهیل فرایند ورود دستاوردهای نظامی به بخش خصوصی، زمینه‌ساز شکل‌گیری بسیاری از استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناوری بین‌المللی شده است. از طرفی بسیاری از نیروهای IOF پس از پایان دوران خدمت، وارد بخش خصوصی می‌شوند و از تجربیات و مهارت‌های خود در حوزه‌های مرتبط با فناوری‌های نوین از جمله امنیت سایبری، هوش مصنوعی، فناوری مالی و ارتباطات مخابراتی استفاده می‌کنند. به‌این ترتیب مسیر انتقال نیروی انسانی مستعد از خدمت نظامی به رهبری و کارآفرینی در بخش خصوصی نیز یکی دیگر از عوامل موثر در تقویت جایگاه اسرائیل در بازارهای جهانی فناوری است.

البته دیدگاه نویسنده توسط فرماندهان ارتش اسرائیل نیز تقویت می‌شود. رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل[3] نیز معتقد است IOF تعهد مستمری به حفظ برتری کیفی اسرائیل در زمینه فناوری دارد و به منظور دستیابی به این مهم تعداد یگان‌های نظامی مبتنی بر فناوری خود را افزایش داده است و همزمان بر برتری فناورانه و راهبردهای دفاعی-نظامی مبتنی بر نوآوری تمرکز دارد.

البته در این‌جا نیز بحث تنها درباره «تبدیل فناوری نظامی به محصول تجاری» نیست، بلکه شبکه‌های انسانی، اعتماد میان فارغ‌التحصیلان واحدها و سرمایه اجتماعی حاصل از خدمت مشترک نیز احتمالاً بخشی از سازوکار اثرگذاری هستند؛ هرچند مقاله این سازوکارها را چندان عمیق و مستقل تحلیل نمی‌کند.

مشارکت اقتصادی و اثرگذاری در مقیاس جهانی

ساس معتقد است ارتباط هم‌افزای ابتکارات فناورانه IOF و موفقیت اقتصادی اسرائیل به وضوح در شاخص‌های کلان اقتصادی و روندهای مربوط به بخش‌های مختلف اقتصادی اسرائیل قابل مشاهده است.

او به گزارش‌های انجمن صنایع پیشرفته اسرائیل (IATI) و شرکت Deloitte اسرائیل در سال 2023 استناد می‌کند که در آن بخش هایتک در حدود 1/16 درصد از GDP اسرائیل را تشکیل می‌داد و 9/11 درصد از نیروی کار را نیز شامل می‌شد. در سال 2022 در حدود 3/48 درصد از صادرات اسرائیل متعلق به بخش هایتک بود. گفتنی است این رقم تا سال 2025 به 58 درصد افزایش یافته است[4].

همچنین با تاکید بر سطح بالای سرمایه‌گذاری دولت اسرائیل در بخش تحقیق و توسعه (R&D) و اشاره به همکاری دولت با بخش خصوصی در تقویت فرهنگ نوآوری مستمر و افزایش توسعه، به نقش دولت خودخوانده اسرائیل نیز اشاره می‌کند. در نظر نویسنده مسیر انتقال نیروهای نظامی از ارتش به بخش فناوری تنها منجر به تاثیر بر اقتصاد داخلی رژیم نشده، بلکه زمینه‌ساز شکل‌گیری همکاری‌های جهانی و جذب شرکت‌های چندملیتی به سرزمین‌های اشغالی نیز شده است. شرکت‌هایی مانند Check Point، Waze و Palo Alto Networks که همگی توسط نیروهای سابق ارتش اسرائیل تأسیس شده‌اند، در حوزه‌های امنیت سایبری، هوش مصنوعی و سامانه‌های خودران در سطح جهانی پیشرو هستند. به موجب این مسئله، نفوذ ارتش اسرائیل به همکاری‌ها و مشارکت‌های جهانی نیز گسترش یافته است و شرکت‌های چندملیتی مانند Intel، Microsoft و Google هم بخشی از مراکز تحقیق و توسعه خود را در داخل اراضی بنا کرده‌اند.

تامل: این نکته را شاید بتوان دومین ضعف جدی مقاله در نظر گرفت. با گسترش بیش از حد زنجیره علی مقاله میان چند پدیده متفاوت از جمله توان نظامی، صنایع نظامی و دفاعی، آموزش فنی سربازان، انتقال فناوری، موفقیت استارتاپ‌ها، صادرات فناوری و نظامی و حتی حضور شرکت‌های چند ملیتی پیوندی تقریبا خطی برقرار می‌کند. برای نمونه، سرمایه‌گذاری بالای اسرائیل در R&D و حضور شرکت‌هایی مانند Intel، Microsoft و Google به‌گونه‌ای در امتداد نقش IOF قرار می‌گیرند که گویی همگی عمدتاً پیامد اکوسیستم نظامی‌اند. درحالیکه اقتصاد فناوری اسرائیل محصول مجموعه‌ای بسیار گسترده‌تر است که شامل سرمایه‌گذاری دولتی غیرنظامی –  که تا حدی به آن اشاره شد – مهاجرت نیروی متخصص، دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی، سرمایه خطرپذیر، پیوند با بازار آمریکا، سیاست‌های صنعتی، معافیت‌ها و مشوق‌های مالیاتی و همچنین ادغام در شبکه‌های جهانی فناوری است. هرچند مقاله حاضر این عوامل را حذف نمی‌کند اما وزن تحلیل آن‌ها در مقابل روایت نظامی تقریبا ناچیز است.

همچنین انتخاب مثال‌ها تقریبا گزینشی و موفقیت‌محور است. شرکت‌هایی مانند Check Point، Palo Alto Networks، Waze، Mobileye و چندین شرکت دیگر به‌عنوان شواهد گذار موفق از تجربه نظامی به بازار تجاری معرفی می‌شوند. اما مقاله هیچ اشاره‌ای به چند هزار فارغ‌التحصیل دیگر همین واحدها نمی‌کند. چند درصد از این فارغ‌التحصیلان هرگز شرکت موفقی تاسیس نکرده‌اند؟ چند استارتاپ با بنیان‌گذاران نظامی شکست خورده‌اند و یا چه تعداد از شرکت‌های موفق اسرائیلی محصول مسیرهای دانشگاهی، مهاجرتی و یا غیرنظامی بوده است؟ مشاهده برجسته‌ترین نمونه‌های موفق و تبدیل آن‌ها به شاهدی برای کارآمدی کل سیستم نوعی سوگیری در انتخاب است.

بااین‌‌حال اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم مقاله به درستی بر موضوعی تمرکز دارد که در تحلیل اقتصاد فناوری اسرائیل نمی‌توان آن را حذف کرد. این‌که ارتش اسرائیل نه یک مصرف‌کننده، بلکه یکی از نهادهای مهم تولید، جذب و گردش سرمایه انسانی و دانش فنی است. و برای یافتن چارچوبی نسبتا جامع در جهت فهم این پیوند باید همزمان بر چندین حوزه تمرکز داشت. کاری که مقاله حاضر تا حدی به آن عمل نموده است. همچنین باید در نظر داشت موفقیت شرکت‌های تاسیس شده توسط کهنه‌سربازان یگان‌های نخبه IOF در طول سال‌ها علاوه بر تقویت جایگاه اقتصادی اسرائیل، به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی رژیم صهیونی نیز کمک چشمگیری کرده است.

موید این امر نیز پژوهش ایلیا استربولایف (Ilya Strebulaev)، پژوهشگر و استاد برجسته در حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر، در سال 2023 درباره بنیان‌گذاران شرکت‌های یونیکورن است که نشان می‌دهد ارتش اسرائیل در پرورش بنیان‌گذاران موفق استارتاپ‌ها در رتبه دوم سازمان‌های جهانی قرار گرفته و در این مسئله حتی از شرکت‌های چندملیتی بزرگ و موسسات مالی بین‌المللی نیز پیشی گرفته است (قابل ذکر است که چک‌پوینت – شرکتی که نیروهای سابق ارتش اسرائیل بنیان‌گذار آن بودند – در صدر این فهرست قرار دارد).

احتمال تبدیل شدن به یک شرکت یونیکورن در آمریکاتصویر 1 – احتمال تبدیل شدن به یک شرکت یونیکورن در آمریکا(نقش سازمان‌های بین‌المللیِ محل فعالیت بنیان‌گذاران)

جمع‌بندی

مقاله ساس را نمی‌توان یک پژوهش بی‌ارزش یا تبلیغاتی دانست؛ چرا که مسئله‌ای واقعی و مهم را طرح می‌کند و مجموعه قابل‌توجهی از نمونه‌ها و منابع را در کنار هم قرار می‌دهد. اما ضعف اصلی آن در گذار شتاب‌زده از «وجود ارتباط» به «اثبات نقش علّی و استثنایی IOF» است. از مجموع محتوای متن به نظر می‌رسد مقاله در عمل بیشتر یک روایت ستایش‌آمیز و منسجم از نقش ارتش در موفقیت اسرائیل در حوزه فناوری است. درحالیکه می‌بایست نقش عوامل دیگر که پیش‌تر ذکر آن رفت نیز در کنار IOF در نظر گرفته شود، اثر انتخاب در واحدهای نخبه کنترل گردد و نمونه‌های شکست نیز وارد تحلیل شود. همچنین باید ابهام همبستگی و علیت برطرف گردد.

برای مثال نویسنده مقاله بااشاره به داده‌های موجود بر این نکته تاکید می‌کند که « IOFنظامی ایجاد کرده است که پس از پایان خدمت، ابزارها، نگرش و تخصص لازم را به‌منظور تاسیس و توسعه شرکت‌های بزرگ فناوری در اختیار نیروهای خود قرار می‌دهد. این فرایند حاصل دهه‌ها سرمایه‌گذاری راهبردی در نوآوری نظامی، پرورش استعدادها و انتقال فناوری است. بر این اساس بایستی نقش IOF را فراتر از یک نهاد نظامی در نظر گرفت. ارتش اسرائیل را می‌توان یکی از ارکان مهم در اقتصاد رژیم صهیونی نیز در نظر گرفت». تنها در صورتی می‌توان با اطمینان گفت IOF «علت» بخشی از موفقیت اقتصاد فناوری اسرائیل است، که مرز روشنی میان ارتباط آماری، انتقال واقعی فناوری و رابطه علّی وجود داشته باشد. در غیراین‌صورت می‌توان ارتش را تنها یکی از مهم‌ترین نهادهایی در نظر گرفت که در کنار عوامل متعدد دیگر در این موفقیت سهیم بوده است.

در ادامه متن کامل به همراه ترجمه مقاله ارائه شده است تا پژوهشگران بتوانند با استناد به آن تحقیقات خود را انجام دهند؛ لازم به ذکر است که به دلیل ترجمه ناچار به استفاده از تعبیر جعلی «ملت» و «اسرائیل» برای اشاره به اشغالگران در اراضی اشغالی شدیم.

دریافت فایل کامل نقدوبررسی مقاله

«نقش ارتش و صنایع نظامی اسرائیل در پیشرفت فناوری و اقتصاد»

 

 

[1]Israel Defense Forces
[2]Israel Occupying Forces: نامی که به‌عنوان جایگزین برای ارتش اسرائیل شناخته شده است. در ادامه متن نقدوبررسی از این نام برای توصیف ارتش اسرائیل استفاده می‌شود.
[3]Kochavi, A (2023) The IDF as a National Training Center: A Personal, Social, and Economic Accelerator. The Institute for National Security Studies. TAU.
[4]https://www.jpost.com/business-and-innovation/tech-and-start-ups/article-897966