بر پایه دادههای پژوهش افکارسنجی انجامشده درباره رفتارهای اجتماعی و آنلاین نوجوانان در خلال جنگ غزه در سال 2024 که توسط مرکز 105 (ستاد حمایت از کودکان در فضای مجازی) رژیم صهیونیستی انجام شده است، میتواند شروع خوبی برای ما جهت فهم وضعیت روانی کودکان و نوجوانان اسرائیلی باشد.
طبق یافتههای این گزارش که با پیمایش از 1,155 نوجوان 12 – 17 ساله اسرائیلی انجام شده است، اکثر نوجوانان اعلام کردهاند که با وجود مواجهه گسترده با محتوای خشن، تصاویر جنگ، گفتارهای نفرتآمیز و اخبار جعلی در فضای مجازی اما احساس ناامنی شدید یا اضطراب مداوم نداشته و همچنان به استفاده روزمره از شبکههای اجتماعی و اینترنت ادامه دادهاند.
تحلیل دادهها در چارچوب جامعهشناسی بحران، نشان میدهد که این ثبات ظاهری لزوماً نشانه سلامت روان نیست، بلکه میتواند بازتاب فرایندی عمیقتر باشد؛ فرایندی که در آن خشونت دیجیتال بهتدریج عادی شده و نسل نوجوان برای ادامه زندگی روزمره خود ناچار به سازگاری اجباری با شرایط بحرانی شده است.
دادههای گزارش همچنین نشان میدهد که بخش زیادی از نوجوانان در دوران جنگ در معرض حجم بالایی از محتوای خشن و سیاسیشده قرار گرفتهاند؛ محتوایی که نه تنها در شبکههای اجتماعی، بلکه در بازیهای آنلاین و حتی بسترهای آموزش مجازی نیز حضور داشته است. این موضوع بیانگر آن است که فضای دیجیتال در این دوره فراتر از کارکرد معمول خود رفته و به امتداد میدان منازعه در سطح نمادین تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نبود واکنش هیجانی شدید یا گزارش نگرانی گسترده از سوی نوجوانان نباید بهمعنای فقدان اثرات منفی تعبیر شود. دادهها نشان میدهند که تکرار مداوم مواجهه با خشونت موجب شکلگیری نوعی بیحسی تدریجی شده است؛ مکانیسمی دفاعی که امکان ادامه زندگی روزمره را فراهم میکند، اما همزمان حساسیت نوجوانان نسبت به خشونت را کاهش میدهد.
گزارش نشان میدهد که میزان مواجهه با محتوای خشن و گفتمانهای تنشزا در میان گروههای مذهبی متفاوت است. نوجوانان یهودی سکولار و نوجوانان عرب بیشترین میزان مواجهه را گزارش کردهاند، در حالیکه نوجوانان حریدی کمترین تماس را با این نوع محتوا داشتهاند.
این تفاوتها احتمالاً ناشی از الگوهای متفاوت مصرف رسانه، میزان دسترسی به اینترنت آزاد و شدت نظارتهای خانوادگی و اجتماعی است. با اینحال، پژوهش تأکید میکند که در زمینه پیامدها، مانند تجربه قربانی شدن، میزان گزارشدهی یا دلایل عدم گزارش آسیب، تفاوت معناداری میان گروههای مذهبی مشاهده نمیشود. این همسانی نسبی نشان میدهد که منطق غالب فضای دیجیتال در شرایط بحران میتواند شکافهای فرهنگی و مذهبی را در تجربه زیسته نوجوانان کمرنگ کند.
یکی از یافتههای کلیدی و با اهمیت این گزارش، شکاف میان آگاهی از نهادهای اسرائیلی و اعتماد به آنها است. دادهها نشان میدهند که اکثریت نوجوانان از وجود نهاد رسمی حمایت از کودکان و نوجوانان در فضای مجازی آگاهاند و این آگاهی نسبت به گذشته افزایش یافته است.
با اینحال، تنها اقلیتی از آنان اعلام کردهاند که در صورت مواجهه با خشونت یا آزار آنلاین، این نهاد را بهعنوان مرجع اصلی خود انتخاب خواهند کرد. در مقابل، نوجوانان ترجیح میدهند در چنین موقعیتهایی به ترتیب به والدین، دوستان نزدیک یا عوامل مدرسه مراجعه کنند. این الگو نشان میدهد که مسئله اصلی کمبود اطلاعرسانی نیست، بلکه تردید نسبت به کارآمدی و همخوانی نهادهای رسمی با تجربه زیسته نوجوانان است؛ موضوعی که میتوان آن را نشانه فاصلهگیری تدریجی از حمایت نهادی دانست.
در بخش دیگری از گزارش، نوجوانان میزان آگاهی والدین خود از فعالیتهای آنلاینشان را ارزیابی کردهاند. بیشتر پاسخدهندگان معتقدند که والدینشان تا حدی از آنچه در اینترنت انجام میدهند مطلعاند. با اینحال، تحلیل دقیقتر دادهها نشان میدهد که این آگاهی غالباً سطحی است و بیشتر به زمان استفاده از اینترنت محدود میشود تا به نوع و محتوای فعالیتها. در شرایط جنگ و فشار روانی جمعی، زمانیکه والدین خود تحت اضطراب و فرسودگی اطلاعاتی هستند، این فاصله افزایش یافته و گفتوگوی عمیق میان نسلها درباره تجربههای خشونتآمیز دیجیتال تضعیف میشود.
گزارش همچنین به آسیبهای شدیدتر، مانند خودآزاری یا افکار خودکشی ناشی از آزار آنلاین، اشاره میکند. هرچند درصد گزارششده این موارد پایین است، اما باید با اهمیت بسیار تلقی شود. دادهها نشان میدهند که فشارهای اجتماعی، عدم تشخیص نشانههای بحران و عادیشدن تدریجی خشونت میتواند باعث برآورد کمتر از واقع چنین آسیبهایی شود. در فضایی که خشونت و تحقیر بخشی از تجربه روزمره شده است، مرز میان آسیب جدی و وضعیت عادی به تدریج کمرنگ میشود.
اکثر پاسخدهندگان (63%) اعلام کردند که از اپلیکیشنها و سایتهایی که کاربران ناشناس در آنجا فعالیت کنند، استفاده نمیکنند. این آمار در بین یهودیان سکولار (57%) کمتر از حریدی (69%) و عرب (70%) است. اکثر افراد (68%) اعلام کردند تا حد زیادی حریم خصوصی را رعایت میکنند و از انتشار اطلاعات شخصی خودداری میکنند و بهطور مداوم بهروزرسانیهای امنیتی را انجام میدهند.
در پاسخ به برقراری ارتباط با فرد غریبه، از افراد پرسیده شد که آیا در طول سال گذشته فرد غریبهای از طریق اینترنت با شما تماس گرفته یا خیر، 70% پاسخشان خیر بود. از بین 30% که اعلام کردند فرد غریبهای در اینترنت با آنها ارتباط گرفته است، 10% درباره خواسته او سکوت کردند، 7% اعلام کردند از او اطلاعات شخصی خواسته است، 7% گفت از او برای خرید محصول درخواست کردهاند، 4 درصد اعلام کردند درخواست ملاقات حضوری مطرح شده است.
در مجموع این پژوهش تصویری از نسلی ارائه میدهد که در دل جنگ و ناامنی بهظاهر سازگار و تابآور باقیمانده است، اما این تابآوری بیش از آنکه فعال و آگاهانه باشد، ناشی از عادیسازی خشونت دیجیتال و کاهش تدریجی اعتماد به نهادهای رسمی است. چالش اصلی که از یافتههای گزارش برمیآید، نه صرفاً افزایش آگاهی یا گسترش برنامههای آموزشی، بلکه بازسازی اعتماد نهادی، تقویت گفتوگوی بیننسلی و بهرسمیتشناختن تجربه زیسته نوجوانان در فضای دیجیتال بحرانزده است.

